مجتمع آموزش عالی تاریخ سیره و تمدن اسلامی

 

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، دکتر محمد باغستانی، مدیرگروه و عضو هیأت علمی گروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی، در بخش سوم گفت‌وگوی خود با موضوع «جلوه‌های دین‌ستیزی در فرهنگ رسمی ایران در عصر پهلوی( ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۲)»، به بررسی اعتراض دانشگاهیان به وضعیت فرهنگی و اخلاقی جامعه پرداخت.

وی با اشاره به اینکه دومین گروه از معترضان به اوضاع فرهنگی آن دوره، دانشگاهیان بوده‌اند، گفت: دانشجویان و استادان دانشگاه در قالب مقالات و یادداشت‌هایی در مطبوعات دهه ۴۰، نسبت به بحران روحی نسل جوان، افت سطح علمی و گسترش ناهنجاری‌های فرهنگی هشدار داده‌اند.

 

هشدار درباره «بحران روحی نسل جوان»

دکتر باغستانی با استناد به مجله «فردوسی» شماره ۲۷ سال ۱۳۴۰ اظهار کرد: در خرداد همان سال، مقاله‌ای از حسن پارسا، دانشجوی علوم اجتماعی، منتشر شد که در آن از «بحران شدید روحی نسل جوان» و نوعی «توافق عمومی درباره گمراهی جوانان» سخن گفته شده بود.

به گفته وی، این نویسنده با اشاره به گرایش جوانان به عرصه هنر، معتقد بود فضای هنری کشور در اختیار افراد فاقد صلاحیت قرار گرفته و عوامل انحطاط فرهنگی را در نبود برنامه جامع آموزشی مبتنی بر موازین ملی، فقدان کادر آموزشی باسواد و متعهد و همچنین نبود نظام مؤثر برای هدایت و نظارت بر مطبوعات و اصلاح وضعیت هنری کشور می‌دانست.

انتقاد از نقش مطبوعات در هدایت نسل جوان

این پژوهشگر حوزه فرهنگ افزود: در همان شماره از مجله «فردوسی»، مقاله‌ای از هما دارابی تهرانی، دانشجوی پزشکی، منتشر شده که در آن عملکرد مطبوعات در دهه پیش از آن به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است.

به گفته دکتر باغستانی، نویسنده این مقاله وضعیت اخلاقی نسل جوان را نتیجه جهت‌دهی رسانه‌ها دانسته و پرسیده است که کدام دستگاه مسئول در ده سال گذشته حتی یک گام جدی برای سامان‌بخشی به نابسامانی‌های فرهنگی جوانان برداشته است.

 

اعتراف رسمی به افت سطح علمی دانش‌آموزان

وی همچنین به مقاله‌ای از دکتر عبدالحسین نوایی در نخستین شماره مجله «فرهنگ» اشاره کرد و گفت: در این مطلب، با نقل سخنان وزیر فرهنگ وقت، به افت شدید سطح علمی دانش‌آموزان اشاره شده است؛ به‌گونه‌ای که برخی دانش‌آموزان حتی در انجام چهار عمل اصلی ریاضی یا نوشتن نام خود با مشکل مواجه بودند.

دکتر باغستانی افزود: در این گزارش همچنین به پدیده مدرک‌گرایی و بی‌اعتبار شدن مدارک تحصیلی اشاره شده و به نقل از وزیر فرهنگ آمده است که اگر مؤسسه‌ای امتیاز «فروش دیپلم و لیسانس» را به دست آورد، درآمد آن از شرکت‌های بزرگ اقتصادی نیز بیشتر خواهد بود.

به گفته وی، دکتر نوایی در ادامه با انتقاد از تأثیرپذیری پوشش، رفتار و سبک زندگی مردم از سینما و مطبوعات، این پرسش را مطرح می‌کند که با چنین نیروی انسانی چگونه می‌توان انتظار تحول و پیشرفت داشت.

 

نقد نظام تعلیم و تربیت

مدیرگروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی در ادامه به دیدگاه‌های دکتر کاظم ودیعی از دانشگاه تبریز اشاره کرد که در مجله «فردوسی» شماره ۳۱ سال ۱۳۴۰ منتشر شده است.

به گفته دکتر باغستانی، ودیعی در این مقاله نظام تعلیم و تربیت کشور را ناکارآمد توصیف کرده و معتقد بود دستگاه‌های آموزشی نتوانسته‌اند انسان‌هایی سالم و متعادل تربیت کنند. وی همچنین با اشاره به تفاوت‌های طبقاتی در شهر تهران، از یک‌سو به آزادی‌های بی‌ضابطه برخی جوانان در مناطق مرفه و از سوی دیگر به محرومیت و فرسایش استعدادها در مناطق دیگر اشاره کرده است.

دکتر باغستانی افزود: در این نوشته‌ها، کاهش روحیه یادگیری، ضعف در پایبندی به اصول اخلاقی و بی‌توجهی به ارزش‌های فرهنگی از جمله پیامدهای نظام آموزشی و فرهنگی آن دوره معرفی شده است.

وی در پایان تأکید کرد: مجموعه این مقالات نشان می‌دهد که بخشی از دانشگاهیان دهه ۴۰، نسبت به وضعیت اخلاقی، آموزشی و فرهنگی جامعه نگرانی جدی داشته و از آنچه «بحران نسل جوان» می‌نامیدند، سخن گفته‌اند؛ موضوعی که در کنار اعتراض سایر گروه‌های فکری و فرهنگی، تصویری از فضای انتقادی آن دوره نسبت به تحولات اجتماعی و فرهنگی کشور ارائه می‌دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *