مجتمع آموزش عالی تاریخ سیره و تمدن اسلامی
جستجو
Close this search box.

 بیستم رمضان[1] سال هشتم هجری مصادف است با فتح مکه به دست پیامبر(ص) البته برخی نیز فتح مکه را در روزهای دیگر ماه رمضان به خصوص سیزدهم رمضان نیز دانسته‌اند.[2] فتح مکه پس از آن صورت گرفت که پیمان صلح حدیبیه از سوی قریش نقض شد؛ به موجب یکی از مفاد این پیمان که سال ششم هجری میان پیامبر(ص) و قبیله قریش امضا شده بود، هر قبیله آزاد بود با محمد(ص) و یا قریش هم‌پیمان شود که در پی آن خزاعه با مسلمانان و بنو‌بکر با قریش هم‌پیمان شدند.[3]

در سال هشتم هجری قبیله بنی‌بکر به کمک قریش شبانه به خزاعه حمله کردند،[4] این به معنی نقض پیمان حدیبیه بود. پیامبر که از این امر آگاهی یافت درصدد حمایت از خزاعه برآمد[5] و با سپاهی ده هزار نفری عازم مکه شد[6] و به جز تعداد معدودی[7] به اهالی آن را امان داد.[8] این رأفت پیامبر باعث ایمان قریشیان شد و مکه بدون خونریزی فتح گردید. پیامبر(ص) به همراهی حضرت علی(ع) به شکستن بت‌های داخل کعبه اقدام نمود.[9] هنگامی که ایشان با چوبدستی خویش بر بتها می‌زدند آیه «جاء الحق و زهق الباطل»[10] را تلاوت می‌کردند. همچنین توسط منادی خویش اعلام نمودند که هر کس بتی در خانه دارد بشکند[11] و عده‌ای را نیز برای شکستن بتها و تخریب بتخانه‌ها به به اطراف مکه فرستادند.[12]سقوط شهر مکه سرآغاز تحولات بزرگی در تاریخ اسلام بود. قبایل مختلف عرب به جز هوازن و ثقیف هنگامی که شاهد فتح مکه و مسلمان شدن قبیله بزرگ قریش بودند نمایندگان خود را به نزد پیامبر فرستاده و اسلام آوردند.[13]پس از جنگ حنین که به دنبال فتح مکه صورت گرفت نمایندگان هوازن و ثقیف نیز به نزد پیامبر رفتند و در ابتدا پیش شرطهایی را برای اسلام آوردن خویش مطرح کردند اما چون پیامبر هیچ پیش شرطی را نپذیرفت بدون هیچ شرطی اسلام آوردند.[14] 

 

[1] – واقدی، المغازی، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات،ج3، ص 889.

[2][2] – ذهبی، تاریخ الاسلام، بیروت، دارالکتب العربی، 1407، ج2، ص537؛ ابن کثیر، السیره النبویه، بیروت، دارالمعرفه، 1393ق، ج3، ص541.

[3] – المغازی، ج2، ص 781؛

[4] – ابن هشام، السیره النبویه، بیروت، دارالمعرفه، بی‌تا، ج4، صص 390-391؛ المغازی، ج2، ص783؛ تاریخ یعقوبی، نجف، المکتبه الحیدریه، 1384ق، ج2، ص 47، ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دارصادر، ج2،‌ص134.

[5] – المغازی، ج2، ص799؛ الطبقات الکبری،‌ج2،‌ص 135.

[6] – الطبقات الکبری، ج2، ص135؛ المغازی، ج2، ص 801.

[7] – السیره النبویه، ج4، ص 50؛ المغازی، ج2، ص 825؛ الطبقات الکبری، ج2، ص 236.

[8] – السیره النبویه، ج4، ص58؛ تاریخ یعقوبی، ج2، ص50، المغازی، ج2، ص 844.

[9] – السیره النبویه، ج4، ص 58؛ المغازی، ج2، ص 832، طوسی، الامالی، قم، دارالثقافه، 1414ق، ص336،

[10] – اسراء، آیه 81.

[11] – تاریخ یعقوبی، ج2، ص50.

[12] – الطبقات الکبری، ج2، صص 145-147، نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، تهران، امیرکبیر، 1365ش، ج2، صص 280-281.

[13] – حلبی، السیره الحلبیه، بیروت، دارلمعرفه، ج3، ص61، الطبقات الکبری، ج1، صص 303-352، نهایه الارب فی فنون الادب، ج3، صص37-103.

[14] – المغازی، ج3، ص 966.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *