مجتمع آموزش عالی تاریخ سیره و تمدن اسلامی
سخن تاریخ و فرستاده ویژه استانبول برای جلوگیری از جنگ

 

هنگامی که سپاهیان عثمانی با حمله به خرمشهر، زنان و دختران بی‌دفاع را به اسارت بردند و شهر را به خاک و خون کشیدند، میرزا جعفرخان مشیرالملک (مشیرالدوله) در قلب استانبول و روبه‌روی سفارت‌های قدرت‌های بزرگ، با تهدیدی بی‌پرده عثمانی‌ها را به لرزه درآورد؛ طوفانی که در نهایت امپراتوری رو به افول عثمانی را ناچار کرد با فرستادن نماینده ویژه به دربار ایران، تن به پرداخت غرامت سنگین دهد.

خبرگزاری فارس_گروه تاریخ: «اگر عثمانی خسارت خرمشهر را نپردازد و علیرضا پاشا، حکمران عراق عرب را به سزای اعمال خودسرانه‌اش نرساند، دولت ایران این کینه را در دل نگه می‌دارد و زیان وارده را با زور بازو پس خواهد گرفت.»

این هشدار قاطعانه میرزا جعفرخان مشیرالملک (مشیرالدوله)، سفیر سابق ایران در دربار عثمانی، در صحن دربار استانبول و در حضور نمایندگان و سفرای قدرت‌های بزرگ اروپایی، تمام حاضران را در بهت و حیرت فرو برد.

تجاوز سنگین و ناگهانی والی عثمانی، بندر خرمشهر را به آتش و خون کشیده بود، اما پاسخ صریح دیپلمات‌های ایرانی نشان داد که ایران در دفاع از تمامیت ارضی و کرامت شهروندانش ذره‌ای عقب‌نشینی نخواهد کرد.

ریشه این بحران بزرگ مرزی و سیاسی به رونق بی‌نظیر اقتصادی بندر خرمشهر (محمره) بازمی‌گشت. بر اثر حسن سلوک و رفتار شایسته ماموران دولت ایران با بازرگانان و ایجاد تسهیلات چشمگیر برای ورود و خروج کالاها، بازار داد و ستد بندر خرمشهر به‌شدت پررونق شد و بندر بصره را که در اختیار امپراتوری عثمانی بود، کاملاً از رونق انداخت.

همین مسئله باعث کاهش شدید درآمدهای گمرکی علیرضا پاشا، حکمران عثمانی عراق عرب (بغداد و بصره) شد. او که از این شکست تجاری به کینه‌توزی افتاده بود، منتظر بهانه‌ای ماند تا ضربه‌ای مهلک به این بندر فعال ایرانی وارد سازد.
فرصت شوم برای عثمانی‌ها در اوایل سال ۱۲۱۷ خورشیدی (۱۸۸ سال قبل) فراهم شد؛ یعنی زمانی که محمدشاه قاجار، پادشاه وقت ایران، سپاه خود را برای بازپس‌گیری هرات بسیج کرده و آن شهر را در محاصره گرفته بود. علیرضا پاشا، حکمران بغداد، با سوءاستفاده از انحطاط اداری امپراتوری عثمانی و رفتار خودسرانه حکام محلی، با قشون زمینی و دریایی به خرمشهر هجوم برد.
با وجود دفاع پرشور و مردانه حاکم محلی، پادگان شهر و اعراب بنی‌کعب تبعه ایران، نیروهای ایرانی در برابر حجم سنگین سپاه عثمانی شکست خوردند و تلفات سنگینی دادند. سپاه عثمانی خرمشهر را به غارت برد، جمعی از مردان بی‌دفاع را به قتل رساند و عده‌ای از زنان و دختران ساکن خرمشهر و قبیله بنی‌کعب را به اسارت گرفت.

خبر این تجاوز در شعبان ۱۲۱۷ خورشیدی (۱۲۵۴ هجری قمری) به محمدشاه قاجار رسید. او پس از بازگشت از محاصره هرات به تهران، بلافاصله میرزا جعفرخان مشیرالملک (مشیرالدوله)، دیپلمات برجسته‌ای که سفارتخانه تحت مدیریتش در استانبول ملجاء و پناهگاه دادخواهان و اقلیت‌های ارمنی عثمانی بود، را به همراه حسین‌خان آجودان‌باشی، دیپلمات و نماینده ویژه ایران در دربارهای بریتانیا، فرانسه و اتریش، راهی استانبول کرد.

آن‌ها در نیمه رمضان همان سال با سلطان محمودخان ثانی، پادشاه وقت عثمانی، دیدار کردند و خواستار جبران خسارت و مجازات علیرضا پاشا شدند، اما صدراعظم و وزیر امور خارجه عثمانی با ادعایی واهی، خرمشهر را جزء امپراتوری خود دانسته و مدعی شدند که حمله برای سرکوب شورش رعایای خودشان بوده است!

مشیرالدوله نیز به دلیل نداشتن اسناد مکتوب همراه خود در آن جلسه، ترجیح داد سکوت کند، اما ورق خیلی زود برگشت. با مرگ سلطان محمودخان ثانی در اوایل سال ۱۲۱۸ خورشیدی (۱۲۵۵ هجری قمری) و جانشینی سلطان عبدالمجید اول، سپاه عثمانی در جنگی دیگر از ابراهیم‌پاشا، فرزند محمدعلی‌پاشا حکمران مصر، شکست سختی خورد و بخشی از ناوگان جنگی‌اش به تصرف مصری‌ها درآمد.

میرزا جعفرخان مشیرالدوله به بهانه احضار توسط شاه، استانبول را به قصد تهران ترک کرد تا اولیای دولت ایران را از آشفتگی و ضعف شدید نیروهای عثمانی آگاه سازد. هم‌زمان، محمدشاه قاجار، یکی از درباریان خود به نام قنبرعلی‌خان مافی را به بغداد فرستاد و صریحاً به علیرضا پاشا پیام داد که اگر خسارات خرمشهر را نپردازد، با نیروی نظامی به بغداد حمله کرده و غرامت را با زور بازو خواهد گرفت.
در همین دوران، درگیری‌های مرزی دیگری نیز روابط دو کشور را تیره‌تر کرد؛ عبدالله‌پاشا بابان، حکمران سلیمانیه و دست‌نشانده سرکش ایران، به کردستان دست‌درازی کرد.

رضاقلی‌خان، والی کردستان و فرمانده ارشد سپاه ایران، به دستور محمدشاه برای برکناری او اعزام شد و نیروهای عثمانی را در شهرزور شکست داد، اما بر اثر غرور و عیاشی در حین استراحت، مورد شبیخون عبدالله‌پاشا قرار گرفت و با تلفات سنگین عقب‌نشینی کرد.

علاوه بر این، محمودخان، حکمران وان عثمانی به قطور خوی دست‌اندازی کرده بود، امیر رواندوز دهستان‌های ترگور و مرگور ارومیه را چپاول کرده بود، کاروان‌های تجارتی ایران در بایزید غارت شده بودند و عثمانی‌ها از پرداخت حق مرتع چراگاه‌های ایران امتناع می‌کردند.

عثمانی‌ها که از تهدید نظامی ایران و فروپاشی درونی خود وحشت زده شده بودند، عقب‌نشینی کردند. سلطان عبدالمجید اول، پادشاه جدید عثمانی، دیپلماتی به نام صارم افندی را در محرم ۱۲۱۹ خورشیدی (۱۲۵۶ هجری قمری) به اصفهان فرستاد تا با محمدشاه قاجار دیدار کند.

صارم افندی موافقت رسمی سلطان با پرداخت غرامت و تشکیل کمیسیون حل اختلاف را ابلاغ کرد و پیشنهاد پرداخت ۳۰۰ هزار تومان خسارت را داد. اما حاجی میرزا آقاسی، صدراعظم ایران، با بی‌اعتنایی روی خوش به سفیر نشان نداد و مبلغ سنگین ۵ کرور تومان (۲.۵ میلیون تومان مسکوک زر) طلب کرد!

با بن‌بست در مذاکرات مالی و مداخله سفیران بریتانیا و روسیه برای جلوگیری از جنگی فراگیر، مقرر شد کمیسیون چهارجانبه‌ای در شهر ارزروم تشکیل شود تا ابهامات عهدنامه ارزنةالروم (ارزروم) مربوط به سال ۱۲۰۲ خورشیدی (۱۲۳۹ هجری قمری) رفع شود.

پس از بیمار شدن مشیرالدوله، محمدشاه قاجار انتخابی تاریخی کرد و میرزا تقی‌خان وزیر نظام، همان ابرمردی که بعدها به «امیرکبیر» ملقب شد و در آن زمان پیشکار و رئیس لشکر ناصرالدین‌میرزا ولیعهد بود، را به نمایندگی ایران برگزید.

میرزا تقی‌خان با هیئتی ۲۰۰ نفره شامل منشیان، مترجمان، فرماندهان توپخانه و زبده‌ترین سپاهیان آذربایجان راهی ارزروم شد تا در میدان دیپلماسی، حقانیت ایران را اثبات کرده و تمامیت ارضی کشور را تثبیت کند.

بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را می‌توانید از اینجا و در فروشگاه‌های «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.

منابع:
۱: کتاب «ایران در دوره سلطنت قاجار» از علی اصغر شمیم
۲: کتاب«ناسخ التواریخ سلاطین قاجاریه جلد ۲» از محمدتقی سپهر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *