مجتمع آموزش عالی تاریخ سیره و تمدن اسلامی
جستجو
Close this search box.

حجة الاسلام و المسلمین دکتر محمد رضا جباری روز سه شنبه 17 تیر 1393 در برنامه زلال تاریخ رادیو معارف با بیان چند نمونه جالب از تربیت صحیح پیامبر (ص) به رفتار دو صحابی بزرگ ایشان به نام های عبد الله بن عمرو بن حرام (پدر جابر بن عبد الله انصاری) و حنظله غسیل الملائکه در ملحق شدن به سپاه اسلام اشاره کرد و با ورود به داستان جنگ احد به بیان اقدامات پیامبر (ص) در آماده سازی نیروها پرداخت.

چند نمونه جالب از تربیت صحیح پیامبر (ص)

عبد الله بن عمرو بن حرام

عبد الله بن عمرو بن حرام پدر جابر بن عبدالله انصاری صحابی برجسته پیامبر (ص) است که در عصر ایشان و بعد از ایشان تا دوران امامت امام باقر (ع) در قید حیات بود. پدرش بجز او، هفت تا دختر داشت و وقتی پیامبر (ص) عازم احد بود به فرزندش جابر گفت که جایز نیست هر دوی ما این زنان را رها کنیم و جا دارد یکی از ما سرپرستی آن ها را به عهده بگیرد و دیگری به جنگ برود. گفت: من تو را برای همراهی پیامبر (ص) در جهاد از خودم برتر نمی دانم؛ تو با خواهرانت بمان وآن ها را سرپرستی کن.

از این روی جابر به تبع امر پدر در احد شرکت نداشت و پدرش در جنگ شرکت کرد و جزو شهدای احد شد. این یکی از نمونه های جالب است که حکایت از شوق اصحاب دارد. به تعبیر برخی از نویسندگان غزوه احد را غزوه شهادت نامیده اند و باید به این گونه صحنه ها هم به لحاظ کثرت شهدا و هم به جهت مسابقه ای که در شهادت طلبی وجود داشت توجه کرد. این تربیت پیامبر (ص) بود که این صحنه ها را ایجاد کرد و به یادگار در تاریخ باقی گذاشت تا در طول تاریخ انسان ها مطالعه کنند و درس بگیرند.

حنظله غسیل الملائکه

قصه حنظله بسیار درس آموز است او مصداق بارز یخرج النور من الظلمات است. او فرزند فرد منحرفی بنام ابوعامر بود که قبلا گرایشی به سمت نصرانیت پیدا کرده بود و در آغاز ورود پیامبر (ص) به مدینه از روی عناد از این شهر خارج شد و به مکه رفت. در جریان جنگ احد، با گروهی از افراد طایفه اش عازم احد شد. او جزو اولین حمله کنندگان به مسلمانان است. او همچنین گودال هایی حفر کرده بود که پیامبر (ص) در یکی از این گودال ها قرار گرفتند و با کمک امام علی (ع) خارج شدند و پای ایشان مجروح شد. او جزو اولین کسانی است که به سمت مسلمانان سنگ پرتاب کردند. او در بین مردم به ابوعامر راهب معروف بود که پیامبر (ص) او را فاسق لقب داد.

در آستانه جنگ احد، حنظله با دختر عبد الله بن ابی ازدواج کرد. یعنی دختر و پسر مومن ولی پدرانشان هر دو از معاندین پیامبر (ص) هستند. شب زفاف همان شبی بود که رسول خدا (ص) عازم احد شده بودند. یعنی شب شنبه. حنظله در مدینه ماند و همراه سپاه اسلام نرفت. او قبل از این، از پیامبر (ص) اذن خواست. این مساله صحت اسلام و پاکی او را نشان می دهد. در برخی از روایات شان نزول آیه 62 سوره نور را در وصف او می دانند: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذَا کَانُواْ مَعَهُ عَلىَ أَمْرٍ جَامِعٍ لَّمْ یَذْهَبُواْ حَتىَ‏ یَسْتَْذِنُوهُ  إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَْذِنُونَکَ أُوْلَئکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ  فَإِذَا اسْتَْذَنُوکَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لهَُمُ اللَّهَ  إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(62)
مؤمنان حقیقى آنهایى هستند که به خدا و رسولش ایمان (و انقیاد کامل) دارند و هر گاه در کارى اجتماعشان به حضور رسول (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) لازم باشد حاضر آیند و تا اجازه نخواهند هرگز از محضر او بیرون نمى‏روند. و (اى رسول ما) آنان که از تو اجازه مى‏خواهند اینان به حقیقت اهل ایمان به خدا و رسولند، پس چون از تو اجازت طلبند که بعضى مشاغل و امور خود را انجام دهند از آنان هر که را خواهى اجازه ده و بر آنها از خدا طلب مغفرت و آمرزش کن، که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

شوق شهادت و ملحق شدن به پیامبر (ص) موجب شد که صبح زود حرکت کند و خودش را به سپاه اسلام برساند. و لذا گفته اند که وقتی خواست حرکت کند همسرش چهار نفر از انصار را طلبید و گفت که حنظله نزد شما اقرار کند اگر من از حنظله صاحب فرزندی شدم از حنظله است تا من متهم به خلاف شرع نشوم. حنظله نزد آن ها شهادت داد و اتفاقا صاحب فرزند هم شد که نام او را عبدالله گذاشتند و در جریان حره در سال 63 هجری از سران انصار بود.

علت طلبیدن شاهد توسط این خانم این است که خودش می گوید خواب دیدم که آسمان شکافته شد و حنظله وارد آسمان شد و شکاف به هم آمد و فهمدیم که او برنخواهد گشت. حنظله با همان حالت بعد از زفاف در جنگ شرکت کرد و به شهادت رسید. یعنی غسل نکرد. رسول خدا (ص) بعد از شهادت او فرمود که من ملائکه را دیدم که در بین زمین و آسمان او را غسل می دادند. و لذا معروف به حنظله غسیل الملائکه شد.

نکته بسیار جالب این است که هر دوی آن ها انسان های مومن بودند ولی پدرانشان منافق بودند. این اختیار انسان ها را نشان می دهد، علاوه بر این، اوج تربیت صحیح پیامبر اسلام را می رساند. در تاریخ، فراوان رخ داده است که از والدین مومن، فرزندان کافر و از والدین کافر، فرزندان مومن رشد کرده باشند. در برخی از تفاسیر گفته اند که تعبیر قرآنی تخرج المیت من الحی و تخرج الحی من المیت همین مساله است زیرا مصداق واقعی حیات و ممات ایمان و کفر است و این مومن است که زنده است و کافر در حکم مرده است.

تدابیر پیامبر (ص) برای آماده سازی نیروها

بعد از اینکه سپاه اسلام در صبحگاه روز شنبه (هفتم شوال یا پانزدهم شوال) به کنار کوه احد رسید پیامبر اسلام برای آماده سازی نیروها اقداماتی صورت دادند.

نظم بخشیدن به سپاه

پیامبر (ص) در آغاز روز، سپاه را مرتب کرد. در روایات می خوانیم که ایشان به صورت پیاده حرکت می کرد و صفوف را منظم می نمود. به یکی می گفت بیا جلو و به دیگری می گفت برو عقب تر. این کار تاثیر بسیار مهمی در پیروزی سپاه و درسی برای آموزش نظم و دارای پیامی برای سپاه مقابل است که این لشکر نظم و رهبر دارد و دارای آرایش خاصی است و علاوه بر این، برای حرکات خود نیرو نیز موثر است.

آمادگی روانی نیروها

سپاه قریش که برای حسب و نسب و انتقام آمده بودند زنان را نیز همراه خود آورده بودند. آن ها در مقابل سپاه، دف می نواختند و اشعار جنسی تحریک آمیز می خواندند:
َحنُ بَناتُ طارق     نَمشي عَلى النّمارِق
مَشيَ القطيّ البارِق     المسكُ في المَفارِق
وَالدرّ في المَخانِق     إِن تُقبلوا نُعانِق
أَو تُدبِروا نُفارِق     فِراق غير وامِق

ما دختران ستاره زهره ایم! بر فرش های گرانبها پا می گذاریم! اگر پیروز شوید با شما هم آغوش می شویم و اگر فرار کنید از شما دوری خواهیم گزید و دیگر دوستتان نخواهیم داشت!

پیامبر (ص) در مقابل، خطبه ای خواندند و در طی آن تلاش کردند نیات افراد را اصلاح کنند و مسیر را برای آنها مشخص نمایند.

متن خطبه بدین شرح است:

ای مردم شما را سفارش می کنم به آنچه که خداوند در کتابش مرا به آن امر کرده است. خداوند مرا سفارش کرده است که از دستور های او اطاعت و از محرم های او دوری کنم. شما امروز در معرض کسب اجر و پاداش هستید و برای کسی که خدا را به یاد داشته باشد و خودش را به صبر و یقین آراسته کند و سعی و تلاش داشته باشد خدا به او اجر می دهد. بدانید که جهاد با دشمن سخت است. و افرادی که ایستادگی می کنند کم هستند مگر آن ها که خداوند اراده آن ها را قوی کرده باشد. بدانید که خداوند با کسی است که از او اطاعت کند و شیطان با کسی است که از حق نافرمانی کند. با صبر بر جهاد امید به فتح و پیروزی داشته باشید. از خدا بخواهید آن چه را وعده داده است به شما ارزانی بدارد و در همه حال از او اطاعت کنید . من به هدایت شما بسیار حریصم. بدانید اختلاف و نزاع و به تاخیر انداختن کارها باعث عجز و ضعف می شود. که خدا آن را دوست ندارد و با وجود آن، یاری و پیروزی خود را دریغ می کند.

ان شاء الله ادامه خطبه در برنامه هفته آینده خوانده می شود. 

 

متن برنامه های تاریخی رادیو معارف

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *