در بررسی مناسبتهای مذهبی، لازم است میان اعتبار تاریخی یک تاریخ مشخص و کارکرد فرهنگی و مناسکی آن مناسبت تفکیک قائل شویم. اینکه تاریخ دقیق یک مناسبت در منابع متقدم و معتبر بهصراحت ثبت نشده باشد، بهخودیخود به معنای «جعلی بودن» آن مناسبت یا «ترویج امر نادرست» نیست. این دو گزاره از نظر روششناسی تاریخی یکسان نیستند و نمیتوان صرفاً از فقدان سند قطعی، حکم به جعل صادر کرد.
بسیاری از مناسبتهای دینی در طول زمان و بر اساس مجموعهای از قرائن، محاسبات، نقلهای متأخر و نیازهای فرهنگی و اجتماعی شکل گرفته و تثبیت شدهاند. در چنین مواردی، رویکرد علمی اقتضا میکند که میزان اعتبار تاریخی تاریخ مورد نظر بهروشنی بیان شود؛ اما در عین حال، نمیتوان کارکرد فرهنگی و مناسکی آن را صرفاً به دلیل فقدان سند قطعی نادیده گرفت یا هرگونه برنامه فرهنگی در آن روز را مصداق جعل تاریخ دانست.
اتفاقاً یک تاریخپژوه میتواند همزمان دو کار انجام دهد: از یکسو به مخاطب بگوید که «این تاریخ از نظر تاریخی قطعی نیست» و از سوی دیگر، از همان مناسبت برای معرفی شخصیت، اندیشه، سیره و میراث آن بزرگوار استفاده کند. این نه تناقض است و نه عدول از تاریخپژوهی؛ بلکه تفکیک میان «حقیقت تاریخی» و «کارکرد فرهنگی مناسبت» است.
از اینرو، اگر دغدغه ما پاسداشت تاریخ اهلبیت(علیهمالسلام) و در عین حال حفظ اعتبار تاریخپژوهی است، شایسته نیست هر مناسبت فاقد سند قطعی را با تعابیری مانند «جعلی» یا «ترویج امر نادرست» مواجه کنیم؛ بلکه باید میان «تاریخ قطعی»، «تاریخ محتمل یا مشهور» و «مناسبت فرهنگی» تفاوت بگذاریم.
نقد تاریخی زمانی ارزشمند است که به افزایش دقت علمی بینجامد، نه اینکه اصل بزرگداشت شخصیتهای دینی و فرصتهای فرهنگی جامعه را زیر سؤال ببرد. اگر قرار باشد هر مناسبتی که تاریخ دقیق آن در منابع اولیه ثبت نشده است کنار گذاشته شود، بخش قابل توجهی از تقویم فرهنگی و مناسکی جامعه نیازمند بازنگری خواهد بود.
بنابراین میتوان بر مستندات تاریخی حساس بود، اما در عین حال اجازه داد مناسبتهای فرهنگی، در خدمت معرفی و ترویج معارف اهلبیت(علیهمالسلام) قرار گیرند؛ مشروط بر آنکه در معرفی آنها، مرز میان «مستند تاریخی» و «مناسبت فرهنگی» صادقانه و روشن بیان شود.



