مجتمع آموزش عالی تاریخ سیره و تمدن اسلامی
جستجو
Close this search box.

چکیده
اران یا آلبانیای تاریخی، در دوره پیش از اسلام، سرزمینی مستقل بود که محدوده آن امروزه تقریباً جمهوری آذربایجان کنونی را شامل می شود. در مورد اقوام ساکن در اران، در میان تاریخ نویسان و زبان شناسان، اختلاف شدیدی وجود دارد. برخی از نویسندگان، ترکان ، برخی ایرانیان و برخی دیگر، ارانیان یا آلبان ها را ساکنان اصلی آن دیار قلمداد می کنند. در این تحقیق، با استفاده از منابع اولیه و هم چنین تحقیقات جدید به این مسأله پرداخته شده و در مورد اقوام مختلف ساکن در اران در آستانه فتح اسلامی، پژوهش به عمل آمده است.

واژگان کلیدی
 اران، قفقاز، قوم، بومی، آلبان، ایرانی، ترک.
مقدمه
بحث های مردم شناسی سرزمین ها، از مسائل بسیار پیچیده ای است كه علاوه بر تاریخ و جغرافیا، نیاز مبرم به علم زبان شناسی و انسان شناسی نیز دارد. اما به هر حال، نبودن و یا كم بودن منابع و هم چنین تشابه و تأویل پذیری اسامی اشخاص و اماكن به وجوه مختلف، تحقیق این گونه مسائل را خیلی مشكل می سازد. و اغراض سیاسی ملت ها و مناقشات ارضی كه امروزه میان كشورهای مختلف وجود دارد، آنها را بسیار حساس می نماید.
مردم شناسی سرزمین اران نیز از این قاعده مستثنا نیست و سال  ها در مورد آن بحث و بررسی به عمل آمده است. ولی متاسفانه دانش مندان آذری، ایرانی، ارمنی، اروپایی و دیگران كه درباره این موضوع به تحقیق پرداخته اند، نه-تنها به نتیجه كلی نرسیده اند، بلكه تناقض و تضاد بین آن ها به وجود آمده و بعضی، تحریفات آشكاری را مرتكب شده اند.
بی شک انسان ها از زمان های بسیار قدیم در اران سكونت داشته اند. در سال 1968 در غار ‹‹آزیخ›› واقع در چهارده كیلومتری شهر« فضولی» جمهوری آذربایجان كه جزء اران بوده، سنگ واره ای از انسان های قدیم یافت شد كه به 250-300 هزار سال پیش مربوط بود.  اما بررسی های آثار باستانی در آن جا نشان می دهد كه انسان-های قدیم تقریباً 1-2/1 میلیون سال پیش به آن منطقه مهاجرت کرده اند.
نخستین اطلاعاتی كه در مورد مردم شناسی تاریخی سرزمین اران در دست رس هست، به هزاره دوم پیش از میلاد برمی گردد.
اقوام بومی اران
سخن گفتن در باره اقوام بومی مناطق سخت است. در زمینه اقوام بومی اران نیز اختلافات زیادی وجود دارد. به نظر می رسد که گروه نژادی«ایبر- قفقاز» را می توان اقوام بومی اران به حساب آورد. آلبان ها ( اوتی ها، گرگرها، گردمان ها، سودی ها، هِرها وغیره)، لكزها، سیلوی ها، لوپنی ها، گل ها، لگ ها و غیره، اقوامی از گروه ایبر- قفقاز هستند كه از زمان های بسیار قدیم در اران ساكن بودند.
آلبان ها مهم ترین قوم از گروه ایبر- قفقاز به شمار می روند كه در اران سکونت داشتند. نام آن ها نخستین بار در حوادث نیمه دوم قرن چهارم پیش ازمیلاد برده شده است.
پولیبیوس(متولد 205 ق. م.)، دیودور سیسیلی(تاریخ نگار سدهء نخست پیش از میلاد) و دیونیوس (جغرافی نگار سده  دوم میلادی) در آثار خود از آلبان ها سخن گفته اند.
استرابن ، بحث مفصلی درباره آلبان ها كرده و آنها را 26 طایفه معرفی می کند كه هر یك زبان مخصوص دارند.  شاید منظور وی از 26 طایفهِ آلبانی، لهجه های مختلفی باشد كه مردم اران داشتند و «آلبان» نام مشترك بین آنها بود. این مطلب را با توجه به كتاب تاریخ آلبانیا نیز می توان دریافت. به طوری كه موسی كاغان كاتواتسی، ضمن بحث از نواحی مختلف آلبانیا و حتی ولایت های اوتی و گردمان، از آلبان ها سخن گفته ، همه طوایف مختلف را با عنوان آلبان معرفی می کند. هم چنین اران را جد بزرگ همه طوایف آلبانی معرفی كرده ، می نویسد:
مردمانی كه در ولایات اوتی، گردمان، سودی و گرگر زندگی می كنند، همه از نسل پسران اران هستند.
بی شک کلمه «اران» معرب شده کلمه «آلبانیا» است. بنابراین، زبان ارانی كه ابن حوقل  و مقدسی  نیز از آن یاد كرده اند، همین زبان آلبانی است. اما درباره این كه نام آلبان فقط اسم عامی برای این طایفه ها بود یا یكی از آنها خود قوم آلبان به معنای خاص، اطلاع دقیقی وجود ندارد. هم چنین مشخص نیست كه این 26 طایفه كدام طایفه ها بودند. بی شک، چهار طایفه ای كه موسی كاغان كاتواتسی نقل کرده و پیش از او موسی خورنی، پدر تاریخ ارمنی نیز همین مطلب را ذكر نموده،  از طوایف آلبانی به  شمار می آمدند. پروفسور اقرار علی اف، تاریخ نگار معروف و معاصر جمهوری آذربایجان، بر روی آلبان بودن طایفه هرها نیز تأكید می كند،  اما آلبان بودن سیلوی ها، لوپنی ها، گل ها و لگ ها هنوز به اثبات نرسیده است بی شک این طوایف از قدیم در شمال آلبانیا زندگی می کردند.
به نظر اقرار علی اف، طوایف آلبانی ، در ولایات جنوب شرق قفقاز بومی هستند و مداركی وجود دارد كه آنها در اواخر هزاره دوم پیش از میلاد موجود بودند.
همان طور كه استرابن نیز تأیید می كند، آلبان ها از قبیله های قفقازی بودند  و زبان های آلبانی یا ارانی را یكی از زبان های گروه ایبر- قفقاز باید به شمار آورد. ولی، احمد كسروی آرانیان را تیره ای از ایرانیان محسوب كرده، زبان ارانی یا آرانی را شاخه ای از زبان های ایران  و برادر زبان آذری قدیم  می داند. متاسفانه، این عقیده نادرست به برخی دیگر از تاریخ نگاران ایرانی نیز سرایت كرده است؛ به طوری كه در دایره المعارف تشیع نیز می خوانیم:
 ظاهراً اران از واژه “آر” پدید آمده كه نام دیگر نژاد بزرگ “ایر” یا همان تیره آریایی است”.
باتوجه به آثار باقی مانده از زبان ارانی و فرق آن با زبان های آریایی و هم چنین آداب و رسوم و فرهنگ موجود بین ارانی ها ، كاملاً مشهود است كه اقوام ارانی و ایرانی از یك دیگر متفاوت بوده و زبان آن دو هیچ شباهتی به هم-دیگر نداشته است.
یوزف ماركوارت، از بزرگ ترین ایران شناسان معاصر، همین مطلب را تأیید كرده ، تعجب خود را از عقیده یاد شده چنین ابراز می دارد:
آلبانی در تمام اوقات، یك سرزمین فوق العاده مهم غیر آریایی بوده است و آداب و رسوم ساكنان آن كه استرابن ذكر كرده است، مؤید این موضوع است. از این رو غیر قابل درك است كه هنوز «گلدنر» به كرات، اران ها را با سرزمین «آریانم ویجو» اوستا یك سان قرار می دهد.
آكادمیسین بارتولد  و مینورسكی  نیز روی مسأله غیر آریایی بودن مردم اصلی اران، تأكید ورزیده اند. به گفته موسی خورنی ، این زبان «حلقی، خشن، غیر تمدنی و به طور كلی ناهنجار» بود.
اوتی ها شاید تنها قوم آلبانی باشند كه در تاریخ هردوت از آن یاد شده است.  هم اكنون جمعیت چند هزار نفری طایفه اوتی یا اودین، در منطقه شمال غرب جمهوری آذربایجان زندگی می كنند كه تنها جمعیت باقی مانده از طوایف آلبانی هستند. جالب است كه آنها علاوه بر زبان، دین خود را نیز حفظ كرده و هم چنان مسیحی هستند .
قوم لك یكی دیگر از اقوامی هستند كه به شاخه ناخ- داغستان از گروه نژادی ایبر- قفقاز تعلق دارند که در شمال شرق قفقاز بومی بودند. لك یا لزگی ها ، در اطراف كوه قفقاز و نزدیكی باب الابواب زندگی می کردند.
زبان و تیره های ایرانی در اران
ایرانی زبانان، مهاجران به اران هستند و به هیچ وجه  آنها را نمی توان بومی تلقی كرد، اما باید توجه داشت كه حضور آنها در منطقه یادشده به دوره های قدیم و به زمان مهاجرت آریایی ها از دشت های جنوب روسیه به ایران باز می گردد. اسب قبرهای مربوط به اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پیش از میلاد در شمال قفقاز و اران، مسیر مهاجرت گروهی از آنان را نشان می دهد و معلوم است كه دفن اسب ها، به باور های مردم دشت های جنوب روسیه تعلق دارد. شاید، بعضی از همین مهاجران در این نواحی ساكن نیز شده بودند.  خانم سارا آشوربیگلی،  متخصص تاریخ باكو و شروان همین مطلب را تأیید كرده، می نویسد:
تأثیر عنصر ایرانی در اسامی اماكن آبشوران،  خیلی قوی است. احتمال هست كه مردم ایران زبان در نیمه اول هزاره اول قبل از میلاد به این مناطق آمده اند. معلوم است كه طوایف اسكیف از اران رد شده و بعضی از آنها بدون شك ، در آن جا سكنا گزیده بودند. آثار باستانی نیز این را تأیید می كند. بیلگه، زابرات، بلبله، رمانا، بوزونا، ماسازر، جورات، مردكان، نوخانی، سوراخانی، بالاخانی، نارداران، دیگاه، گورادل، خردلان  و اسامی اماكن دیگر نیز مخصوص به زبان ایرانی است.
گفتنی است كه سارا آشوربیگلی، مردمان ایران زبان را ساكنان اصلی شبه جزیره آبشوران می داند و نام اصلی شهر باكو را باگاوان – به زبان قدیم ایرانی به معنای «شهر خدا» معرفی می كند.
طبعاً نمی توان وجود عنصر ایران زبان بین مردم اران را تنها نتیجه مهاجرت آریایی ها دانست. براساس منابع تاریخی، بعدها مهاجرت هایی از جنوب نیز صورت گرفته است. طبق گزارش ها، زمانی كه انوشیروان بن قباد، پادشاه ساسانی، شهر باب الابواب را ساخت، قوم سیاسجی در آن ساکن بودند و وقتی شهر صغدبیل را در نزدیكی تفلیس ساخت، قوم صغد نیز كه هردو ایرانی  نژاد بودند، در آن سکونت داشتند.
مینورسكی آغاز این گونه مهاجرت ها را به طور احتمالی به دوره هخامنشی مربوط دانسته، می افزاید:
«حضور مهاجران ایرانی در قفقاز، خصوصاً در مجاورت دروازه ها، در جذب یا عقب راندن ساكنان اصلی نقش مهمی داشته است. نام هایی چون: لیزان، بیلقان، شروان و امثال آن، نشان می دهد كه مهاجرت ایرانیان، عمدتاً ازگیلان و سپس از دیگر مناطق ساحل جنوبی دریای خزر صورت گرفته است. در ناحیه مورد بحث ما، واضح ترین نام گیلانی، لیزان است كه اینك لاهیج خوانده می شود و بدون شك، با هم  نام خود لاهیجان مرتبط است. به همین نحو، بیلقان باید با بیلمان در گیلان مرتبط باشد».
عباس قلی آقا باكیخانوف نیز از كوچانیدن به اصطلاح خودش، «خلایق بسیار از ولایات ایران» توسط قباد و انوشیروان خبر می دهد.
ایران زبانان ساكن در اران، شامل طوایف مختلفی؛ از جمله: اسكیف ها، ساك ها(ساكسین ها)، سرمتی ها، ماساژت ها (ماسكوت ها)، آلان ها، آؤرس ها، لاهیجا ن و گروه هایی از پارتی ها. اگرچه اطلاعی در مورد روابط آنها با آلبانی ها نداریم، معلوم است كه آنها نتوانستند مردمان بومی را در خود هضم کنند و از بین ببرند.
از قرن اول میلادی، اشكانیان ایران زبان در اران حكومت داشته اند. موسی كاغان كاتواتسی نیز همین مطلب را تأیید كرده ، از آن پادشاهان به بزرگی یاد می كند. به گفته وی، « اورنایر» پادشاه آلبانی، داماد شاه ایران شاپور دوم نیز بوده است.
البته با مطالعه تاریخ كاملاً روشن می شود كه این پادشاهی، سلطنت مستقلی بوده و خاندان اشكانی نیز به زودی فرهنگ و زبان آلبانی را پذیرفتند و به اشكانیان آلبانی در آمدند.
قوم ماساژت یا ماسكوت یكی دیگر از طوایف و تیره های ایران زبان است كه در اران حكومت داشته اند. این قوم كه هردوت به تفصیل از آنها سخن گفته،  در قرن های دوم و سوم پیش  از میلاد از شمال وارد اران شده، در شهر چولا، نزدیكی دربند، سكونت گزیدند و بعدها در سواحل دریای خزر، پادشاهی ماساژت را به وجود آوردند.  آثار زیادی از ماساژت ها به جا مانده است كه نام روستای« ماشتاقا» در نزدیكی شهر باكو که برگرفته از نام این قوم است.
در منابع تاریخی، به وجود كردها، تیره ای از ایران زبانان در اران اشاره شده است. به گزارش ابن فقیه سلمان بن-ربیعه هنگام فتح بیلقان، كردهای بلاسجان را به اسلام فرا خواند.  اسامی روستای كردوان و كردماتی در شهرستان اسماعیللی، كردخانی در شبه جزیره آبشوران و شهرستان كردمیر در جمهوری آذربایجان، بر سكونت كردها در آن مناطق دلالت دارد.
در منابع، از وجود مردم آذری در اران مطالب مهمی یافت نمی شود. اما از آنجا كه آذری های آذربایجان و مردمان آلبانیا همسایه خوبی برای هم بوده اند و روابط گرمی با هم داشته و خیلی اوقات هر دو تحت فرمان پادشاهان ایرانی بوده اند، مهاجرت آذری ها به آن جا كاملاً محتمل است. به ویژه باید در نظر داشت كه شاهان ایرانی در جنگ های خود با خزرها، هم راه با آذری ها وارد آلبانیا و شمال قفقاز می شدند.
قوم كادوسیان آخرین قوم ایران زبان است كه باید به آن نیز پرداخت. به گزارش پولیبیوس (متولد 205 ق. م.)، كادوسیان میان سرزمین آتروپاتن و آلبانیا سكنا داشتند.  به گفته بعضی از پژوهش گران، كادوسیان پیش از مهاجرت آریایی ها به ایران، در منطقه گیلان و شمال شرق آذربایجان ساكن بودند . اما این قول وقتی محتمل است كه كادوسیان را قومی غیر آریایی تلقی كنیم، در حالی كه به اثبات رسیده است كه آنها اجداد تالشان ایران زبان امروزی بودند و لفظ «تالش» شکل تغییر یافته کلمه «كادوس» است  و كادوسیان در قسمت جنوب غرب دریای خزر، دقیقاً در جایی زندگی می كردند كه امروزه تالشان سکونت دارند.
اقوام ترك در اران
مسأله ترک شدن مردم اران، از مسائل پیچیده ای به شمار می آید كه هنوز هم  به طور كامل حل نشده است. بعضی از تاریخ نگاران معاصر جمهوری آذربایجان، از جمله پروفسور یوسف اف عقیده دارند كه ترك ها از اقوام  بومی اران هستند و طوایف مختلف ترك های قدیم ، دست کم از سومین هزاره پیش از میلاد، در آن جا زندگی می كردند. به گفته او، این امر از اسامی اماكن و اشخاص آن زمان به دست می آید.  او عقیده دارد که اقوام آلبان، اوتی، گرگر و غیره نیز ترك بوده اند.  
به عقیده سارا آشوربیگلی، ترك ها در هزاره اول پیش ازمیلاد، در اران زندگی می كردند.
آكادمیسین ضیاء بنیاد اف، ترك ها را مهاجران به اران تلقی نمی كند، ولی هنگام بیان تشكل های طوایف تركی، از مهاجرت های آنها در دوره پیش از اسلام یاد كرده، می گوید:
 «عملیات ترك شدن آذربایجان و اران در داخل امپراتوری ساسانی شروع شده بود».
پروفسور اقرار علی اف مهاجرت نخستین طوایف تركی به اران را به قرن های سوم وچهارم مربوط می داند.  از گفته او بر می آید که پیش از این دوره، اثری از زبان ترکی در اران موجود نبود و زبان ترکی امروزی آن منطقه، از اختلاط ترک های مهاجر قرون وسطا با اقوامی چون آلبان ها، کاسپین ها، ایرانی زبان ها، عرب ها و غیره به وجود آمده و شکل خاصی گرفته است.
مهاجرت های ترك ها به اران كه پیش از مهاجرت های گسترده سلجوقیان صورت گرفته، عمدتاً از شمال قفقاز بوده است. بی شک این همسایگان شمالی، یعنی خزران، روابط خصمانه ای با اران داشته و جنگ های متعددی را به راه انداخته اند. اران بارها مورد تاخت و تاز آنها قرار گرفته و زیر سلطه آنها در آمده است. بنابراین، بی شک برخی قبایل تركی به این طریق وارد اران شده و در آن جا سكونت گزیده اند.
سابران یا ساوران یكی از طوایف تركی است که از امپراتوری خزران، وارد آلبانیا شدند. این طایفه بزرگ، در قرن ششم قسمت عمده شمال اران را تصرف كردند.  به سبب حوادثی كه مركز مسیحیت آلبانی از دربند به بردع منتقل شد  و به سبب نفوذ زیاد تركان در دربند در اكثر اوقات ، ابن فقیه آنجا را «منزلگاه تركان» معرفی می-كند.
اجبار یا کوچانیدن ، نوع دیگر مهاجرت تركان به اران است. براساس منابع ، پادشاهان ساسانی گروه هایی از تركان را به اران و آذربایجان كوچاندند. بنا به گزارش طبری، خسرو انوشیروان بعد از شكست خزران، ده هزار نفر از آنها را به اسارت گرفت و در آذربایجان و اطراف آن ساكن كرد.  ابن مسكویه نیز از كوچانیدن آنها به اران، آذربایجان و مناطق دیگر خبر داده است.  
بنا بر آن چه گذشت، درست نیست كه وجود تركان در اران را فقط نتیجه مهاجرت سلجوقیان از آسیای میانه بدانیم. بلكه باید توجه داشت كه از قرن سوم میلادی، یعنی از زمانی كه نخستین حمله خزران به اران توسط موسی خورنی گزارش داده شده،  بارها حمله، نفوذ، مهاجرت و كوچانیدن آنها به منطقه یادشده صورت گرفته است.
این دسته از تركانی كه پیش از مهاجرت سلجوقیان، به منطقه اران آمده بودند، تعدادشان به آن حد نبود تا تغییری چشم گیر در زبان های محلی ایجاد كنند، ولی با این حال بی تأثیر هم نبوده اند. به گفته ماركوارت، اوتی ها یا اودین ها به سبب ارتباط با طوایف تركی، کلمات زیادی گرفته و وارد زبان خود كرده بودند.
به هرحال، گسترش وسیع زبان تركی در اران، هم چنین در آذربایجان و آسیای صغیر، به دوره بعد از مهاجرت سلجوقیان مربوط می شود.
زبان و اقوام مختلف دیگر در اران
میك ها یا موك ها، در جنوب اران و در سواحل رود ارس زندگی می كردند. این مناطق بعد ها، به نام آنها موكان و موقان نامیده شد. هردوت این قوم را هم راه با اوتی ها، ساگارتی ها و دیگر اقوام از چهاردهمین دایره دولت هخامنشی نشان داده است.  اما درباره زبان و منشأ این قوم، اطلاعاتی غیر از گزارش یاقوت حموی وجود ندارد. وی موقان و گیلان را دو برادر از نسل یافث و اهل طبرستان معرفی می کند.
قوم ساوردیه یکی دیگر از اقوام مختلف ساکن در اران است که تاریخ نویس و جغرافی نگاران اسلامی از آن یاد کرده اند.  این قوم به طور دقیق شناسایی نشده اند. مینورسکی احتمال می دهد که آنها از ماجارها بوده اند که بعدها مسیحیت گریگوری را قبول کردند و ارمنی شدند.  اما بعضی دیگر، آنها را با سابران یا ساوران ترک یکی می-دانند.
علاوه بر قوم و زبان هایی كه ذكر گردید، اقوام یا طوایف كوچك دیگر نیز در اران وجود داشتند و هرچه به دوره قدیم برگردیم، تعداد آنها افزایش می یابد. شاید این گزارش ابن فقیه و مسعودی بدون اغراق نباشد كه فقط در اطراف كوه قفقاز 72 امت وجود داشتند و هیچ كدام زبان دیگری را نمی فهمیدند،  و یا گزارش ابن حوقل كه از وجود بیش از سیصد زبان در آن جا خبر می دهد.  اما به هر حال زیاد بودن اقوام در آن جا رانشان می دهد که به سبب كم  اهمیت بودنشان، بررسی در مورد آنها را بی اهمیت شمردیم.
نتیجه
اقوام و نژادهای اران در آستانه ورود اسلام را در چهار بخش می توان معرفی کرد:
1.    اقوام ایبر- قفقاز که آلبان ها ( اوتی ها، گرگرها، گردمان ها، سودی ها وغیره)، لكزها، سیلوی ها، لوپنی ها، گل ها، لگ ها و غیره را شامل می شوند و در اران بومی بودند.
2.    زبان و تیره های ایرانی که فارس، تالش، ساک، اسکیف، سرمت، ماسکوت، آلان و غیره را شامل می شدند. نخستین نمایندگان آنها در اوایل هزاره اول پیش ازمیلاد از دشت های جنوب روسیه به اران مهاجرت کرده اند.
3.    اقوام ترکی که نخستین مهاجرت آن ها به قرن سوم میلادی مربوط می شود و این مهاجرت را موسی خورنی گزارش کرده است.
4.    اقوام مختلف دیگری هم چون موک ها، ساوردیه ها و غیره که اطلاعات دقیقی در مورد منشأ آن ها در دست نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *