مجتمع آموزش عالی تاریخ سیره و تمدن اسلامی

در روزهایی که دربار قاجار قصد داشت با دریافت یک وام جدید، گمرکات شمال و تلگراف‌خانه‌های کشور را به انگلیس و روس به عنوان گرو بدهد، فریاد غیرت یک زن رخت‌شور در برابر مسجد و اهدای دسترنجش و حماسه‌ای که در آن حتی طلبه‌ها برای حفظ استقلال ایران کتاب‌هایشان را فروختند، موجی از غرور ملی برای تأسیس نخستین بانک داخلی به راه انداخت.

خبرگزاری فارس_گروه تاریخ: وقتی یک زن رخت‌شور در برابر مسجد ایستاد و فریاد زد: «مگر ما مرده‌ایم که کشور از بیگانه پول بگیرد؟ من یک زن رخت‌شورم اما از دسترنج خود یک تومان می‌دهم»، هیچ‌کس گمان نمی‌کرد این غیرت همگانی، مسیر تاریخ اقتصادی ایران را تغییر دهد.

این واقعه در آبان ۱۲۸۵ شمسی (۱۲۰ سال قبل) و در روزهای پرالتهاب مجلس اول مشروطه رخ داد؛ زمانی که دولت مظفرالدین‌شاه به دلیل بی‌کفایتی درباریان و تهیدستی شدید، دست نیاز به سوی بیگانگان دراز کرده بود و با قصد گرفتن سومین وام از انگلیس و روسیه، استقلال کشور را به حراج بگذارد.

ایستادگی تاریخی نمایندگان و همراهی بی‌نظیر مردم در برابر این تصمیم خفت‌بار، نه تنها دربار و سفارتخانه‌های خارجی را عقب نشاند، بلکه نخستین جرقه‌های خودکفایی و اتکا به توان داخلی را زد. این رویداد آموزنده نشان می‌دهد که درمان چالش‌های اقتصادی کشور در تکیه بر ظرفیت‌های درونی و همبستگی ملی نهفته است، نه زیر بار بدهی و وثیقه نهادن منافع کشور نزد قدرت‌های خارجی.
در ۲۵ آبان ۱۲۸۵ شمسی، مخبرالسلطنه از سوی مشیرالدوله (صدر اعظم) نامه‌ای به مجلس آورد که از بدهی سنگین ۲۰ کرور تومانی دولت خبر می‌داد. او مدعی شد که به دلیل عقب‌افتادگی چند ماهه حقوق سفیران، حقوق سپاهیان و هزینه‌های جاری، اداره‌های کشور در شرف تعطیلی است. نسخه پیشنهادی دولت، دریافت وام فوری ۴ کرور تومانی (از مجموع وام ۲۰ کروری) از بانک استقراضی روس و بانک شاهنشاهی انگلیس بود.

شرایط تعیین‌شده برای این وام، ضربه مهلکی به حاکمیت ملی به شمار می‌رفت؛ تعیین سود سالانه ۷ درصد برای وام، بازپرداخت ۴ کرور تومان از آن تا پیش از نوروز ۱۲۸۶، گرو گذاشتن گمرک‌های شمال نزد روسیه و اداره‌های تلگراف‌خانه و پست‌خانه نزد انگلستان، عدم کسر طلب‌های پیشین روسیه از این وام جدید و ابقای تمامی شرایط خفت‌بار دو وام قبلی.

ارائه این پیشنهاد موجی از خشم را در صحن مجلس ایجاد کرد. در این میان، حاج معین‌التجار (از بازرگانان برجسته نمایندگان) با هوشمندی تمام قد علم کرد. او متن پیمان‌نامه را گرفت، بند به بند آن را خواند و زیان‌های آشکار آن را برشمرد. معین‌التجار با رد ادعای بدهی ۲۰ کروری دولت، یادآور شد که اتابک (امین‌السلطنه) همواره مدعی توازن دخل و خرج کشور و وجود ۶۰۰ هزار تومان ذخیره بود.
او دلیرانه تاکید کرد که ملت حاضر نیست خانه و زندگی خود را نزد بیگانگان گرو بگذارد تا هزینه‌های پرخرج درباریانی همچون امیربهادر جنگ و وزرا تامین شود. معین‌التجار پیشنهاد داد: ارائه ریز دخل و خرج سه سال گذشته دولت به مجلس جهت بررسی و جبران کسر بودجه از منابع داخلی.

فشار دولت اما ادامه داشت. چند روز بعد در آذر ۱۲۸۵، ناصرالملک (وزیر مالیه) به مجلس آمد تا با توجیه تهیدستی حکومت، نمایندگان را قانع کند. او با ادبیاتی تحقیرآمیز و با تشبیه کشور به بیمار گفت: «کشور فعلاً به گنه‌گنه( دارویی گیاهی) برای قطع تب نیاز دارد و تقویت مزاج بماند برای بعد؛ ساخت بانک داخلی هم تا پنج سال دیگر سامان نمی‌گیرد.»

معین‌التجار در پاسخ به تحقیر وزیر مالیه گفت: «اگر دولت به ۴۰۰ هزار تا یک کرور تومان نیاز دارد، بازرگانان خودشان آن را تامین می‌کنند و نیازی به کجی دست به سوی بیگانه نیست.»

با رد قاطعانه وام خارجی، صنیع‌الدوله (رئیس مجلس) و بازرگانان پیشرو مانند حاجی معین‌التجار، حاجی امین‌الضرب، حاجی محمداسماعیل و ارباب جمشید تصمیم به تاسیس نخستین بانک ملی با سرمایه ۳۰ کرور تومان گرفتند.

در پنج‌شنبه ۲۳ آبان ۱۲۸۵، خبر تایید اولیه تاسیس بانک ملی پیچید و شور و غیرت ملی کم‌نظیری در سراسر کشور پدید آمد؛ بازرگانان حجره‌هایی را برای دریافت پول و مشارکت مردم تعیین کردند.
همچنین طلبه‌ها با برپایی نشست‌هایی، پول جمع‌آوری کردند و حتی برخی کتاب‌های خود را برای اهدای سهم فروختند.

دانش‌آموزان مدارس پول‌های خرد خود را به بانک سپردند و زنان با فروش گوشواره، گردن‌بند و دارایی‌های کوچک خود برای سرمایه‌گذاری شتافتند.

علاوه بر این از شهرهای تبریز، رشت، شیراز و حتی ایرانیان مقیم قفقاز، استانبول و هندوستان تلگراف‌های همبستگی و آمادگی برای پرداخت پول ارسال شد.

چهره‌های مذهبی و سیاسی مانند حاجی شیخ‌فضل‌الله (با پرداخت ۲۰۰ تومان) و امام‌جمعه تهران (با اهدای ۵۰۰۰ تومان) به این جریان پیوستند.

این ایستادگی و خروش همگانی، دربار و سفارتخانه‌های روس و انگلیس را که می‌پنداشتند ایرانیان ناآگاهانه هر پیشنهادی را می‌پذیرند، سخت شگفت‌زده کرد. انعکاس این ایستادگی به روزنامه‌های اروپا نیز رسید و در نهایت دربار را مجبور کرد موضوع دریافت وام خفت‌بار از بیگانگان را به کلی کنار بگذارد.

حماسه رد وام خارجی و تلاش برای تاسیس بانک ملی با سرمایه‌های خرد و کلان مردم، درسی ماندگار در تاریخ معاصر ایران است؛ الگویی از اقتدار ملی که اثبات کرد هیچ بحران اقتصادی با وابستگی به بیگانگان حل نمی‌شود و تنها راه عزّت کشور، تکیه بر توان درونی و اعتماد به سرمایه‌های مردم خودی است.

منابع:
۱. کتاب «تاریخ مشروطه ایران» از احمد کسروی
۲. کتاب «تاریخ بیداری ایرانیان» از ناظم‌الاسلام کرمانی
۳. کتاب «تاریخ انقلاب مشروطیت ایران» از مهدی ملک‌زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *