«من امروز میخواهم این بار سنگین را از روی قلب خود بردارم…»؛ این بخشی از اظهارات فرح دیبا، همسر شاه مخلوع، در جریان یک سفر خصوصی به پاریس است که در آن فاش کرد تولد رضا پهلوی حاصل معالجات یک متخصص امراض زنانه بوده؛ پزشکی که ملکه برای مرگ او پنهانی گریسته بود.
خبرگزاری فارس_گروه تاریخ: «حاضر بودم به عنوان ابراز تشکر حتی برای اسرائیل نیز رانندگی آمبولانس بنمایم.» این جمله بخشی از اظهارات فرح پهلوی در مصاحبهای خصوصی با پیتر لکلارک در پاریس است که آذرماه سال ۱۳۵۲ در مجله «بول» منتشر شد.
اگرچه کاخ سلطنتی پهلوی بلافاصله آن را تکذیب کرد، اما اسناد وزارت امور خارجه مصلحتآمیز بودن آن تکذیبیهها را برملا ساخت. ریشه این سپاسگزاری عمیق به یک راز پزشکی گره خورده بود؛ ملکه ایران با نشان دادن عکسهای فرزند ارشدش، رضا پهلوی، افشا کرد که تولد ولیعهد و دیگر فرزندان خود را مدیون معالجات پزشک متخصص امراض زنانه، پروفسور یوسف آشرمن اسرائیلی است.
مجله گواه، در شماره اخیر خود نیز با ارائه سندی به این موضوع صحه میگذارد و مینویسد: «ملکه فرح اظهار داشتند من امروز میخواهم از این پزشک عالیقدر و اصیلترین انسان تشکر نمایم که تنها به خاطر معالجه صمیمانه وی موفق شدم فرزندانم را به دنیا آورم.» او حتی از گریههای خود در شب درگذشت این پزشک سخن گفت و اینکه به دلیل محدودیتها، تنها توانسته بود دسته گلی بر آرامگاهش نثار کند.
با این حال، لحن ملکه هنگامی که از سیاست و مذهب سخن میگفت، تغییر میکرد و کلمات خود را با احتیاط فراوان میسنجید. او هرچند بر سپاسگزاری خود از آن پزشک تأکید داشت، اما مرزهای اعتقادی خود را روشن ساخت و تصریح کرد: «من هرگز فراموش نخواهم کرد که پروفسور آشرمن اسرائیلی بوده است و به این کشور توجه خاصی داشته است.
ولی تو باید بدانی که من در درجه اول یک زن مسلمان و وفادار به مذهب و ملت خود هستم و نمیتوانم حتی فکر این را بنمایم که حرم الشریف در دست خارجیها باشد.»
با وقوع جنگ در منطقه، احساسات زنانه و مادرانه او بر محاسبات سیاسی پیشی گرفت؛ چنانکه درباره آغاز جنگ اخیر گفت: «گریه کردم. تمام شب گریه کردم. زن نمیتواند به آرامی دربارهٔ جنگ فکر کند… هر زنی در درجه اول مادر است چگونه میتوان فکرش را کرد که این همه فرزندان این همه مادران در جنگ جان خود را از دست میدهند در حالی که میتوان با صلح تمام این مسائل را حل کرد.»
فرح پهلوی با تأکید بر اینکه علم پزشکی موضوعی انسانی است که مرز و ملیت نمیشناسد، به سخنان حکیمانه پروفسور آشرمن استناد کرد که همواره به او میگفت هر کس فرزندی به دنیا میآورد، گویی جهان تازهای خلق کرده است؛ مفهومی که ریشه در پندار عقلای یهود دارد: «هرکس جان یک نفر را نجات دهد مثل اینکه تمام جهان را نجات داده است.»
این سند تاریخی به تلاشهای مکتوم مأموران برای پنهان نگه داشتن روابط پزشکی مشابه میان مقامات سایر کشورها از جمله همسر وارث تخت و تاج حبشه اشاره میکند؛ پیوندهایی پنهانی که سرانجام به گسستهای دیپلماتیک آشکار منجر شد، چرا که در جهان ما کمک محرمانه، هرگز محرمانه باقی نمیماند».



