مجتمع آموزش عالی تاریخ سیره و تمدن اسلامی
جستجو
Close this search box.
سخن تاریخ و تاريخ تشيع در کشمير

چکيده
تبليغ دين اسلام در کشمير توسط روحانيان و صوفي ها، از ايران وآسياي مرکزي آغاز شد. فعاليت ميرشمس الدين که از خراسان به آن جا سفر کرد، سبب شد تا تشيع، بيش از بيش در کشمير رواج یابد. دوره چک ها که شيعه بودند، دوره ای استثنایي و طلایي در تاريخ تشيع پرنشيب وفراز کشمير به حساب مي آيد.

شيعيان كشمير در حال حاضر، در تمام زمينه ها از دیگر فرقه ها و اديان موجود عقب مانده تر هستند. علت اصلي عقب ماندگي شيعيان، تقسيم شدن آنان به گروه هاي مختلف است.
واژگان کليدی
کشمير، ميرشمس الدين عراقي، فرهنگ، چک ها، مغول، شيعيان.
مقدمه
تشیع با پيشينه اي بلند در کشمير، تاريخ پر فراز و نشيبي دارد. اين مذهب که توسط مبلغان و صوفيان ايراني وارد کشمير ش، در زمان کوتاهي به تمام نقاط آن، از لداخ و بلتستان گرفته تا پونچه و جامو، سرايت نمود و پيروان زیادی پیدا کرد که با گذشت کمتر از يک قرن، مذهب رسمي این کشور اعلام گرديد. مخالفان اين مذهب که با موجوديت آن، منافع نامشروع خود را در خطر مي ديدند، براي نابودي آن، هيچ گاه از فريب کاري و توطئه عليه اين مذهب دست بر نداشتند. به طوري که بارها در طول تاريخ، به طور گسترده، به شیعیان هجوم آوردند و تلاش کردند تا چراغ تشیع را در اين سرزمين خاموش کنند. شيعيان کشمير با وجود تمام اين مشکلات و تنگناها، توانستند در ابعاد گوناگون تاريخي، فرهنگي و اجتماعي، کارهاي فراموش ناشدني انجام دهند و تا امروز در اين منطقه حضوري فعال داشته باشند.
جغرافياي کشمير
كشمير در قلب آسيا و شمال شبه قاره هند قرار دارد و از شمال و شرق با چين، از شمال غربي با افغانستان، از غرب با پاكستان و از جنوب با هند، داراي مرز مشترك است. ايالت جامو و كشمير كه در جغرافیای سياسي به كشمير شهرت دارد، از پنج منطقه جداگانه تشكيل شده است: دره كشمير يا وادي، جامو، لداخ، گلگت و بلتستان و كشمير آزاد. مناطق وادي، جامو و لداخ که قسمت عمده ايالت کشمير را تشکيل مي دهند در اشغال هند است؛ گلگت و بلتستان و كشمير آزاد، زير نظر پاکستان قرار دارد.
مساحت كشمير 222880 كيلومتر مربع است. كشمير از شمال به جنوب 640 كيلومتر و از شرق به غرب 480 كيلومتر طول دارد.
از سال 1989 که نهضت اسلامي و رهايي بخش کشمير شروع شد، آمار دقيقي از جمعيت فعلي به سبب نامساعد بودن ایالات و نبودن امنيت، به دست نيامده. اما بنابر سرشماري سال 2003 ميلادي، جمعيت كل جامو و كشمير، در حدود10.143.700 نفر بوده كه به يقين مي توان گفت جمعيت فعلي کل كشمير با قسمت زير پاکستان آن از پانزده ميليون نفر تجاوز كرده است.
از جمعيت كل ايالت جامو و كشمير 65% مسلمان 30% هندو و 5% بودایي، سيک و مسيحي هستند. اما به طور كل، در وادي «دره»، حدود 94% مسلمان 42/ 4% هندو و 2/ 1% سيک زندگي مي كنند.
كشمير در بين 160 كشور مستقل و داراي حاكميت عضو سازمان ملل متحد، مسافتي بيش از 68 كشور و جمعيتي بالاتر از نود كشور مستقل دارد . کشمير از نظر قومي نيز دارای هويتی منحصر به فرد است. و از نظر فرهنگي، مردم آن نژادي جدا از همسايگان خود هستند. کشميري ها عادات، آیين ها، مراسم، لباس و غذاي مخصوص خود دارند. کشمير با تاريخ، جغرافي، نژاد، زبان و فرهنگ خود، يک ملت را تشکيل مي-دهد. اين ملت استقلال خود را در سال 994 هجري به سبب امپراليسم مغول از دست داد، اما اراده به تجديد استقلال کشور در ميان ملت کشمير گم نشده است.
در سال 1947 ميلادي، هنگام تقسيم هند، كشمير با توجه به خواسته هاي مردم و موقعيت جغرافيایي خود، حق داشت که هند يا پاكستان را برگزيند. بیشتر مسلمانان اين منطقه، خواستار الحاق به پاكستان و بعضي ها خواهان استقلال بودند.
پيروزي انقلاب اسلامي ايران در تمام دنيا، به ويژه در منطقه كشمير بازتاب چشم گيري داشت مسلمانان كشمير را دل گرم ساخت. مردم مظلوم كشمير كه تا آن زمان با صبر و شکيبایي منتظرسرنوشت خود بودند، پيروزي انقلاب اسلامي ايران، روح تازه به پيكرشان دميد و سبب شد تا در ميدان سياست، حضور فعال تري داشته باشند. آنها به منظور حضور يك پارچه و يك صدا، تشكيلاتي به نام «مسلم متحده محاذ» (جبهه متحده مسلمانان) اعم از شيعه و سني را تشکيل دادند و در انتخابات سال 1988 ميلادي، با حزب دولت به رقابت سياسي پرداختند. با اين كه در نتايج اوليه «مسلم متحده محاذ»، در تمام حوزه هاي رأي گيري در اكثريت بود، در ساعت هاي آخر نتايج به طور مشكوك به نفع حزب دولت به نام نيشنل کانفرنس(کنفرانس ملي) رقم خورد و سرانجام پيروزي از آن رقيبان شد.
مردم مسلمان كشمير، وقتي ديدند كه با راه مسالمت آميز نمي توانند حقوقشان را به دست آورند، مجبور شدند انتفاضه جديد و مسلحانه به راه بيندازند. لذا عموم مردم، چه شيعه چه سني، حتي زنان كشمير، از سال 1989 قيام خونين جديدي را شروع كرده اند كه تاکنون بيش از صد هزار شهيد، ده ها هزار خانه، ميلياردها روپيه و از همه مهم تر، ناموس خود را در اين راه فدا نموده اند.
پيشينه اسلام در كشمير
تغیير بنيادي از هندوئيسم به اسلام در كشمير، به شكلي آرام و مسالمت آميز، از طريق ايمان و ارشاد به كيش تازه صورت گرفت. تبليغ دين اسلام در کشمير به وسيله جهان گردان، بازرگانان، و ماجراجويان آغاز شد و بعد با سفر روحانيان و صوفي ها از ايران و آسياي مرکزي، تحرک بيشتري يافت. نخستين کسي که در کشمير به ترويج اسلام مبادرت ورزيد، مبلغ بزرگ خراساني، سيدشرف الدين موسوي معروف به بلبل شاه بود. او در سال 1324 ميلادي برابر با 724 قمري در حکومت رينچن شاه، به کشمير آمد. رينچن شاه بودایي مذهب بود. اما از مذهب بودایي و هندو راضي نبود و آنها را نجات بخش بشر نمي دانست و دنبال ديني بود كه تسلي بخش روح باشد. لذا از افراد پيروان مذاهب و فرقه هاي مختلف هند دعوت كرد تا در دربارش به مناظره و مباحثه نشينند. جاذبه روحاني بلبل شاه و کرامات او، چنان رينچن شاه را تسخير کرد که صبح روز بعد به دين مبين اسلام مشرف شد و اسم او را صدرالدين نهاد. و پس از مدتي10 هزار نفر به دين مبين اسلام پيوستند. سپس با ورود مير سيدعلي همداني و پسرش سيدمحمد، اسلام پيش رفت زیادی کرد.
پيشينه تشيع درکشمير
دلایل زيادي بر شيعه بودن بلبل شاه، ميرسيدعلي همداني و ميرسيدمحمد وجود دارد که امکان بيان آن در اين مقاله نيست. اما به سبب نسل کشي هاي شيعيان در دوره هاي مغول و افغان و تحت تعقيب بودن، آنان نتوانستند تاريخ بنويسند و سپس در قرن بيستم نيز به علت تفرقه و فرقه پرستي آنان، از سابقه درخشان خود غفلت ورزيدند. اين علت ها سبب شده که اهل سنت براي جلوه دادن ورود اسلام تسنن پيش از اسلام تشيع، اين بزرگ واران را به مذهب و عقاید خود نسبت دهند. در نتيجه، درباره مذهب اين مبلغان اسلامي، منازعه وجود دارد و هر دو فرقه، آنها را به خود نسبت مي دهند.
درباره سيدمحمد مدني و سيدحسين قمي، شکي نيست که آنان شيعه بودند و این مذهب را در کشمير تبليغ مي کردند. ولي بنابر دلایلي، تا زمان ورود ميرشمس الدين عراقي به کشمير، تشيع در مناطق مختلف محدود بود.
اما فعاليت ميرشمس الدين، سبب شد که تشیع بيش از بيش در کشمير رواج یابد. وی متولد سولغان ايران بود و دوبار به کشمير آمد. اولين بار درسال882 هجري، به عنوان سفير ميرزاحسين بايقرا، حاکم خراسان بود و بعد از هشت سال اقامت، درسال890 هجري به خراسان برگشت .ديدار دوم وي در سال 902 هجري با درخواست شاه قاسم نوربخش اتفاق افتاد. اين بار که وي براي تبليغ تشيع آمده بود، تمام توان و همت خودش را براي ترويج این مذهب صرف نمود. او از تمام موانع عبور کرد و توانست کارهاي بی نظیری انجام دهد. وي ابتدا، افراد بانفوذ و دولت مردان را به دايره تشيع وارد کرد. سپس با کمک آنان، به-ويژه ملک موسي رينه نخست وزير کشمير 24 هزار خانواده هندو را به تشیع هدايت نمود. وي توانست در اندک زماني در مساجد کشمير، خطبه به اسم ائمه(ع) را رواج دهد.
شيعيان در عصر چک ها
کاجي چک اولين شاگرد ميرشمس الدين عراقي بود که در سال 924 هجري به مقام نخست وزيري رسید. وي توانست سه حمله پياپي مغول در سال های 927، 928 و 929 هجري را ناکام سازد. پس از او دولت چک (نام شخص)در سال 958 هجري به مقام نخست وزارت رسيد. سپس در سال 962 هجري طایفه «چک» به پادشاهی دست یافت.
بی شک دورة چک ها را در تاريخ پرنشيب و فراز شيعيان کشمير می توان دوره طلایي نامید. در اين دوره، کارهاي فرهنگي زيادي صورت گرفت و چون شيعيان در رأس سياست بودند و اوضاعِ کشمير نيز براي هر نوع فعاليت کشميري ها به ويژه شيعيان مساعد بود، آنان از فرصت که پيش آمده استفاده کردند و پايه-هاي تشیع را مستحکم ساختند.
در اين دوره علوم، پيش رفت زيادي کرد و تعداد دانش مندان بيش از گذشته شد. به گفته یکی از تاریخ نویسان، در دوره چکّان علمای کشمير، کمتر از علماي ايران و عراق نبوده اند
پادشاهان چک در هر روستا و شهر، مدرسه بنا کردند و در آن جا، به پسران و دختران رايگان آموزش داده مي شد. حسين چک در کشمير، دانشکده ای تأسيس کرد که در آن امکاناتي مانند خواب گاه براي دختران و کتاب خانه مهم وجود داشت. براي تأمین هزینه های فارغ التحصيلان دانشکده، از درآمدهاي منطقه «زينه پور» استفاده می کرد . مدير اين دانشکده فتح الله حقاين و معاون او ملا درويش بودند. در زمان حکومت يوسف شاه، ملکه و خانم او حبه خاتون، سنگ بنای شعر کشميري را گذاشت و ساختمانی عظيم برای شعر و ادب کشميري ساخته شد
در اين دوره، فنون و هنر نيز به اوج خود رسيد. پادشاهان چک، سرپرستان و حاميان فنون و هنر بودند. آنان براي گسترش هنر هميشه تلاش می کردند. هم چنین ادب و شعر و فن خوش نويسي در اين دوره به اوج خود رسيد و خط نستعليق پيش رفت کرد. خطاط معروف آن دوره محمدحسين بود. که وقتي اکبرشاه کشمير را فتح کرد، لقب زرّين به او داد. اين فن به شيعيان اختصاص داشت و آنان خطاطان خوب و ارزنده اي به وجود آوردند. اما اين فن بعدها به سبب حوادث سياسي و تحت تعقيب بودن شيعيان توسط حاکمان مغول و افغان، از بين رفت.
بعضي از حاکمان به ویژه یوسف چک و حسین چک فرهنگ ساز بودند. يوسف چک به علوم و فنون مختلف آگاهي داشت. او در زبان های کشميري، فارسي و گاهي اردو شعر مي گفت. چون خودش شاعر خوب بود، لذا شاعران، عالمان و موسيقي دانان را در دربار خود جاي مي داد و احترام خاصي براي آنان قایل بود و جوايز نفيسي به آنان مي داد. يوسف خودش در فن موسيقي استاد به حساب مي آمد.
در اين دوره که 32 سال به طول انجاميد، شش نفر از شيعيان به حکومت رسيدند. همین دوره کوتاه، سبب شد تا تشیع بيش از گذشته در کشمير گسترش يابد، به نحوي که اغلب جمعيت کشمير را شيعيان تشکيل مي دادند. قاضي نورالله شوستري نيز که در سال 1005 هجري از کشمير ديدار کرد، گزارش مي دهد که فقط در منطقه شهاب الدين پوره از 208 روستاي شيعيان ديدار کرده است و در ادامه مي نويسد که در مناطق ديگر نيز شيعيان وجود داشتند .
شيعيان از دوره مغول تا دوگره
بزرگان و علمای متعصب اهل سنت، نتوانستند ترويج روزافزون تشیع را تحمل کنند. آنان با استفاده سياسي از دين، حاکمان مغول را براي حمله به کشمير تشويق و تحريک کردند و براي ازبين بردن تشیع به-ویژه خانواده چک ها، حتي حاضر شدند از آزادي و استقلال کشور بگذرند و بردگي بيگانگان را بپذیرند. ارتش مغول با کمک آنان در سال 994 هجري به کشمير حمله کرد. اهل تسنن با تمام تجهيزات جنگي به ارتش مغول ملحق شدند.
حاکمان مغول شيعيان را يکي يکي دست گير کردند و به قتل رساندند. طبق نقل اعظم ددّمري، يکي از حاکمان مغول به نام اعتقادخان، چنان شيعيان را گزينش کرد، گویی از خوشة برنج، دانه را درمي آورند. چک ها مجبور شدند در اين دوره لباس، شکل، شغل و حتی فامیلی خود را عوض کنند، تا شناخته نشوند. در اين دوره شيعيان علاوه بر تحمل ظلم حاکمان مغول، تهاجم و حمله عموم اهل تسنن را نيز بارها متحمل شدند. در اين درگيري ها، شيعيان علاوه بر این که قتل و غارت گشتند، اموال و حتي ناموس خود را نيز از دست دادند.
بعد از مغول، افغان ها در کشمير به حکومت رسيدند. اين دوره براي شيعيان، بدتر از دوره مغول بود. در اين دوره، هر نوع فعاليت حتي عزاداري امام حسين(ع) نيز ممنوع اعلام گرديد. هم چنین براي کشتن مخالف، کافي بود به وي نسبت شيعه داده شود. شيعيان که قبل از اين دوره، بيشترين جمعيت کشمير را تشکيل مي دادند، بر اثر ستم افغان ها، به اقليت مبدل گرديدند. اهل تسنن نيز از ستم به آنها کوتاهی نکردند. در اين دوره، شيعيان را مثله می کردند. بی شک شيعيان کشمير در طول تاريخ خود، دوره بدتر از افغان ها را ندیده اند. محمد اعظم ددمری می نویسد:
سر بريدن پيش اين سنگ دلان گل چيدن است.
حکومت افغان توسط سيک ها سقوط کرد. سيک ها نيز ستم زیادی بر مردم کشمير روا داشتند، اما شيعيان به طور مستقيم و يا به خاطر مذهب، در این دوره تحت تعقيب نبودند. آنان در اين دوره نيز تحت تهاجم اهل تسنن قرار گرفتند و علاوه بر قتل و غارت، خسارات زيادي بر آنان وارد شد.
سيک ها در سال 1846 ميلادي به دست دوگره(قومی از هندوها)برچيده شدند. وضعیت شيعيان در اين دوره نيز هم چون دوره سيک ها بود و در مقایسه با دوره هاي قبل، در آرامش بودند. اما هنوز از آزار اهل تسنن در امان نبودند و در سال 1289 هجري برابر 1872 ميلادي مورد حمله سراسري قرار گرفتند. اين درگيري براي شيعيان، وحشت ناک تر ازگذشته بود.
وضعيت فعلي شيعيان کشمير
شيعيان کشمير در حال حاضر، از تمام فرقه ها و مذاهب دیگر عقب مانده تر هستند. علت اصلي این عقب ماندگي، تفرقه و گروه بندي آنان است.
شيعيان کشمير اکنون در چهار گروه عمده متفرق هستند و رئيس هر گروه، شخصی روحاني است که به یکی از دو خانواده معروف موسوي ها و انصاري ها تعلق دارد. اين گروه بندي بين شيعيان چنان شديد است که بعضي اوقات طرف داران يک گروه، با گروه ديگر ازدواج نمي کنند و حتي بعضي مواقع به طلاق هم کشيده است.
اين گروه بندي باعث شده تا آنان در مسائل کوچک و روزمره نيز اختلاف نظر پيدا کنند. شيعيان کشمير، رئيس خود را بيش از يک مرجع تقليد دوست دارند. در گذشته، اگر يک روحاني و فارغ التحصيل از حوزه هاي علميه قم و نجف به يکي از اين گروه ها مرتبط نبود، نمي توانست در جامعه خدمات ديني بکند. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، اين گروه بندي تا حدي کم شده است اما هنوز در سطح بالایي وجود دارد.
ترس از بين رفتن امتيازات شخصي، توطئه دولت و حکومت، کمک مالي بدون بررسي جمهوري اسلامي ايران و مؤسسه نجفي هاوس بمبی به اغلب اين گروه ها از عوامل اختلاف بين رهبران شيعه به حساب مي آيد. از عوامل دیگر این اختلاف می توان به مفاسد شخصي بعضي از دانش مندان، ناآگاهي از اهميت اتحاد، تقليد کورکورانه از رؤساي گروه، نبود اتحاد بين علمای غير وابسته به گروه هاي مذکور، جهالت و بي سوادي بيش از حد، و حزب بازي و گروه بندي کوچک علمای غيروابسته اشاره کرد.
شيعيان از لحاظ اقتصادي نيز از فرقه های دیگر عقب مانده تر هستند. لذا کار کشيدن از کودکان هم-چون قالي بافي- اعم از پسر و دختر- معمول و معروف است. در اداره هاي دولتي(مرکزي و ايالتي) اشتغال شيعيان، بيشتر از2% نيست.در حالي که 15% جمعيت را تشکيل مي دهند. بين شيعيان سواد آموزي ده تا پانزده درصد و بين دختران و زنان پنج تا شش درصد است. عوامل انحطاط علمي بين شيعيان عبارتند از:
الف. تلاش هاي دولت براي بي سواد نگه داشتن شيعيان؛
ب. نبود تشويق و چه بسا جلوگیری علمای آنان از تحصيل علوم رایج؛
ج. فقر و افلاس شديد؛
د. فقدان فرهنگ دانش آموزي بين شيعيان؛
ه. کار کشيدن از کودکان؛
و. گروه بندي و فرقه پرستي؛
ز. اختلاف مذهبي با اهل سنت و نبود امنيت در مدارس آنان.
وضعيت فرهنگي کشمير، يکي از سوژهاي اصلي است که دولت مردان هندي از آن بهره برداري سياسي می کنند. آنان دو نوع تهاجم فرهنگي را در کشمير پی می گیرند:
1. نظري، از قبيل ساخت سريال ها و فيلم هاي متنوع درباره ارزش وعقاید دين هندو؛
2. عملي، از قبيل پخش 24 ساعته فيلم هاي ضد اخلاق، پخش خمر و مواد مخدر بين جوانان.
در اثر اين تهاجمات فرهنگي، فرار دختران شيعه با پسران سني و حتي غير مسلمان، روزبه روز عادي تر مي شود. اما شيعيان براي مقابله با تهاجم فرهنگي، هيچ نوع امکانات و وسایل در اختيار ندارند. شیعیان با وجود داشتن جمعيت بيش از يک ميليون و دويست هزار نفر، هيچ روزنامه، هفته نامه، مرکز چاپ و حتي يک سايت معمولي از خود ندارند.کانال تلويزيوني هنوز براي آنان يک رؤیاست!!!
به علت پایين بودن سطح آموزش در ميان شيعيان کشمير و نبود امکانات فرهنگي و اقتصادي، سطح معلومات عمومي و بالندگي سياسي نيز در ميان شيعيان در حد پایين است. شيعيان بعد از بین رفتن حکومت در سال 994 هجري از سياست کنار گذاشته شدند. اما با تلاش مصلحاني هم چون سيدحسين جلالي، منشي محمداسحاق و نير مولوي محمدعباس انصاري، و با شرکت مولوي افتخارحسين انصاري در انتخابات پارلماني در سال 1977 ميلادي، تا حدودي بين شيعيان شعور سياسي ایجاد شده است .اما هنوز نيز اکثريت شيعيان، از حوادث و مسائل روز جهان بي خبرند. اين نبود آگاهي سياسي، سبب شده تا آنان حتي يک کرسي مستقل در مجلس پارلمان نداشته باشند..
وضعيت ديني شيعيان نيز مطلوب نیست. حدوداً نيمي از جمعيت شيعيان کشمير از مسائل ابتدایي و روزمره از جمله مسائل تقليد بي خبرند.
در سال 1981 مؤسسه اي به نام «تنظيم المکاتب» با سرپرستي یکی از دانش مندان شيعه کشمير به نام غلام علي گلزار به وجود آمد. وي با شعار«شمع روشن کردن بهتر از ماندن در تاريکي است»، با ديگر اعضای اين مؤسسه که بدون حقوق و داوطلبانه کار مي کردند، تمام توان خود را بر آموزش ديني کودکان گذاشت. وي در اين راه موفق شد تا در اکثر روستاها و شهرهاي کشمير، مدارس آموزشي ديني تأسيس کند. تاکنون ده ها هزار کودک از مدارس اين مؤسسه فارغ التحصيل شده اند. اين مؤسسه اکنون نيز در سراسر کشمير بيش از سيصد مدرسه ابتدایي ديني در شهرها و روستاهای مختلف دارد .
مي توانيم ادعا کنيم که شيعيان کشمير به تناسب جمعيت، بيش از تمام ديگر ملت ها براي عزاداري امام حسين(ع)پول خرج مي کنند اما متأسفانه اين مجالس به دلایلی، کمک چشم گیری به معلومات ديني شيعيان نمي کند. به علاوه، در اين مجالس که صبح از ساعت هشت شروع می شود و تا پنج بعدازظهر ادامه مي یابد، فقط مرثيه خوانده مي شود و در آخر، گروه به طور مختصر سخن رانی می کند. هم چنین در بیشتر اين مرثيه ها که 200 – 300 سال قدمت دارند، بعضی مطالب نادرست دیده می شود که به اصلاحات جدي نياز دارد.
شيعيان در اين نوع مجالس که معمولاً در تابستان و يا در مناسبت هاي مختلف در شهرها و روستاهاي مختلف برگزار مي شوند. ده ها ميليون روپيه معادل میلیاردها تومان براي برگزاري آنها هزينه مي-کنند. علاوه بر آن گاهي اين نوع مجالس، به جاي ترويج مذهب به دلیل ختلاط زن و مرد و رعایت نکردن حجاب و نيز عدم رعايت وقت نماز جماعت، باعث وهن مذهب نيز مي شود.
نتیجه
كشمير در قلب آسيا، شمال شبه قارة هند قرار دارد. تبليغ دين اسلام در کشمير به وسيله روحانیون و صوفی ها آغاز شد. مذهب تشیع که قبل از سفر ميرشمس الدين به کشمیر راه پیدا کرده بود با فعاليت ميرشمس الدين بيش از بيش در کشمير رواج پيدا کرد. طایفه چک ها که با راهنمود های ميرشمس الدين، مذهب تشیع را اختیار نموده بودند، در سال 962 میلادی به حکومت كشمير راه پیدا کردند، این دوره در تاريخ پرنشيب و فراز شیعیان کشمير يک دوره استثنائي و طلائي به حساب مي آيد. حکومت چک ها با یک سلسله توطئه های مخالفان و با حملات پیاپی حاکمان مغول در سال 994 میلادی سقوط کرد. شيعيان از این پس تاکنون در دوره های مغول، افغان، سیک و دوگره از طرف مخالفان به شدت مورد آزار و اذیت قرار گرفتند که منجر به هجرت آنان از مناطق شهری به مناطق دور افتاده و صعب العبور شد. آنان در این مدت بارها به صورت گسترده قتل و عام شدند.
شيعيان كشمير درحال حاضر بنابر علت های مختلف به ویژه فرقه گرایی درتمام زمينه ها از دیگر فرقه های موجود در کشمیر عقب مانده هستند. باید برای حل این مشکل چاره اندیشید.
فهرست منابع
1. الطاف حسين، كشمير بهشت زخم خورده، ترجمه فريدون دولت شاهي، انتشارات اطلاعات 1372 شمسی.
2. اکرم، محمد، آب کوثر، اداره ثقافت اسلاميه،2 کلب روز لاهور 2002 .
3. حسن شاه، تاريخ حسن، ترجمه کشميري (مترجم: احمد شمس الدين)، 3ج، ناشر جاموايند کشمير، اکادمي آف آرت کلچر ايند لينگويجز سرينگر سال 2002.
4. ددّمري، محمداعظم، واقیعات كشمير، ترجمه، احمد شمس الدين، جامو ايند کشميراسلامک سنتر سرينگرکشمير، 2001.
5. ده خدا، علي اکبر، لغت نامه ده خدا، ج10، ماده حرف ک، مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم.
6. دکتر، ايم ايس، کشمير عهد به عهد، مقبول اکيدمی، سرکلر رود، چوک انارکلي لاهور 1995 ميلادي.
7. رضوي، سيداطهر حسين، شيعه در هند، قم، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه، چاپ اول، تابستان 1376شمسی.
8. رضوي، سید اعجاز حسين، تأثيرات انقلاب اسلامي ايران در کشمير.
9. سرشماری 2003 میلادی، حکومت جامو و کشمیر.
10. شوشتري، قاضي نورالله، مجالس المؤمنين، تهران، انتشارات کتاب فروشي اسلاميه، 1377شمسی.
11. گزارش اجمالي از وضعيت پيروان اهل بيت در جامو و کشمير، ناشر اتحاد المسلمين جامو و کشميرسرينگر.
12. گزارش مؤسسه تنظیم المکاتب، 2009 میلادی.
13. موسوي، سيدمحمد باقر، اختر درخشان، اکرم حسين پريس پرهلاء گهات بنارس هند.
14. مجهول المؤلف، بهارستان شاهي، تنظيم دكتر اكبر حيدري، ناشر انجمن شرعي شيعيان جامو و کشمير، سال 1982.
15. ماه نامه سفينه، ناشرجامو و کشمير اتحاد المسلمين سرينگر، صفر 1426قمری.
16. ناصري، سيدحمیدرضا، کشمير، گذشته، حال، آينده، ص35، تهران، انتشارات ذکر 1379 شمسی.
17. همداني، حكيم صفدر، تاريخ شيعيان كشمير. امام حسین ريسرچ ايند پبلشنگ سنتر سرينگر کشمير.
مصاحبه ها
18. مصاحبه با آقای غلام حسین متو، مبلغ معروف شیعیان کشمیر.
19. مصاحبه با آقای غلام علی گلزارا، سابقه نگران سکریتری معاون کمیتی تنظیم المکاتب کشمیر.
20. مصاحبه با آقای مقبول حسین جو، مدرس جامعه علمیه امام رضا ،گند حسی بت.
21. سؤال نامه مسرورعباس انصاری، صدر انجمن اتحاد المسلمین جامو و کشمیر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *