مجتمع آموزش عالی تاریخ سیره و تمدن اسلامی
سخن تاریخ و تجربه زیسته یک تاریخ‌نگار آموزش و پرورش

 

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست «تجربه زیسته یک تاریخ‌نگار آموزش و پرورش» به همت گروه علوم تربیتی خانه اندیشمندان علوم انسانی و با همکاری انجمن ایرانی تاریخ، دوشنبه ۳۰ شهریورماه ۱۴۰۵ در مرکز نشر دانشگاهی برگزار شد.

در این نشست، سید رضا باقریان موحد به بیان تجارب زیسته خود در عرصه تاریخ‌نگاری آموزش و پرورش و بررسی ابعاد و چالش‌های پژوهش در این حوزه پرداخت.

علیرضا صادقی، دبیر جلسه، با اشاره به کم‌توجهی به تاریخ آموزش‌وپرورش گفت: تاریخ آموزش تنها به قوانین و تحولات رسمی محدود نمی‌شود، بلکه حافظه‌ای از انسان‌ها، تجربه‌ها و اندیشه‌هایی است که این حوزه را شکل داده‌اند و شناخت آن می‌تواند به فهم مسائل امروز و پرهیز از تکرار تجربه‌های گذشته کمک کند.

وی همچنین با تأکید بر اهمیت شنیده‌شدن پژوهشگران خارج از دانشگاه، هدف برنامه‌های امسال گروه علوم تربیتی خانه اندیشمندان را ایجاد زمینه برای طرح این صداهای کمتر شنیده‌شده عنوان کرد و افزود: فعالیت‌های سیدرضا باقریان موحد در گردآوری و ثبت اسناد و تجربه‌های تاریخ آموزش‌وپرورش، بخشی از حافظه آموزشی کشور را برای نسل‌های آینده حفظ می‌کند.

 

سیدرضا باقریان موحد در ابتدای سخنان خود اظهار امیدواری کرد که مباحث مطرح‌شده در این نشست بتواند گامی هرچند کوچک برای حرکت دادن چرخ زنگ‌زده آموزش و تعلیم و تربیت در ایران و کاهش مشکلات موجود باشد. او سپس با اشاره به مسیر مطالعاتی خود گفت: من در حدود ۴۰سالگی، در حالی که بیستمین سال معلمی‌ام را پشت سر می‌گذاشتم، معلم ادبیات و بیشتر معلم انشا در قم بودم. تا آن زمان حدود ۱۰ کتاب نوشته و تألیف کرده بودم و تخصصم بیشتر در حوزه تاریخ عرفان اسلامی بود. تصور می‌کردم عرفان اسلامی می‌تواند کلید حل مشکلات جامعه باشد. دغدغه‌ام فقط این نبود که معلمی کنم، حقوق بگیرم و بروم؛ همیشه برایم سؤال بود که چرا دانش‌آموزان با این مشکلات اخلاقی و روحی مواجه‌اند و چرا بی‌انگیزگی در مدارس و پس از آن در دانشگاه‌ها وجود دارد.

او ادامه داد: تمام ذوقم این بود که در حوزه عرفان و ادبیات عرفانی کار کنم و فکر می‌کردم عرفان اسلامی یا دست‌کم ادبیات ما که بخش بزرگی از آن عرفانی است، می‌تواند راهگشا باشد. اما در ۴۰سالگی دچار بحران‌های روحی شدم و دیدم نتیجه کارهایی که در مدرسه‌ها و در راستای گسترش مبانی و اصول عرفان اسلامی و ایرانی انجام داده‌ام، آن چیزی نیست که انتظار داشتم. حدود شش ماه حتی نتوانستم بنویسم؛ در حالی که کارم نوشتن بود و هر روز دست‌کم چهار پنج ساعت، حتی به شکل خاطره، می‌نوشتم.

وقتی فهمیدم مسیر را اشتباه رفته‌ام

باقریان موحد افزود: بعد از پنج، شش ماه مطالعه و تفکر به این نتیجه رسیدم که به قول معروف سوراخ دعا را اشتباه پیدا کرده‌ام. زیرساخت توسعه هر کشوری تاریخ آن است. وقتی ما تاریخ را نمی‌دانیم، طبیعی است که نمی‌توانیم برای آینده برنامه‌ریزی کنیم. من خودم در آن زمان، با ۲۰ سال سابقه معلمی، حتی تاریخ شغل خودم را نمی‌دانستم. بنابراین متوجه شدم کاری که انجام می‌دهم بیشتر یک کار روبنایی است و تصور می‌کنم با مبانی عرفانی و ادبیات عرفانی می‌توان دانش‌آموزان را از چالش‌های موجود نجات داد.

او گفت: بنابراین تصمیم گرفتم کار عرفانی و ادبی را کنار بگذارم و سراغ تاریخ بروم. حدود شش ماه، کلیات تاریخ جهان و تاریخ ایران، از دوره پیش از اسلام و پس از اسلام تا دوره معاصر را مطالعه کردم، فیش‌برداری کردم و تازه فهمیدم چقدر نمی‌دانم. پس از آن، مطالعاتم را بر تاریخ آموزش و پرورش متمرکز کردم؛ چون ۲۰ سال معلم بودم و از تاریخ شغل خودم اطلاع چندانی نداشتم. حدود ۱۰۰ کتاب و مقاله، که بیشترشان مقاله و پایان‌نامه بود، در زمینه تاریخ آموزش و پرورش تهیه کردم و خواندم و یادداشت‌برداری کردم.

وی با بیان اینکه بخش مکتوب تاریخ آموزش و پرورش ایران بسیار محدود است، اظهار کرد: دیدم آنچه درباره تاریخ آموزش و پرورش نوشته شده، در برابر حجم فعالیت‌هایی که طی حدود ۱۵۰ سال آموزش جدید در ایران اتفاق افتاده، مانند قطره‌ای از دریاست. اگر بخواهیم از تعبیر کوه یخ استفاده کنیم، شاید آنچه درباره تاریخ آموزش و پرورش در قالب کتاب، مقاله و پایان‌نامه ثبت شده، حتی یک درصد آن چیزی نباشد که واقعاً اتفاق افتاده است.

باقریان موحد ادامه داد: تصمیم گرفتم مطالعه جنبی را کنار بگذارم و فقط بر تاریخ آموزش و پرورش ایران تمرکز کنم، چون اعتقاد داشتم بدون شناخت گذشته، برنامه‌ریزی برای آینده ممکن نیست. بسیاری از مشکلاتی که امروز در کشور داریم، از دانشگاه گرفته تا صنعت و آموزش و پرورش، ریشه‌های تاریخی دارند. اگر مسئولان این تاریخ را بشناسند، بخشی از چالش‌ها قابل حل است.

آرشیوی که وجود داشت، اما در دسترس نبود

این پژوهشگر با اشاره به دشواری‌های آغاز این مسیر گفت: ابتدا فکر می‌کردم کار ساده‌ای است. تصورم این بود که وزارت آموزش و پرورش و سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی، منابع و مستندات لازم را دارند و پژوهشگر می‌تواند با ارائه طرح، به این منابع دسترسی پیدا کند. اما دیدم چنین آرشیو منظم و سیستماتیکی در آموزش و پرورش وجود ندارد.

او افزود: من که اهل قم بودم، وقتی به بایگانی آموزش و پرورش مراجعه کردم، دیدم اساساً چیزی به نام بایگانی منظم وجود ندارد. قدیمی‌ترین پرونده‌های قابل جست‌وجو و دسترسی، نهایتاً مربوط به ۳۰ یا ۴۰ سال پیش بود؛ در حالی که قم حدود ۱۰۰ سال سابقه آموزش و پرورش دارد. حتی پرونده معلمانی که پیش از انقلاب فوت کرده بودند، در بسیاری موارد هیچ‌جا ثبت نشده بود.

باقریان موحد گفت: به تهران، اصفهان، تبریز و مشهد هم مراجعه کردم و تقریباً همین وضعیت را دیدم. اسناد و پرونده‌ها شاید به لحاظ فیزیکی وجود داشتند، اما در انبارهایی نگهداری می‌شدند که از صندلی شکسته و کامپیوتر قدیمی گرفته تا انواع وسایل دورریختنی در آنها بود. صرف اینکه بگوییم پرونده‌ها در فلان زیرزمین وجود دارد، اما هیچ دسترسی و اطلاعاتی درباره آنها نداشته باشیم، عملاً به این معناست که آرشیوی وجود ندارد.

او ادامه داد: با وجود همه این مشکلات، تصمیم گرفتم کار را ادامه بدهم و اکنون نزدیک به ۱۵ سال است که تمرکزم فقط بر تاریخ آموزش و پرورش است. تمام این کارها نیز با تیراژهای محدود و بدون چشمداشت مادی انجام شده است. دلخوشی من این است که هر کدام از این کتاب‌ها بتواند دست‌کم یک مشکل را روشن کند یا گرهی از کلاف سردرگم تعلیم و تربیت در ایران باز کند.

گاهی یک سند قدیمی، پاسخ یک مشکل امروز است

باقریان موحد با اشاره به تجربه‌ای در قم گفت: بعد از انتشار چهار پنج کتاب، یکی از دوستان قدیمی که زمانی معلم بود و بعد مسئولیتی در آموزش و پرورش قم گرفت، از من خواست کتاب‌هایم را برایش ببرم. چند جلد کتاب درباره تاریخ آموزش و پرورش قم را به او تحویل دادم. حدود نیم ساعت بعد تماس گرفت و گفت که سه سند درباره یکی از مشکلات آموزشی قم در کتاب‌ها پیدا کرده است؛ اسنادی مربوط به سال‌های مختلف که نشان می‌دادند همین مشکل در گذشته هم وجود داشته و حتی در بخشنامه‌های آن زمان برایش راهکار ارائه شده است.

وی افزود: او گفت اگر این اسناد را نیم ساعت یا یک ساعت قبل دیده بودم، در جلسه‌ای که با مدیرکل داشتیم آنها را مطرح می‌کردم و شاید در بخشنامه‌ای که برای مدارس صادر کردیم، یک جمله کم یا زیاد می‌کردیم. من به او گفتم کمترین فایده پژوهش این است که آدم را از تکرار اشتباه بازدارد.

او ادامه داد: ما ادعا نمی‌کنیم که همه هزاران مشکل آموزش و پرورش با اسناد تاریخی حل می‌شود، اما اگر بتوانیم چهار یا پنج مشکل را با اتکا به تجربه گذشته حل کنیم، خودش یک گام به جلوست. مسئولان آموزش و پرورش آن‌قدر درگیر جلسات و امور روزمره‌اند که فرصت مطالعه تاریخ آموزش و پرورش را ندارند. کار پژوهشگر این است که این اسناد را پیدا کند و در اختیار آنها قرار دهد.

باقریان موحد نمونه دیگری را مربوط به معلمان کلاس اول ابتدایی دانست و گفت: در طول تاریخ آموزش و پرورش همیشه این مسئله وجود داشته که معلمان تمایل چندانی به تدریس کلاس اول ابتدایی نداشته‌اند، چون آموزش زبان و کار با دانش‌آموزان این پایه دشوارتر است. در اسناد قدیمی، بخشنامه‌هایی پیدا کردم که تأکید می‌کردند باید از نظر حقوق و امکانات میان معلم کلاس اول و دیگر معلمان ابتدایی تفاوتی وجود داشته باشد. برای مسئولان جالب بود که ببینند این مسئله قبلاً هم مطرح و حتی تأیید شده است.

از بایگانی متروکه تا ۳۰ هزار سند

او در ادامه به پژوهش درباره دبیرستان حکیم نظامی قم اشاره کرد و گفت: من خودم دانش‌آموز این مدرسه بودم. این مدرسه در سال ۱۳۱۴ با کلنگ‌زنی علی‌اصغر حکمت آغاز شد و نخستین سال تحصیلی آن در سال ۱۳۱۸ بود. یک روز که بعد از سال‌ها از مقابل مدرسه عبور می‌کردم، تصمیم گرفتم سری به مدرسه دوران دانش‌آموزی‌ام بزنم. مدیر مدرسه تنها بود و وقتی گفتم معلم ادبیات هستم و می‌خواهم تاریخ مدرسه را کار کنم، گفتند تاکنون چنین کاری انجام نشده است.

او ادامه داد: مدرسه چند بایگانی داشت، اما برای رسیدن به ریشه تاریخی مدرسه باید به بایگانی اصلی می‌رفتیم؛ اتاقی که در آن را به دلیل آلودگی و ورود موش و حیوانات مختلف با پلاستیک پوشانده بودند. سقف هم آسیب دیده بود و سال‌ها باران و رطوبت به پرونده‌ها صدمه زده بود. با زحمت مدیر را راضی کردیم که در را باز کنیم. وقتی وارد شدیم، از زمین تا سقف پر از کاغذ، پرونده و وسایل دورریختنی بود.

باقریان موحد گفت: از همان‌جا یک پرونده را بیرون آوردیم و دیدیم صورت‌جلسه شورای معلمان مربوط به دهه‌های گذشته است. در این صورت‌جلسه‌ها درباره مشکلات دانش‌آموزان، مسائل آموزش و پرورش و دغدغه‌های معلمان صحبت شده بود. نکته جالب این بود که یکی از دغدغه‌ها این بود که چرا کتاب‌های درسی هر سال ضعیف‌تر می‌شوند و معدل دانش‌آموزان پایین‌تر می‌آید؛ مسئله‌ای که امروز هم درباره آن صحبت می‌کنیم.

وی افزود: با کمک دانش‌آموزان، اسناد را از بایگانی خارج کردیم. برای این کار حتی پیش از دوران کرونا، شخصاً دستکش و تجهیزات لازم را تهیه می‌کردم و در اختیار دانش‌آموزان می‌گذاشتم. بایگانی بعداً کاملاً تخلیه، بازسازی و قفسه‌بندی شد و اسناد بر اساس حروف الفبا مرتب شدند. کتابی که امروز از این مجموعه منتشر شده، حدود ۴۰۰ سند دارد و در مجموع حدود ۳۰ هزار سند نیز اسکن شده است.

او از مجیدزاده، از دانشجویان و طلاب فعال، به‌عنوان یکی از افرادی که سال‌ها در این پروژه همکاری کرده است، یاد کرد و گفت: ایشان حدود ۱۵ سال است که بدون چشمداشت مادی، هر روز چند ساعت برای مرتب‌سازی، اسکن و کدگذاری اسناد وقت می‌گذارد.

باقریان موحد سپس به دبیرستان صدوق اشاره کرد و گفت: در جریان بازسازی این مدرسه، بسیاری از اسناد قدیمی همراه نخاله‌ها از مدرسه خارج شده بود. اما هنگام بررسی بایگانی متوجه شدم پایه یکی از قفسه‌ها کمی جلوتر است. وقتی قفسه را کنار زدیم، حدود ۶۰۰ یا ۷۰۰ برگ سند قدیمی پیدا شد که خوشبختانه کارگران هنگام تخلیه آنها را ندیده بودند. بخش قابل توجهی از کتاب مربوط به همین اسناد است.

اسناد مدرسه؛ روایتگر تغییرات جامعه

او درباره برخی اسناد این مدارس گفت: در میان آنها بخشنامه‌های جالبی وجود دارد. مثلاً زمانی که کتاب المیزان از عربی به فارسی ترجمه شد، رئیس آموزش و پرورش درباره آن اطلاع داشت و به مدارس بخشنامه کرد که این کتاب را تهیه کنند. این نکته برای من جالب بود؛ چون امروز اگر از بسیاری از مدیران و مسئولان آموزش و پرورش درباره کتاب‌های تازه منتشرشده بپرسیم، ممکن است اطلاعی نداشته باشند.

وی همچنین به اسناد مالی مدارس اشاره کرد و گفت: در میان اسناد، فاکتورهای مربوط به برگزاری جشن‌های مختلف نیز وجود داشت. مثلاً برای جشن عید غدیر و جشن‌های ۲۵۰۰ ساله اسناد مالی وجود داشت که میزان هزینه‌ها را نشان می‌داد. همین اسناد می‌تواند مبنای پژوهش‌های تاریخی و اجتماعی قرار گیرد.

باقریان موحد سپس به تعهدنامه‌های انضباطی دانش‌آموزان پرداخت و اظهار کرد: حدود ۵۰ تعهدنامه انضباطی از چند مدرسه پیدا کردم که نکات تاریخی جالبی داشتند. محتوای این تعهدنامه‌ها با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی کشور تغییر کرده است. در دوره‌هایی که کشور آرام‌تر بوده، بیشتر بر مسائل اخلاقی و انضباطی تأکید شده، اما در دوره‌هایی که مسائل سیاسی و اجتماعی پررنگ بوده، موضوعاتی مانند عدم شرکت در تجمعات سیاسی نیز وارد تعهدنامه‌ها شده است.

او افزود: در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب نیز موضوعاتی مانند مبارزه با استکبار جهانی، دفاع مقدس، انقلاب اسلامی و خون شهدا در تعهدنامه‌های دانش‌آموزان دیده می‌شد و در دوره‌های بعد، موضوعات دیگری جای آنها را گرفت. این تغییرات، خود یک سند تاریخی درباره تغییر فضای اجتماعی و فرهنگی کشور است.

وی درباره شکل امروزی این تعهدنامه‌ها گفت: امروز بخش زیادی از این تعهدنامه‌ها به شکل سیستمی تهیه می‌شوند و همه مدارس همان فرم را چاپ می‌کنند. پیشنهاد من این است که این کار را انجام ندهیم. وقتی میلیون‌ها دانش‌آموز در ابتدای سال تحصیلی یک فرم چندصفحه‌ای را امضا می‌کنند، در عمل بسیاری از آنها آن را نمی‌خوانند. می‌توان از تجربه کشورهای دیگر استفاده کرد؛ برای مثال در ژاپن، تعهدات انضباطی به شکل کتابچه‌ای تهیه می‌شود و دانش‌آموز آن را همراه خود نگه می‌دارد.

او ادامه داد: در نمونه‌ای که از کانادا بررسی شده بود نیز نکته جالب این بود که تعهد فقط از دانش‌آموز گرفته نمی‌شود و مدیر و معلمان هم تعهدات مشخصی دارند. این تعهدات در فضای مدرسه نیز به شکل قابل مشاهده نصب می‌شوند. چنین نمونه‌هایی می‌تواند برای امروز ما نیز قابل بررسی باشد.

 

پژوهش از تاریخ آموزش و پرورش قم تا رشدیه

باقریان موحد گفت: اینها فقط مربوط به مدارس قم است. اگر پژوهشگری پیدا شود و تعهدنامه‌های انضباطی مدارس تهران یا شهرهای دیگر را در دوره‌های مختلف بررسی کند، خودش می‌تواند یک کتاب مفصل باشد.

او سپس به پژوهش درباره میرزا حسن رشدیه پرداخت و گفت: بعد از این چهار کار درباره قم، به رشدیه رسیدم؛ کسی که از بنیانگذاران نظام و روش جدید آموزش و پرورش در ایران است. نخستین کاری که در این زمینه انجام دادم، گردآوری مجموعه آثار رشدیه بود. رشدیه در نوشته‌های خود و منابع مربوط به او به تعداد زیادی کتاب درسی اشاره کرده است، اما همه آنها امروز در دسترس نیستند.

وی افزود: حدود ۱۲ کتاب درسی از آثار رشدیه پیدا کردیم. برخی کتاب‌هایی که او به‌عنوان کتاب‌های مورد استفاده در مدارس رشدیه معرفی کرده، در واقع تألیف خودش نبوده و آثار نویسندگان دیگری بوده‌اند که در مدرسه او تدریس می‌شده‌اند. نسخه‌های چاپ سنگی این آثار را از کتابخانه ملی، ملک، مجلس و کتابخانه آیت‌الله مرعشی پیدا کردیم و برای استفاده دانشجویان دانشگاه فرهنگیان، آنها را تایپ کردیم؛ چون بسیاری از دانشجویان نمی‌توانستند متن چاپ سنگی را به‌راحتی بخوانند.

باقریان موحد تأکید کرد: هدف من این نیست که کتاب‌های درسی رشدیه دوباره به مدارس برگردند. نمی‌توان انتظار داشت بعد از بیش از ۱۵۰ سال، دانش‌آموزان امروز همان نثر و ادبیات را بخوانند. اهمیت این کتاب‌ها در این است که حلقه‌ای میان مکتب‌خانه و نظام آموزشی جدید هستند و باید به‌عنوان بخشی از تاریخ آموزش و پرورش حفظ شوند.

او درباره اسناد شخصی رشدیه نیز گفت: رشدیه ۱۰ سال آخر عمرش را در قم گذراند و در همین شهر از دنیا رفت. پرونده پرسنلی او نیز که حدود ۳۵۰ برگ داشت، در قم نگهداری می‌شد. وقتی برای پیدا کردن پرونده مراجعه کردم، گفتند چنین پرونده‌ای وجود ندارد. بعد مشخص شد در زیرزمین اداره آموزش و پرورش، انباری متروکه وجود دارد که حتی کلید آن هم پیدا نمی‌شد.

وی ادامه داد: با کمک یکی از دوستان، قفل این انبار را باز کردیم و با وضعیتی بسیار آشفته مواجه شدیم. لوله فاضلابی که از بالای انبار عبور می‌کرد، شکسته بود و در طول سال‌ها آب و فاضلاب به پرونده‌ها آسیب زده بود. هر روز صبح، حدود ساعت هشت، به آنجا می‌رفتم و تا زمان تعطیلی اداره پرونده‌ها را بررسی می‌کردم. تقریباً یک ماه طول کشید تا در میان آن همه پرونده و گونی، به پرونده رشدیه رسیدم.

باقریان موحد گفت: در نهایت یک پرونده بسیار قدیمی و آسیب‌دیده شامل حدود ۳۵۰ برگ پیدا شد که همان پرونده پرسنلی رشدیه بود. همه این اسناد اسکن و بازخوانی شد و در مجموعه مربوط به رشدیه قرار گرفت. علاوه بر آن، حدود ۱۵۰ سند دیگر از کتابخانه ملی و منابع دیگر به این مجموعه اضافه شد و در مجموع حدود ۵۰۰ سند درباره رشدیه گردآوری شد.

او افزود: رشدیه عادت داشت خاطراتش را روزانه بنویسد. سه دفتر ناقص از خاطرات او پیش‌تر پیدا و منتشر شده بود. دفتر چهارمی نیز توسط یکی از نوادگان رشدیه پیدا شد که پیش‌تر منتشر نشده بود و ما آن را در این مجموعه آوردیم. اهمیت این دفتر در این است که بیشتر به مسائل آموزشی رشدیه می‌پردازد و درباره سفرهای او به استانبول و بیروت و مسیر شکل‌گیری دیدگاه‌های آموزشی‌اش اطلاعاتی ارائه می‌کند.

رشدیه؛ از روزنامه‌خوانی تا مدرسه‌آفرینی

باقریان موحد در پایان به نشریات رشدیه اشاره کرد و گفت: رشدیه دو نشریه با نام‌های «مکتب» و «تهران» داشت. «مکتب» بیشتر جنبه آموزشی و تعلیم و تربیتی داشت و «تهران» بیشتر رنگ سیاسی داشت. از نظر ارزش مطبوعاتی، این نشریات اهمیت چندانی در مقایسه با آثار دیگر ندارند، اما تصمیم گرفتیم آنها را نیز تایپ کنیم تا مجموعه آثار رشدیه کامل‌تر باشد.

او با اشاره به یادداشت‌های استاد سیدفرید قاسمی درباره رشدیه اظهار کرد: نکته‌ای که برای خودم بسیار جالب بود، این تعبیر بود که رشدیه از روزنامه‌خوانی به مدرسه‌آفرینی رسید. اگر رشدیه آن روزنامه‌ای را که در استانبول منتشر می‌شد نمی‌خواند و نقدی را که درباره نظام آموزش و پرورش و دشواری روش آموزش الفبا در ایران مطرح شده بود نمی‌دید، شاید به این مسیر نمی‌رسید.

باقریان موحد در پایان گفت: من چون ذهن مطبوعاتی و نشریاتی ندارم، هیچ‌وقت این مسیر را درباره رشدیه ندیده بودم، اما نگاه مطبوعاتی سیدفرید قاسمی این نکته مهم را برای من روشن کرد و به همین دلیل از ایشان تشکر کردم و یادداشت ایشان را نیز در مقدمه این کتاب آوردم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *