مجتمع آموزش عالی تاریخ سیره و تمدن اسلامی
جستجو
Close this search box.

به روایتی هفتم رمضان[1] سال دهم بعثت(عام الحزن) مصادف است با رحلت عموی بزرگوار پیامبر اعظم(ص) عبد مناف[2]– عمران-[3] بن عبدالمطلب بن هاشم،‌ كه بيشتر با كنيه‌اش ابوطالب شناخته مي‌شد، برخی روز وفات ایشان را در نیمه شوال و یا اول ذی‌القعده دانسته‌اند.[4] شیخ طوسی به نقل ابن عیاش وفات ایشان را در 26 رجب دانسته است.

[5]ابوطالب بنا بر وصیت عبدالمطلب جد بزگوار پیامبر اسلام(ص) سرپرستی آن حضرت را به عهده گرفت و همیشه همراه ایشان بود.[6] او پس از عبدالمطلب و برادر بزرگترش زبیر ریاست بنی هاشم و مقام سقایت و رفادت راکه از مناصب مهم مکه بود، برعهده داشت[7] اما پس از مدتی به دلیل بدهی مناصب رفادت و سقایت را برادرش عباس وانهاد.[8]

پس از بعثت نیز آن بزرگوار به حمایت پیامبر برخاست و با جان و دل برای ایشان در مقابل مشرکین قریش ایستاد و سختی‌های بسیاری را در این راه متحمل شد.[9] با رحلت ابوطالب قریشیان که پیامبر را بدون حامی قدرتمندی می‌دیدند به اذیت و آزار پیامبر شدت بخشیدند[10] به طوری که پس از مدت کوتاهی از رحلت پیامبر ایشان به قصد ترک مکه به طائف رفتند. از مهمترین مسائل مطرح شده درمورد ابوطالب در میان شیعه و سنی مسأله ایمان ابوطالب است. شیعیان با تکیه بر روایات رسیده از امامان معصوم[11] و مضامین اشعاری که از ابوطالب برجای مانده[12] و همچنين قراين و شواهدي نظير: اداي شهادتين بصورت آهسته، غسل ابوطالب به فرمان پيامبر(ص) و وعده استغفار، باقي بودن فاطمه بنت اسد مسلمان در قباله همسري ابوطالب، تقيه ابوطالب[13] قائل به اسلام ابوطالب‌اند؛ در مقابل گروهی از علمای اهل سنت قائل بر کفر ایشان هستند.[14] در پاسخ به این نظر علمای اهل سنت رساله‌های بسیاری از سوی علمای شیعه در طی قرون نگاشته شده است که از مهمترین آنها کتاب ایمان ابوطالب نوشته شیخ مفید (ره) می‌باشد.

[1] – الکفعمی، المصباح، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1403ق، ص 513.

[2][2] – ابن سعد، الطبقات الكبري، بيروت،‌ دارالفكر، 1414ق، ج1، ص 61، خليفة‌ بن خياط، كتاب الطبقات،‌ بيروت، دارالفكر، 1414ق، ص 30، ابو الفرج اصفهاني، مقاتل الطالبيين، بيروت،‌ موسسه الاعلمي للمطبوعات، 1408ق، ص 25.

[3] – احمد بن علي الحسني [ ابن عنبة] عمدة‌الطالب في انساب آل ابي طالب، نجف، منشورات الحيدرية، 1380ق، ص 20

[4] – الطبقات الكبري،‌ ج1،‌ ص 84

[5] – شیخ طوسی، مصباح المتهجد، بیروت، موسسه فقه الشیعه، 1411ق، ص812.

[6] – تاريخ يعقوبي، بيروت، دارصادر،ج2،‌ص 13؛ احمد بن الحسين البيهقي، دلائل النبوة، بيروت،‌ دارالكتب العلمية، 1423، ج2،‌ص 22؛ طیری، تاريخ طبري، بیروت، مؤسسه الاعلمی، ج2، ص32

[7] – ابن هشام، السيرة‌النبوية‌،‌ بيروت،‌ داراحياء التراث العربي، 1985م،‌ج1، ص 175

[8] – بلاذری، انساب الاشراف،  بيروت، دارالفكر، 1417ق،  ج1، ص64.

[9] – تاريخ طبري، ج2، ص 32؛ انساب الاشراف، ج2، ص 291؛

[10] – ابن اسحاق، السیر و المغازی، ص 239؛ الطبقات الکبری، ج1، ص211.

[11] – رک: کلینی،کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1363ش، ج1، صص 446 و 448؛

[12] – ر.ك: السيرة‌النبوية، ج1، ص 174، شيخ مفيد، ايمان ابي طالب، قم، موسسه البعثه،1412ق، ص31-41، فخار بن معد موسوي، ايمان ابي طالب، ، قم، انتشارات سید الشهداء، 1410ق، ص313؛

[13] – ر.ك: فخار بن معد الموسوي ايمان ابي طالب، ، صص 94-130؛ ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج14، ص 70تا83.

[14] – محمد بن جرير طبري، جامع البيان في تفسير القرآن، بيروت، دارالمعرفة، 1412ق، ج7، ص 110؛ جلال الدين ‌سيوطي، الدر المنثور، قم،انتشارات كتابخانه مرعشي، 1404ق، ج3، ص 9؛ اسماعيل حقي ، تفسير روح البيان، بيروت،‌دار الفكر، ج3، ص 20؛ احمد بن ابراهيم الثعلبي،الكشف و البيان عن تفسير القرآن، بيروت،‌داراحياء‌التراث العربي، 1422ق، ج4، ص 142؛

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *