در نگاه امام شهید، فتنهها و سختیها، «آزمون صدق» هستند «لِيَسْأَلَ الصَّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِمْ». خداوند جوامع را در کوره حوادث میاندازد تا عیارِ صدقِ آنها مشخص شود. تمدن نوین اسلامی از دلِ این کورهها بیرون میآید. کسانی که در زبان ادعای همراهی دارند اما در عمل میلغزند (ریزشها)، در واقع در آزمون صدق مردود شدهاند. پس صدق، معیارِ «خالصسازی» عاملهای تمدنساز است.
ذیل این بحث، امام شهید به مکتب شهید سلیمانی اشاره میکند و میگوید: اين مكتب عبارت است از «صدق» و «اخلاص». اين دو كلمه در واقع عنوان و نماد و نمايهى مكتب سليمانى است. «صدق» يعنى همان چيزى كه در آيهى شريفهى «مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اَللّهَ عَلَيْهِ» است. «اخلاص» هم همين است كه در آيات متعدّد قرآن از جمله اين آيهى شريفه «قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اَللّهَ مُخْلِصاً لَهُ اَلدِّينَ» [آمده]؛ اين دو عنوانِ قرآنى، تشكيلدهندهى حركت شهيد سليمانى بود.
آنگاه ایشان با اشاره به انواع توطئهها و ترفندهای دشمن در گذشته، بدین نکته اشاره میکند که چيزى كه مكر آنان را نقش بر آب كرده، دو عامل اساسى بوده است: ايستادگى بر سر اصول اسلامى، و حضور مردم در صحنه. اين دو عامل در همه جا كليد فتح و فرج است. عامل اوّل به وسيلهى ايمان صادقانه به وعدهى الهى، و عامل دوم به بركت تلاش مخلصانه و تبيين صادقانه تضمين مىشود. ملتى كه صدق و صميميت پيشوايان را باور كند، صحنه را از حضور پر بركت خود رونق مىبخشد؛ و هر جا كه ملت با عزم راسخ در صحنه بماند، هيچ قدرتى توان شكست دادن آن را نخواهد داشت. اين تجربهى موفقى براى همهى ملتهائى است كه با حضور خود بيدارى اسلامى را رقم زدند.



