مجتمع آموزش عالی تاریخ سیره و تمدن اسلامی
جستجو
Close this search box.

چکیده پایان نامه
نام :  علیرضا بهادری جهرمی
مرکز عالی: جامعه المصطقی العالمیه – مدرسه تاریخ و ادیان
رشته :  تاریخ تمدن اسلام                                    مقطع : کارشناسی ارشد
عنوان پایان نامه : فعالیت های سیاسی فرهنگی فرقه های شیعی غیر امامی در عصر غیبت صغری
استاد یا اساتید راهنما : دکتر محمدرضا جباری
استاد یا اساتید مشاور: دکتر غلامحسن حسین زاده شانه چی
تاریخ دفاع :                                     تعداد صفحات : 165
کلید واژه ها: عصر غیبت صغری- زیدیه- اسماعیلیه

چکیده:
دوران غیبت صغری به دلایلی نظیر حیرت و تردید شیعیان ناشی از غیبت امام داوزدهم، ضعف خلافت عباسی و نفوذ و تسلط ترکان برآن و پیدایش حکومت های مستقل و نیمه مستقل، فرصت مناسبی را برای گسترش فعالیت های سیاسی و فرهنگی فرقه های شیعی غیر امامی فراهم آورده بود. از این رو، نویسنده بررسی فعالیت  شیعیان غیرامامی این دوران مانند زیدیه و اسماعیلیه را گامی موثر جهت شناخت جریانات درون شیعی و هم چنین تبیین وضعیت شیعیان به طور عام می داند.
پرسش اصلی چگونگی وضعیت سیاسی و فرهنگی شیعیان غیر امامی در عصر غیبت صغری می باشد و با توجه به آن این فرضیۀ مطرح شده است :به لحاظ روش تحقیق در این پژوهش اطلاعات به روش کتابخانه ای جمع آوری شده و به صورت توصیفی و گاه تحلیلی مورد استفاده واقع شده است.
پایان نامه در دو بخش تنظیم و هر بخش دارای دو فصل می باشد. در فصل اول به وضعیت سیاسی زیدیه در دوران غیبت صغری و در فصل دوم به اوضاع فرهنگی زیدیه در این عصر پرداخته است. فصل سوم اوضاع سیاسی اسماعیلیه و فصل آخر اوضاع فرهنگی آن ها را در دوران غیبت صغری مورد بررسی قرار داده است.
ماخذ و منبع شناسی : درباره اسماعیلیه، از منابعی مانند الغیبه و الحیره حمیری، کتاب الامامه و
التبصره من الحیره علی بن بابویه، کافی از کلینی. و منابع تاریخ عمومی مانند تاریخ طبری، مروج الذهب مسعودی،الکامل فی التاریخ ابن اثیرو تجارب الامم مسکویه و.منابع دینی و کلامی ، نظیر مقالات الاسلامیین از اشعری، الفرق بین الفرق از عبدالقاهر بغدادی، رجال نجاشی و معالم العلما ابن شهرآشوب استفاده شده است.درباره زیدیه علاوه بر کتب تاریخ عمومی و آثار رجالی می توان به موارد زیر اشاره کرد: تاریخ طبرستان رویان و مازندران از مرعشی، مقاتل الطالبیین از ابوالفرج اصفهانی، التبصره فی الدین از اسفراینی.
     درفصل اول وضعیت سیاسی زیدیه دردوران غیبت صغری مورد بررسی قرار گرفته است. زیدیه به فرقه ای از شیعه گفته می شود که پس از رحلت امام سجاد (ع) قایل به امامت فرزند ایشان زید بن علی بن الحسین شدند. دیدگاه ها در مورد خود زید مختلف است. اما پس از آن که او در سال 121 هجری به همراهی شیعیان کوفه قیام نموده و به شهادت رسید، فرقۀ زیدیه با عقایدی خاص شکل گرفتند.از جمله عقاید ایشان این که امام باید از نسل فاطمه(س)خواه حسنی یا حسینی باشد و برای احیای امر به معروف و نهی از منکر با کنارگذاشتن تقیه، قیام کند. علاوه بر این که برخلاف امامیه، امام را معصوم نمی دانند نیز از نظر ایشان خروج دو امام دریک زمان جایز و اطاعت از هر دو واجب است. بر این اساس امامان زیدی همواره موظف به قیام برعلیه حکومت ظلم بوده اند. از مهم ترین قیام های زیدیه پس از قیام زید، قیام یحیی بن زید، قیام حسین بن علی بن حسن یا شهید فخ، قیام ابوسرایا و قیام یحیی بن عمر می باشد که همگی به شکست قیام و کشته شدن رهبران آن انجامید.
زیدیه همزمان با دوران غیبت صغری مرکز فعالیت خود را مناطقی چون ایران و یمن قرار دادند. دوری و صعب العبور بودن این مناطق و نیز گرایشات ضد دولتی مردم این نواحی در این اقدام زیدیه، موثر بوده است. مهم ترین قیام  زیدیه در طبرستان ایران توسط یکی از رهبران زیدی به نام داعی کبیر در سال 250 هجری صورت گرفت که با پیروزی های قابل توجهی همراه بود و در نتیجه آن شهرهای آمل، ساری، گیلان، دیلم وحتی گرگان به تصرف زیدیه درآمد. وضعیت نابسامان عباسیان و مشغول شدن آن ها به سرکوب دیگر شورش ها باعث شد داعی کبیر تا سال 270 هجری یعنی به مدت 20 سال بر این نواحی حکمرانی کند. در این مدت براثر تبلیغات وی عدۀ زیادی از اهالی این مناطق که هنوز بر دین زرتشتی بودند، اسلام آوردند و نیز،به دلیل توجه ویژۀ داعی کبیر به وضعیت سادات عدۀ زیادی از علویان از مناطق مختلف روی بدان سو نهاده در رکاب وی درآمدند. پس از داعی کبیر، برادرش محمد بن زید که شهرتی در علم و دانش داشت جانشین وی شد. وی به مدت 18 سال حکومت کرد و در این مدت درگیری های متعددی با حاکمان و نیز کارگزاران خلیفه داشت تا این که در درگیری با سامانیان شکست خورده و کشته شد.
ناصر کبیر نام یکی دیگر از علویان است که پس از13 سال فعالیت مخفیانۀ فرهنگی در این مناطق چون تربیت و اعزام مبلغ به نواحی مختلف طبرستان، پایگاه هایی برای خود ایجاد نمود و بعد قیام کرد و موفق به تشکیل حکومت شد اما پس از اندک زمانی اختیارات را به دامادش حسن بن قاسم واگذار کرده خود به امور دینی و تدریس مشغول شد. بر اثر تلاش های وی نیز عدۀ زیادی ازمردم طبرستان مسلمان شدند. با مرگ داعی کبیر، علویان بر اثر درگیری هایی داخلی برای به دست آوردن قدرت ضعیف و قلمروی آنان، بسیار محدود گشت.
از دیگر قیام های زیدیه در ایران قیام سه برادر دیلمی به نام های علی، حسن و احمد فرزندان بویه است، آن ها که زیدی مذهب بودند در ابتدا قیام خود را با تصرف مناطق مختلف ایران آغاز کردند و با توجه به ضعف و ناتوانی عباسیان، به سمت مرکز خلافت پیشروی نمودند. خلیفۀ عباسی که خود را در مقابلۀ با آنان ناتوان می دید رفتاری مسالمت آمیز با آن ها در پیش گرفت. آل بویه پس از ورود به بغداد زمام امور را به دست گرفتند. هرچند آنان بنا بر مصالح سیاسی از برکنار کردن خلیفۀ عباسی خودداری نمودند اما با سلب همه اختیارات خلیفه، جایگاه آنان را در حد یک مقام تشریفاتی کاهش دادند.
در یمن یحیی بن حسین ملقب به الهادی الی الحق، به سال 283 هجری با جلب توجه روسای قبایل، موفق به تشکیل حکومت شد و به ترویج مذهب زیدی پرداخت. هرچند یحیی درگیری هایی با حاکمان عباسی یمن داشت اما مهم ترین مشکل وی حضور داعیان اسماعیلی در آنجا بود. آن ها مردم را به مذهب اسماعیلیه فرا می خواندند و با شوراندن روسای قبایل، قیام هایی را برعلیه یحیی بن حسین طرح ریزی می نمودند. درگیری های فکری و عقیدتی این دو فرقۀ شیعه نیزقابل توجه است و منجر به انجام مناظرات و نوشتن کتاب ها و رسائلی دراین دوران گردید.
محبوبیت علویان در میان مردم و شهرت زیدیه در قیام برعلیه ظلم و جور باعث شد علی بن محمد که در سر هوای شورش داشت، به دروغ خود را علوی و زیدی خوانده قیام زنگیان را به راه اندازد. وی سیاهپوستان شرق آفریقا را که در شرایط سختی روزگار می گذرانیدند با خود همراه ساخته سر به شورش نهاد. این قیام 14 سال به طول انجامید و هزینه های فراوانی را بر عباسیان تحمیل کرد اما بالاخره به دست موفق عباسی سرکوب شد.
    در فصل دوم به وضعیت فرهنگی زیدیه در عصر غیبت صغری پرداخته شده است. قیام های متعدد و مستمرعلویان که پس از قیام عاشورا آغاز شد با تاثیرات عمیق در میان مردم همراه بود.
رهبری این قیام ها راعلویانی بر عهده داشتند که که اکثرا به علم و تقوی شهره بودند و انگیزۀ  قیام خود را احیای شعائر الهی معرفی می کردند. از این رو، حضور علویان همواره با برکات علمی همراه بوده است. تربیت شاگردان و اعزام آنان به مناطق مختلف برای توجیه حقانیت زیدیه قبل از تشکیل حکومت و ساخت مدارس و مساجدی که از آن ها برای مقاصدی علمی و تبلیغی بهره می بردند بعد از دستیابی به قدرت، همگی در بالا رفتن فرهنگ دینی مردم در مناطق تحت نفوذ زیدیه موثر بوده است. انجام مناظرات، برپایی کرسی های درس، تالیف کتاب و رساله از دیگر اقدامات زیدیه است. به عنوان مثال داعی کبیر به تالیف کتاب هایی در فقه و اعتقادات پرداخت. از جمله کتاب الجامع فی الفقه، کتاب البیان و نیز کتاب الحجه فی الامامه از آثار اوست. ناصر اطروش از امامان زیدی، اقدام به ساخت مدرسه و کتابخانه در آمل کرد. وی که خود دارای کرسی درس و تصانیف زیادی در علوم مختلف بود در تکریم علما بسیار می کوشید و به دیدار آنها می شتافت. قاسم رسی تالیفاتی درعلوم قرانی، اخلاق و فقه داشت و دارای شاگردانی بود که از وی اخذ علم می کردند. یحیی بن حسین، امام دیگر زیدیه در یمن دارای آرای فقهی و کلامی و تصانیف متعدد بود. وی ردیه هایی بردیگر فرق نوشته است. محمد بن یحیی و احمد بن یحیی نیز آوازه ای در علم ودانش داشتند و آثارزیادی در علوم مختلف به آن ها نسبت داده شده است.
    در فصل سوم به فرقۀ اسماعیلیه به عنوان یکی دیگر از فرق شیعی غیر امامی که در دوران غیبت صغری فعال بوده اند پرداخته شده است. اسماعیلیه به عده ای از پیروان امام صادق(ع) گفته می شود که معتقد بودند آن حضرت امامت را پس از خود به فرزند ارشدش یعنی اسماعیل واگذار کرده است. با وفات اسماعیل در زمان حیات پدر، گروهی از پیروانش مرگ او را انکار کرده، معتقد به مهدویت و رجعت در مورد وی شدند. عده ای دیگر نیز با پذیرش مرگ اسماعیل قائل به امامت فرزندش محمد بن اسماعیل گشتند. البته اسماعیلیه با گذشت زمان دچار انشعابات زیادتری شد و به شاخه های دیگری چون مبارکه، قرامطه، فاطمیه، خالصه، خطابیه تقسیم شد. اسماعیلیه تعالیم اسلامی و شیعی را با برخی میراث های عقلی و فلسفی یونانی درآمیخته عقاید خاصی را ارئه دادند. نظرات آنها در توحید، نبوت و امامت پیچیده و کمتر مورد تایید دیگر فرق اسلامی می باشد. رهبران اسماعیلی در آغاز شکل گیری این فرقه، برای حفظ جان خود در مقابل عباسیان، به شدت تقیه می کردند و با کتمان هویت خود، به نام محمد بن اسماعیل که به اعتقاد آن ها در غیبت به سر می برد دعوت می نمودند. آن ها با فاصله گرفتن از مرکز خلافت ابتدا به ایران و سپس به سوریه مهاجرت نمودند و پایگاه اصلی خود را شهر تدمر در این کشور قرار دادند. به این دوران که تا اوخر قرن سوم به طول انجامید دوره ستر گفته می شود.
در ادامۀ این فصل به فعالیت دعات اسماعیلی در ایران، یمن، مغرب و سایر نقاط همزمان با دوران غبیت صغری پرداخته شده است. در ایران در شهرهای ری، خراسان، فارس، اهواز، غور و غرچه (منطقه ای درنزدیکی هرات) وحتی شهرهای امامیه نشینی چون قم، کاشان و آبه داعیان اسماعیلی به ترویج مذهب خود پرداختند. آن ها دراین راه سعی و تلاش بسیاری می کردند و گاه به موفقیت های بزرگی چون متمایل ساختن احمد بن نصر سامانی از بزرگ ترین امرای سامانی به مذهب اسماعیلی دست یافته اند. نسفی، ابوعبدالله الخادم، ابوبلال، احمد بن حسین معروف به دندان و فردی بنام خلف از مهم ترین دعات اسماعیلی درایران بوده اند.
 در یمن ابن حوشب معروف به منصورالیمن وعلی بن فضل که از جانب امام مستور اسماعیلی راهی این منطقه شده بودند، توانستند با تظاهر به دینداری و وعدۀ ظهور عدۀ زیادی را به گرد خود جمع کرده و تشکیل حکومت بدهند اما بزودی مورد تاخت و تاز حاکم زیدیۀ یمن بنام الهادی قرار گرفتند و تا مدت ها جنگ و درگیری بین این دو فرقۀ شیعی جریان داشت.در این زمان، پس آن که عبیدالله المهدی در سال 298 هجری به جانشینی داعی بزرگ اسماعیلی رسید، برخلاف تعالیم زیدیه خود را امام خواند، اما حمدان قرمطی که خود از داعیان سرشناس بود به مخالفت برخاسته، ادعای استقلال کرد. بنابراین، فرقۀ اسماعیلیه به دو دستۀ فاطمی و قرمطی تقسیم شد. پس ازکشته شدن قرمط برخی از یاران وی به طمع رسیدن به امامت به میان قبایل عرب در سوریه رفته پس از فراهم آوردن نیرو و امکانات، سربه شورش گذاشتند و قیام هایی مانند قیام صاحب الناقه و قیام صاحب الشامه شکل گرفت، اما در بحرین قیام قرامطه با تشکیل حکومت در سال 290 هجری همراه بود و داعی ابوسعید و فرزندانش توانستند به مدت 30 سال قدرت خود را حفظ کنند. قرامطه گروهی تندرو بودند و در راه دستیابی به قدرت، عدۀ زیادی را به قتل رسانده و اموال و حتی زنان و فرزندان آن ها را به غنیمت می گرفتند. یکی از حاکمان قرمطی بحرین به مکه حمله کرد و پس از کشتن هزاران حاجی و غارت اموال ایشان، حجرالاسود را با خود به احساء برد و به مدت 25 سال از پس دادن این سنگ خودداری نمود.
عبید الله المهدی که پس از ادعای امامت خود را فاطمی نامید به کمک یکی از داعیانش به نام ابوعبدالله شیعی توانست حکومت فاطمیان را در مغرب پایه گذاری کند. دوری مغرب از دستگاه خلافت و صعب العبور بودن آن، تسامح دینی ابوعبدالله و جذابیت تعالیم اسماعیلیه باعث گرایش شدید مردم مغرب به کیش اسماعیلی شد و از نظر نظامی نیز با اتحاد قبایل، لشکری عظیم فراهم آمده در خدمت فاطمیان قرار گرفت.
    فصل چهارم به وضعیت فرهنگی اسماعیلیه در زمان غیبت صغری اختصاص یافته است. تلاش های بی دریغ داعیان در دورۀ ستر و پس از آن نقش مهمی دربهبود وضعیت سیاسی و فرهنگی اسماعیلیه داشته است. داعیان که اغلب افرادی آشنا به مبانی اعتقادی و فقهی اسماعیلیه و دیگرفرق بودند با سفر به نقاط مختلف به دنبال افراد مستعد برای عرضه دعوت خود می گشتند. درمرحلۀ بعد با بیان استدلالات عقلی و فلسفی به جذب آن ها پرداخته در فرصت مناسب با گرفتن پیمان های مؤکد در پایبندی به اصول و مبانی مذهب اسماعیلیه و حفظ اسرار، آن ها را به مذهب اسماعیلی درمی آوردند. پس از آن علوم و حقایق حکمت اسماعیلی را طی مجالسی به نام مجالس الحکمه، کم کم و در مراحل مختلف بر مستجیبین عرضه می داشتند تا قابل فهم ویادگیری باشد. سلسلۀ داعیان دارای چندین مرتبه بود و داعی با نشان دادن لیاقت خود در هر مرحله می توانست وارد مرحلۀ بالاتر شود از جملۀ این مراتب، داعی الدعات، داعی بلاغ، داعی مطلق، داعی مأذون وداعی محصور می باشد.
هر چند تقیه و کتمان یکی از اصول این مذهب بود و در محفوظ ماندن جان داعیان و رهبران آن نقش به سزایی داشت اما بعدها با گسترش دعوت اسماعیلی نیاز به آن کمتر احساس می شد بنابراین مراکزی بنام دارالهجره برای تجمع و سازماندهی اسماعیلیان در مناطق مختلفی چون کوفه، نجران، لاعۀ یمن و بلاد ترکستان و پنجاب ساخته شد. با استقرار حکومت فاطمیان، مدارسی برای تربیت داعیان تاسیس شد و داعیان پس از تحصیل در آن به کارهایی چون امارت شهرها یا تبلیغ در نقاط دوردست به کار گرفته می شدند. نیز جمعۀ هر هفته بعد از نماز ظهر و عصر برای عامه مردم جلساتی تشکیل می شد که گاه با نارضایتی فقهای دیگر فرق همراه بوده است. اغلب داعیان اسماعیلی دارای تالیفاتی درعلوم مختلف بوده اند از جملۀ آنها محمد بن نسفی که در کتاب المحصول خود به دفاع از امامت محمد بن اسماعیل پرداخته و وی را ناسخ شریعت محمدی معرفی کرده است. این عقیدۀ وی باعث رواج اباحی گری در بین قرامطه شده است. ابوحاتم رازی یکی دیگر از علمای اسماعیلیه کتب متعددی در زمینه های مختلف نوشته است از مهم ترین کتب وی کتاب الاصلاح است که درآن عقاید نسفی را مورد نقد قرار داده. نیز کتاب الزینه وی بعنوان قدیمی ترین کتب در ملل و نحل شناخته شده است. ابویعقوب سجستانی از پرکارترین نویسندگان اسماعیلیه است. وی کتابی به نام النضره دردفاع از نسفی نگاشته و عقاید او را مورد تایید قرار داده است.از دیگر کتاب های وی کتاب النبوه و کتاب الینابیع می باشد، اما مهم ترین عالم اسماعیلی قاضی نعمان است. او قاضی القضات دستگاه فاطمی بوده و به دلیل کثرت تالیفاتش در فقه او را ابوحنیفه لقب داده اند. از کتب وی می توان به افتتاح الدعوه در تاریخ فاطمیان، تاویل الدعائم در فقه و دعائم الاسلام درفقه و حدیث اشاره کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *