مجتمع آموزش عالی تاریخ سیره و تمدن اسلامی
جستجو
Close this search box.

 در نهم صفر 1318 قمری هفتم برابر با خرداد 1280 شمسی براي نخستين بار امتياز استخراج، بهره‌برداري و لوله‌كشي نفت و قير در سراسر ايران (به جز پنج استان آذربايجان‌، گيلان‌، مازندران‌، گرگان و خراسان‌) به مدت 60 سال به «ويليام نكس دارسي‌» واگذار شد.[1]

 

 

امتیاز از سوی مظفرالدین شاه، اتابک، مشیرالدوله و مهندس الممالک مهر و امضاء شده بود.[2] به موجب این امتیاز، دارسی متعهد می شد  طی دو سال شرکت یا شرکت هایی را برای بهره برداری از این امتیاز تاسیس کرده و از عواید حاصله 16 درصد به عنوان حق الامتیاز و 20 هزار لیره نیز نقدا به عنوان سهم ایران بپردازد.

 

صاحب امتیاز در تمام مدت قرارداد از پرداخت مالیات، عوارض و حقوق گمرکی کلیه آلات و وسایلی که وارد ایران می کرد معاف بود.   شركت تحت فرمان «ويليام دارسي‌» پس از پنج سال جستجو در پنجم خرداد 1287 هجری شمسی از چاهي در مسجد سليمان از شهرهاي استان خوزستان، نفت كشف كرد.[3]

 

به این ترتیب صنعتی در ایران آغاز شد که در طی دو جنگ نیروی دریایی انگلستان را نجات داد ولی برای ایران زحمتی ایجاد کرد که از مجموع مزاحمت های دول بیشتربود.[4] از ابتدای مشروطیت و آغاز بیداری مردم، اعتراض و عدم رضایت نسبت به امتیاز دارسی شروع گردید، هر چند مجلس اول پس از مشروطه آن را نه رد و نه تصویب کرد. در قرارداد نیز راهی برای فسخ نگذاشته بودند.[5] کشف نفت توسط ویلیام دارسی منجر به تسلط دولت و شرکت های انگلیسی بر منابع نفتی ایران گردید و دولت انگلیس با تأسیس شرکت نفت ایران و انگلیس، اختیار حوزه های نفتی ایران را در دست گرفت. حاکمیت دولت انگلیس برصنعت نفت ایران تا اواسط قرن بیستم میلادی ادامه یافت، تا این که در واپسین روزهای دهه ۱۳۲۰شمسی با صنعت نفت ایران با تصمیم نمایندگان مجلس شورا  صنعت نفت ایران ملی شد[6] که خود البته تحولات سیاسی – اقتصادی قابل توجه و سخت اثرگذار و تعیین کننده‌ای را در تحولات سیاسی اجتماعی ایران به دنبال آورد.

پی نوشت:

[1] –  29 اسفند، سالروز ملي شدن صنعت نفت، انتشارات وزارت نفت، 1365، ص 10.

[2] –  فاتح مصطفی، پنجاه سال نفت ایران، انتشارات پیام، چ دوم، 1357، ص 254.

[3] –   نفت‌، از آغاز تا به امروز ـ انتشارات وزارت نفت ـ بهمن 1361، ص 19.

[4] –  روحانی فواد، تاریخ ملی شدن صنعت نفت ایران، شركت سهامي كتابهاي جيبي زبان كتاب، 1352، ص 99.

[5] –  مدنی سیدجلال الدین، تاریخ سیاسی معاصرایران، نشردفترتبلیغات اسلامی، قم، بیتا، ج اول، ص 103.

[6] –   تاریخ سیاسی معاصرایران، ص 375.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *