مجتمع آموزش عالی تاریخ سیره و تمدن اسلامی
جستجو
Close this search box.

 

در تاریخ 21 آذر 1390 گروه تاریخ اسلام مجتمع آموزش عالی امام خمینی(ره) با همکاری گروه، ادیان و مذاهب این مجتمع، اولین میزگرد علمی تخصصی برای دانش پژوهان رشته تاریخ معاصر خود را برگزار کردند که در آن دکتر سعدالله زارعی به سخنرانی در موضوع تصوف در شمال آفریقا و نقش آن در تحولات اخیر پرداخت.او سخنان خود را در چند بخش ارائه داد.در بخش نخست خیزش اسلامی در شمال آفریقا را نشأت گرفته از دو عنصر دانست: 1- عنصر ایجابی:  بر این اساس و برای اولین بار در کشورهای اسلامی، گفتمان وحدت پدید آمده و تقارب بین مذاهب در آن، روی داده و تقویت شده است.این همگرایی در سه دهه اخیر، بی نظیر بوده است،در واقع،شیعه و سنی بیش از هر دوره تاریخی  دیگر، به هم نزدیک شده اند.البته بیش از آن که شیعیان به آن ها نزدیک شده باشند، آن ها به شیعه نزدیک شده اند.

ایشان ادامه دادند که: اگر به گذشته مراجعه کنیم یکی از دغدغه های علما و دانشمندان مذاهب مختلف تلاش برای احقاق مذهب خودشان بود و به مذاهب دیگر، توجهی نداشتند، لذا، اکثرآنان دارای تألیفات و سخنانی در رد سایر مذاهب هستند اما اکنون این گونه امور ضعیف شده است و مسلمانان تعامل و نزدیکی زیادی به هم یافتند، دراین عصر، شیعه براحتی جان خود را در دفاع از برادران اهل سنت خود در بوسنی و فلسطین می دهد و بالعکس و احساس جدایی ها کم  شده است.جالب است که اغلب مصلحان و بزرگانی که به رشد چنین تفکری مدد رسانده اند،شیعه اند و این نشان می دهد شیعه ظرفیت بالایی برای وحدت گرایی به ویژه در دوره جدید، پیدا کرده است. 2- عنصر سلبی: اکنون حس مشترکی در میان تمام مسلمانان بوجود آمده است که ما  از آن به غرب ستیزی و تضاد با کفار یاد می کنیم و  این تضاد، اولا با تضاد سلفیه با غرب و ثانیا تضاد مسلمین با مظاهر فناوری غرب، تفاوت عمده دارد.ایشان هم چنین افزودند: رابطه معناداری بین سلب و ایجاب در جامعه مسلمانان به وجود آمده است.تا دیروز، سلب بین مسلمانان در جریان بود ولی امروزه مسلمانان در مقابل غرب متجاوز وجه سلبی به خود گرفته اند.از این رو، امروزه بحث نجاست و طهارت کفار، اهمیت پیدا کرده است و مسلمانان حتی از این نظر نیز، به موضوع غرب حساس شده اند. گسترش خودآگاهی مسلمانان باعث شد که عربستان برخلاف سال های قبل که با شیعیان ایران معمولا دچار مشکل بود امسال بیش از همه با اهل سنت نیجریه درگیر باشد که مخالف سیاست های دولت مردان عربستان در تعامل با غرب بودند.  

                                                    

دکتر زارعی در بخش دوم از گفته های خود به موضوع تصوف در شمال آفریقا پرداخت.وی ابتدا تصوف را شیوه خاصی از عمل اسلامی نامید که ویژگی اصلی آن تعبد،دنیاگریزی،اتصال به حقیقت و فانی شدن در حق است اما تصوف در شما آفریقا و در طول تاریخ، دچار تحولاتی شد که دیگر در آن، از گوشه گیری و انزواطلبی خبری نیست.بلکه مانند تصوف در ایران دوره صفویه، منشأ حرکت شده که مثال بارز آن جریان مبارزه سنوسی های صوفی و عمر مختار در جنگ با ایتالیایی ها است.دکتر زارعی در ادامه به ریشه های شکل گیری تصوف در شمال آفریقا اشاره کرد و ریشه تصوف در افریقا را در افکار محی الدین عربی و در قرن ششم دانست.ابن عربی متفکری جامع الاطراف بود که در فقه، فلسفه، ادبیات، تفسیر و عرفان و اخلاق دارای تألیفات زیادی است و از این حیث، در قله قرار داشت به گونه ای که امام خمینی(ره) فرمودند: کسی به او نرسیده است. مهم ترین اثر وی در عرفان کتاب فصوص الحکم می باشد که به همراه سایر تألیفات او به مدت چند قرن در الازهر مصر که پایتخت فرهنگی جهان اسلام در آن زمان و هم اکنون است، تدریس شده است. دلیل ماندگاری عربی دقیقا به جامع الاطراف بودن او و به کثرت سفرها به مناطق مختلف دنیا از جمله هند،سوریه،ایران و شهرهایی چون سمرقند،بخارا، مکه و …بوده است.فلسفه و عرفان در دو سوی حیات اجتماعی یعنی در دو بخش عقل گرایی و شهودگرایی، تأثیر درازپای عربی را دامن زده است.از ویژگی های دیگر ابن عربی عشق به اهلبیت است و این موضوع، شیعه بودن وی را تشدید کرده و حتی شهید مطهری در کتاب تماشاگه راز گفته است ابن عربی ادعا کرده است امام زمان(ع) را زیارت کرده است. تصوف ابن عربی چند عنصر برجسته وجود دارد که آن را از موارد مشابه متمایز کرده است:الف-اهمیت دادن به علم در همه عرصه ها )علمیه و عملیه)ب- قرار دادن فقه در کنار فلسفه و کلام ج- آمیختگی به عرفان د- تأثیرپذیری فقه،فلسفه،کلام و عرفان ابن عربی از معصومین (ع)؛ به عبارتی، فلسفه،فقه و … او متأثر از نقل و وحی است.چنین تصوفی از روح تساهل و تسامح،عشق به اهل بیت و قرابت به شیعه نزدیک است.به نیکی یاد شدن محی الدین از سوی امام خمینی ریشه در جامع نگری عربی دارد.تصوف و عرفان عربی یک عرفان دنیاگریز نیست بلکه دنیا را مزرعه آخرت می دید.                                                                                                                                         بخش سوم صحبت های دکتر زارعی توضیح رابطه تصوف اسلامی با انقلاب اسلامی و نقش انقلاب اسلامی در تأثیرگذاری بر تحولات اخیر در شمال آفریقا بود.دکتر زارعی ضمن تأکید بر گستردگی تصوف محی الدینی در شمال آفریقا اشاره کردند که جریان تصوف عربی هیچ تناسبی با تفکر سلفی گری و اندیشه های لائیک ندارد و دقیقا این همان نکته ایی است که تصوف در شما آفریقا را به اندیشه های امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی پیوند می زند و به همین دلیل، الگوی سیاسی ترکیه نمی تواند در شمال آفریقا جا بازکند چون ریشه در غرب و تفکر لائیک دارد و لذا طبیعی است که مردم متأثر از اندیشه های صوفی گرایانه محی الدین عربی، خواهان آن نباشند و به دنبال اجرای شریعت توسط سیاست مداران خود باشند.همین طور، گفتمان سلفی گری نیز نمی تواند دراین منطقه ریشه دار شود و یا نقش محوری در تحولات منطقه را ایفا نماید، زیر،اسلفی گری در مخالفت با اعتقادات سنتی جامعه قرار دارد،اعتقاداتی که به دنبال اجرای شریعت و تأسیس حکومت اسلامی است در حالی که سلفیه به حکومت مستقل از غرب نمی اندیشند، بنابراین، تصوف با تشیع رابطه نزدیکتری برقرار می کند، زیرا، اهل بیت در تصوف از جایگاه بسیار رفیعی برخورد ار است و پیروان اهل بیت می توانند از این زاویه تعامل بسیار خوبی با این جریان داشته باشند. تاثیرپذیری از الگوی انقلاب اسلامی در این خیزش ها بسیار مشهود است و اگر آنان بخواهند مدل حکومتی برای خود ترسیم کنند، ناچارند از تجربیات کشوری مانند ایران بهره ببرند و این باعث نزدیکی بیشتر تشیع و اهل سنت خواهد شد لذا، غرب  به الگوی سازی و معرفی و تحمیل مدل ترکیه به آنان برآمده است و عربستان نیز به حمایت از سلفی ها رو آورده است و شانس این ها با توجه به بستر فرهنگی موجود و ریشه دار بودن تصوف در این مناطق و نیرومند بودن الازهر در بسیج مردم و پایگاه تاریخی آن، بسیار کم است. هم اکنون الازهر بیش از پیش با تفکر تشیع احساس قرابت می کند و این مذهب را به عنوان یکی از مذاهب اسلامی به رسمیت می شناسد و عمل به فتاوای شیعی را مجزی می داند و در ترسیم الگوی حکومتی مانعی از تقلید از الگوی شیعی متصور نیست. ما باید تحولات درازمدت شمال افریقا را از بستر فرهنگی تحلیل کنیم زیرا این بستر در دراز مدت قابل تغییر نیست و دراین بستر، تصوف از اهمیت بالایی برخوردار است.

دکتر زارعی در پایان و در جمع بندی گفته های خویش به این نکته اشاره کردند که زمینه های مشترک و نزدیکی های فراوانی بین اندیشه شیعی برآمده از انقلاب اسلامی و تصوف ریشه دار در شمال آفریقا وجود دارد و این همان فرصتی است که زمینه تأثیرگذاری مدل حکومتی جمهوری اسلامی را فراهم می کند. دکتر زارعی الگوگیری انقلابیون لیبی از قانون اساسی ایران در تدوین قانون اساسی لیبی را نشانه ای دانست که میل پیروان مذهب مالکی در لیبی را به یک مدل خارج از فقه مالکی، کشانده است.در واقع،فقه مذاهب سنی در هم آمیخته با تصوف در شمال چندان در بخش مربوط به سیاست فربه نیستند و این خلاء را فقه شیعی می تواند پر نماید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *