مجتمع آموزش عالی تاریخ سیره و تمدن اسلامی
جستجو
Close this search box.

چندی پیش در شهر مسکوی روسیه همایشی بین المللی و اسلامی با عنوان «مأموریت دین و پیروان آن در زمینه چالش های تمدن امروزین» برگزار شد که جامعه المصطفی العالمیه به نمایندگی از ایران و در قالب هیئتی علمی در این همایش بین المللی حضور داشت. دکتر نعمت الله صفری فروشانی- عضو هیئت علمی جامعه المصطفی العالمیه- یکی از اعضای این هیئت بود که پس از بازگشت از این سفر به گفتگوی با ایشان نشسته ایم تا دیده ها و شنیده هایشان از سفر به همایش بین المللی مسکو را داشته باشیم.   

 

سخن تاریخ: به عنوان نخستین پرسش و برای ورود به بحث، اهمیت روسیه را در جهان کنونی چگونه می بینید؟

دکتر صفری:

ژئوپولوتیک سیاسی روسیه

روسیه بعد از جریان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق در سال 1991م. /1370ه.ش. دوره های مختلفی را طی کرد تا رسید به جایگاه کنونی‏ اش که اکنون به عنوان کشوری دارای قدرت و تاثیرگذار در جهان مطرح است. اگر بخواهیم نگاهی به وسعت و جمعیت و دیگر وضعیت های روسیه داشته باشیم، از نظر مساحت روسیه کشوری وسیع با وسعت هفده میلیون و هفتاد و پنج هزار و چهارصد کلیومتر مربع است که دوبرابر کانادا و دوبرابر چین می باشد. از نظر جمعیت روسیه حدود 142 میلیون نفر جمعیت دارد و در جایگاه نهم است. نکته ی جالبی که در اینجاست و خوب است بدانید اینکه روسیه در دهه های اخیر جمعیتش رشد منفی داشته است؛ یعنی در زمان استقلال حدود 158 میلیون نفر داشته و الان به 142 میلیون رسیده است. اخیراً  تدابیری اندیشیده اند که رشد منفی را به صفر می رساند و مدعی هستند که به صفر رسیده و به تدریج رشد جمعیت مثبت می شود. در جریانات سیاسی هم که می بینیم الان روبرو شده است با غرب و امریکا و مسئله اکراین هم یک مسئله بسیار حساس است که الان با آن درگیر است و مسئله تحریم ها.

دین و مذهب در روسیه

در روسیه ادیان و مذاهب مختلفی حضور دارند که بیشترین جمعیت از آن ارتدوکس هاست که 123 حوزه اسقفی در روسیه دارند. بعد از ارتدوکس ها مسلمانند که آمار متفاوتی برای تعداد جمعیت آنها گفته شده و از حدود بیست میلیون تا چهل میلیون و 45 میلیون نفر ذکر کرده اند. نکته ی جالب در اینجا اینکه برخلاف جمعیت روسیه که رشد منفی داشته جمعیت مسلمانان روسیه رشد مثبت داشته است. در سال 1991 جمعیت مسلمانان احتمالا زیر ده میلیون بوده و الآن به این تعداد که ذکر شد رسیده است؛ آمار رسمی سال 2011 ظاهرا جمعیت مسلمانان را بیست و یک و نیم میلیون نفر ذکر می کند. آیین هایی مثل بودایی و امثال آنها در رتبه ی بعد از اینهاست. به این ترتیب، اسلام دومین دین بزرگ روسیه است.

زبان در روسیه

هشتاد درصد روس ها به زبان روسی صحبت می کنند و زبان روسی رتبه پنجم جهانی را دارد. در عین حال، سی زبان هم اکنون در روسیه تکلم می شود و روسیه 21 جمهوری خودگردان دارد.

 

سخن تاریخ: جمعیت مسلمانان روسیه چگونه است؟

دکتر صفری:

گونه شناسی جمعیت مسلمانان روسیه

از جهت نژادی بیشترین جمعیت مسلمانان را تاتارها تشکیل می دهند که اگر ما بخواهیم جمعیت مسلمانان روسیه را بشناسیم باید تاتارها را بشناسیم چون تاتارها مدعی هستند که آنها اسلام را به روسیه آورده اند و گسترش داده اند.(مقاله تاتارستان یا تاتار در جلد چهاردهم دایره المعارف بزرگ اسلامی مقاله ی مفیدی است که اطلاعات خوبی درباره تاتارهای روسیه می دهد.) الان بخشی هست در فدراسیون روسیه به نام تاتارستان که از قویترین فدرالهای روسیه است به خصوص اینکه حوزه ی نفتی هم آنجا هست، با اروپا هم مرتبط است و ثروتمند هم هستند و از دانشمندترین افراد روسیه هم هستند؛ از سطح دانشی هم بسیار بالایند و در مراکز آموزش عالی هم تاتارها حضور بسیار فعالی دارند، به گونه ای که آقای راویل خیرالدین هم که رئیس اداره الدینیه است تاتار است و الان داعیه دار اسلام و پیشرفت اسلام در روسیه تاتارها هستند.

جمعیت تاتارستان حدود سه و نیم میلیون است که 54 درصد آنها مسلمانند. نژادهای دیگری هم هستند ازجمله باشقیرها، قزاقها و ترکهای آذربایجان و همین طور اقوام آسیای میانه و شمال قفقاز.

از نظر مذهبی بیشترین مسلمانان روسیه حنفی مذهبند که از نظر تاریخی هم ماوراءالنهر در قرون آغازین اسلام به خصوص در دوره هایی مثل سامانیان و نظایر آن، حنفی مذهب بودند. تعدادی از مسلمانان روسیه هم شافعی هستند و تعدادی هم شیعه.

تعداد شیعیان روسیه را حدود دو میلیون نفر ذکر کرده اند که سیصدهزار نفر آنها در مسکو هستند و چندین مسجد هم در مسکو دارند. این شیعیان معمولاً آذربایجانی ها هستند و تالشی ها که مهاجرت کردند و برخی از اقوام دیگر مثل تاتارها که اخیراً به شیعیان پیوستند.

 

سخن تاریخ: چه مراکزی از شیعیان در روسیه حضور دارند و فعالیت می کنند؟

دکتر صفری:

مراکز شیعی فعال در روسیه

مراکز شیعی مختلفی در روسیه فعالیت می کنند که از آنها می توان به شعبه ی جامعه المصطفی روسیه به عنوان یکی از مهمترین مراکز اشاره کرد. در کنار آن، بنیاد مطالعات اسلامی روسیه است که آقای دکتر هادوی آن را اداره می کنند و فعالیتهای خوبی دارند به خصوص در زمینه ی ترجمه کتابهای اسلامی به زبان روسی و حدود شش سال است که فعالیت می کند. مرکز دیگری درحال راه اندازی است به نام مرکز اسلامی روسیه که جناب آقای اکبری جدی مسئولیت آن را برعهده دارند و برخی از شیعیان روسیه ازجمله آقای فامیل جعفراف سازمان دینی شیعیان روسیه را تشکیل داده اند که باوجود مشکلات فراوانی که پیش رو دارد، فعالیتش را ادامه می دهد. در یک مصاحبه ای که ایشان چندسال پیش با مجله آفاق داشتند و در شماره 37 این نشریه منتشر شد، ایشان معقتد بود با وجود این جمعیت وسیعی که در روسیه هست و نیاز به آشنایی بیشتر با مذهب و آموزه های شیعه دارند، ما فقط پنج یا شش روحانی شیعه در آنجا داریم.

 

سخن تاریخ: دیگر مراکز مسلمانان روسیه چطور؟

 دکتر صفری:

الاداره الدینیه لمسلمی روسیا الاتحادیه

از مهمترین مراکز دینی مسلمانان که فعالیت خوبی هم در روسیه داشته است مرکزی است با عنوان «الاداره الدینیه لمسلمی روسیا الاتحادیه» که مسئولش فعلا جناب آقای شیخ راویل عین الدین است و فعالیت نسبتا خوبی داشته است در برخی کنفرانس های برگزارشده در ایران هم شرکت و سخنرانی کرده است و رابطه اش هم با جامعه المصطفی و جناب آقای اعرافی خوب است.

«الاداره الدینیه» در تلاش است تا انسجامی به مسلمانان روسیه بدهد و از سوی دولت هم کمک می شود. همین جا هم عرض می کنم که دولت روسیه به این نتیجه رسیده است که از جریان ها و ادیان الهی حمایت کند چه از ارتدوکسها و چه مسلمانها. احتمالا در مواجهه با غرب به این نتیجه رسیده باشند که آنچه می تواند روسیه و جوان روسیه را نجات بدهد دین و اخلاق است که در این آیین ها تبلور پیدا کرده است.

 

سخن تاریخ: از همایش بین المللی اسلامی مسکو که در آن حضور داشت بگویید.

دکتر صفری:

همایش بین المللی «مأموریت دین و پیروان آن در زمینه چالش های تمدن امروزین»

«الاداره الدینیه لمسلمی روسیه الاتحادیه» کنفرانس های متعددی را در راستای اهدافش برگزار کرده که دهمین کنفرانسش امسال در سال 1393ش/2014م برگزار شد.

همان طور که عرض کردم این همایش، دهمین همایش این ها بود و با عنوان «المنتدی العالمی العاشر» از آن یاد می شود و محور اصلی همایش این بود: «رساله الدین و اتباعه فی مواجهه تحدیات العصر»(مأموریت دین و پیروان آن در زمینه چالش های تمدن امروزین)

این همایش از نظر پرستیژی در سطح بسیار بالایی بود و شاید حدود بیست کشور در آن شرکت کرده بودند که کشورهای اوراسیا و کشورهای اطراف روسیه مثل: ارمنستان، ازبکستان، آذربایجان، استونی، تاجیکستان، ترکمنستان، گرجستان، قزاقستان و قرقيزستان و همین طور کشورهای قسمت اروپایی شوروی سابق مثل لیتوانی، لتونی و استونی هم در این همایش شرکت داشتند و از کشورهای بیرون از این حوزه کشوری مثل چین، عربستان سعودی و قطر حضور داشت و ترکیه در سطح خوبی شرکت کرده بود و رئیس امور دیانت آنها شرکت داشت و هشت موسسه بزرگ به صورت رسمی در برگزاری این مراسم شرکت داشتند که جامعه المصطفی یکی از آنها بود. جامعه المصطفی به نمایندگی از ایران در این همایش بین المللی حضور داشت.  

           

جناب آقای سُلکی که نماینده جامعه المصطفی العالمیه است در روسیه و انصافا بسیار هم فعال است و زمانی حدود هشت هزار کیلومتر را با ماشین طی کرده بود تا کل روسیه را بگردد و ظرفیت اسلامی آن را بررسی کند، اصرار داشتند در این همایش علاوه بر هیئت مسئولین یک متخصص هم حضور داشته باشد. ایشان خودشان به بحث های فرهنگی و تمدنی علاقه دارند و مجوز یک نشریه هم گرفته اند که در حیطه فرهنگ و تمدن کار می کند و نظرشان این است که ما برای گسترش اسلام و هویت بخشی به مسلمانان باید آنها را با فرهنگ و تمدن خودشان آشنا کنیم و سابقه فرهنگی و تمدنی آنها را به آنها بنمایانیم؛ از این جهت اصرار داشتند که یک تخصص تاریخ تمدنی درآنجا حضور داشته باشند که از من دعوت شد و بنده هم در این همایش حضور پیدا کردم.

 

سخن تاریخ: ترکیب هیئت اعزامی جامعه المصطفی العالمیه چگونه بود؟

دکتر صفری:

ترکیب هیئت اعزامی

در ترکیب هیئت اعزامی جامعه المصطفی به همایش بین المللی مسکو رئیس جامعه المصطفی جناب حاج آقای اعرافی بودند که خیلی هم حضورشان موثر بود و برنامه های متعددی هم داشتند، ازجمله سخنرانی بسیار جالبی که در همایش داشتند. شخصیت مهم دیگر جناب آیت الله تسخیری بود که یک شخصیت شناخته شده برای جهان اسلام است و در آنجا هم اکثر بزرگان ایشان را می شناختند و از جایگاهش اطلاع داشتند و همین حضور ایشان یک زون خاصی به همایش داده بود و صحبت خوبی هم داشتند که به آن اشاره خواهم کرد. جناب آقای دکتر عباسی از معاونت پژوهش و مسئول پژوهشگاه و نماینده جامعه المصطفی در اروپای غربی هم بودند و ابتکار جالبی که به خرج داده شده بود بنا شد یکی از علمای طراز اول اهل سنت هم در این همایش حضور داشته باشند که با جناب آقای محمداسحاق مدنی(مشاور رئیس جمهور در امور اهل سنت) صحبت شده بود که ایشان به علت اشتغالات ظاهرا نپذیرفتند و بالاخره قرعه فال به نام مولوی احمدنذیر سلامی(نماینده زاهدان در مجلس خبرگان) که جایگاه خوبی هم داشتند، افتاد و کمترین عضو و شاید کم اثرترین عضو هیئت بنده بودم که به عنوان متخصص تاریخ و تمدن در این هیئت شرکت داشتم.

 

سخن تاریخ: لطفا در مورد زمان و زبان برگزاری همایش هم توضیح بدهید.

دکتر صفری:

زمان همایش

این همایش از دهم تا دوازدهم دسامبر 2014م/ نوزدهم تا 21 آذر 1393 در مسکو برگزار شد و ریاست محترم جامعه المصطفی در روز نخست در محور «ماموریت دین و پیروان آن در زمینه چالش های تمدن امروزی» سخنرانی کرد و معاون پژوهش جامعه المصطفی در روز دوم در محور «بازسازی مدارس الهیات اسلامی در کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق با نگاه به فرصت های جدید، تجربه ها و مشکلات» صحبت کرد.

کنفرانس در سه روز برگزار شد که روز اول عمدتا افتتاحیه بود و سخنرانی شخصیت ها. نکته ی جالب اینکه در این روز شخصیت های غیرمسلمان هم شرکت فعال داشتند و یکی از بزرگترین اسقف هایشان شرکت داشت و از طرف دولت روسیه هم نماینده ای در آنجا حضور داشت که در پایان هم جعبه ای به جناب آقای راویل هدیه داد که همانجا روشن شد که این جعبه کاری نرم افزاری است که غیرمسلمان ها روی قرآن انجام داده بودند  به عنوان یادبود به مسئول همایش هدیه دادند.

زبان همایش

همایش به زبان های فارسی، روسی، عربی و بعضاً انگلیسی به تناسب ترجمه می شد.

 

سخن تاریخ: چه موضوعاتی در این همایش مطرح شد؟

دکتر صفری:

فروپاشی عثمانی(خسر التُّرک و لم ینجح العرب علی شیء)

سخنرانان موضوعات مختلفی را مطرح کردند و خود آقای راویل سخنران اول بود و همین طور جناب آقای قره داغی که یک وجهه بین المللی در جهان اسلام دارد از قطر در همایش حضور داشتند و صحبت کردند. از طرف دولت روسیه هم شخصی صحبت کرد و یکی از اسقف های بزرگ روسیه سخنرانی داشت. به هرحال فضای صبح افتتاحیه فضای سنگینی بود و حاج آقای اعرافی هم همین صبح سخنرانی داشتند.

نکات خوبی در برخی از سخنرانی ها مطرح می شد مثلا از جمله در صحبت های آقای قره داغی نکات جالبی بود که یکی از نکات که از نظر تاریخی برای من جالب بود این بود که ایشان اشاره می کرد به فروپاشی عثمانی و به وجودآمدن کشورهای عربی با این جمله که «خسر التُّرک و لم ینجح العرب علی شیء»(در این فرایند ترکها بسیار ضرر کردند و عربها هم به هدف مورد نظرشان نرسیدند)           

قرائت های سه گانه از اسلام

در روز اول همان طور که گفتم در صبح حاج آقای اعرافی صحبت کردند و صحبت بسیار شسته رفته و منظمی بود و به نکات بسیار جالبی اشاره کردند که می فرمودند قرائت های گوناگونی از اسلام وجود دارد که می توانیم آنها را در سه گروه طبقه بندی کنیم: یکی، قرائتهای متحجرانه(که دور از اندیشه های اخلاقی است و این قرائت در ادیان دیگر هم وجود دارد و نتیجه اش هم این است که صاحبان این قرائت فرومی افتند در دامهای غیرصحیح دینی و مذهبی؛ قرائت دوم، قرائت لیبرالیستی و دور از ارزشهای تاکیدشده در ادیان و اسلام است که در حقیقت در این قرائت دین و شریعت حذف می شود و ایشان معتقد به قرائت سومی بودند با این بیان که من افتخار دارم که در اندیشه حوزه های علمیه و حوزه های شیعی به خصوص در حوزه علمیه قم این قرائت سوم مورد توجه بوده و قرائت مسلط است که این قرائت تفسیری از اسلام ناب و اسلام جامع به جهانیان ارائه می کند. ایشان ده شاخصه برای این قرائت سوم برشمردند:

شاخصه اول اینکه، این قرائت اسلام را عقلانی و مبتنی بر افکار فلسفی و عقلانی می داند و معتقد است که معنویت و ارزشهای آسمانی ریشه در عقلانیت بشر دارد.

شاخصه دوم اینکه، به روش اجتهاد و آن هم اجتهاد روشمند، اصیل و پویا توجه دارد.

شاخصه سوم اینکه، در این قرائت عدالت و معنویت و رفاه باهم عجین است و اینها را باهم تفسیر می کند.

شاخصه چهارم اینکه، این قرائت معتقد به گفتمان انسانی فرادینی است و می گوید مصالح بشریت باید رعایت شود و توجه به مشکلاتی مثل مشکلات خانواده و محیط زیست و نظایر آن هم دارد.

شاخصه پنجم، اسلام در این قرائت ناب به مشترکات معتقد است و معتقدند که ادیان ابراهیمی می توانند به ارزشهای اخلاقی مشترک برسند و این ارزش های اخلاقی مبانی فلسفی، مبانی ارزشی و مبانی قانونی مشترک دارند.

شاخصه ششم، این قرائت تاکید بر گفتگوی میان مذاهب و اقوام اسلامی دارد که ایشان اشاره کردند به کنگره تکفیریها که به ابتکار یکی از مراجع یعنی آیت الله العظمی مکارم اخیرا در قم تشکیل شد و بازتاب خوبی داشت و همین طور اشاره کردند به حضور آیت الله تسخیری که خودشان وزنه ای بودند و تقریبی بودند در این کنفرانس.

شاخصه هفتم، در این قرائت مبارزه و مقاومت مشروع وجود دارد، اما جهاد اسلامی تحریف نشده است و چیزی که الان به عنوان جهاد اسلامی مطرح می شود یک چهره تحریف شده ای از مبارزه و مقاومت است. مبارزه و مقاومت مشروع را می توانیم در غزه و لبنان مشاهده کنیم که تعریف خاص خودش را دارد.

شاخصه هشتم، در این قرائت تکفیر و سبّ و خشونت نفی شده و ایشان معتقد بودند که بخشی از اعتقادات تکفیری زیر سایه قدرتها رشد کرده و این قدرتهای غربی و استمعاری جدید هستند که به واسطه منافعشان اعتقادات تکفیری را حمایت می کنند.

شاخصه نهم، این نوع قرائت تاکید دارد که اسلام یک تمدن است و ما باید شاخصهایش را بشناسیم و در ترویج این تمدن کوشا باشیم.

شاخصه دهم، این قرائت معتقد است که باید ارتباط کلان میان همه ادیان باید شکل بگیرد و بنشینند و مشترکات خودشان و راه حلهای خودشان را برای مشکلات کنونی جهان مطرح کنند.

عصاره ای که ایشان از این قرائت مطرح کردند این بود که این قرائت معتقد به اتحاد انسانی است که رگه هایی از آن را در قرآن و آموزه های دینی خودمان می بینیم. در پایان هم گفتند که المصطفی آمادگی کامل دارد تا با این کنگره همکاری کند و به کارهای علمی آن عمق ببخشد.

آیت الله تسخیری در بعد از ظهر همان روز صحبت کردند و روی چهره ی رحمانی اسلام و وجه رحمت دین اسلام و آموزه های نبوی تکیه داشتند و معتقد بودند که در جهان کنونی اسلام ما باید این چهره را تقویت کنیم که متاسفانه گروه هایی مثل داعش سبب شدند چهره ای منفی از اسلام دیده شود و این چهره مثبت دیده نشود و چهره مثبت اکنون مغفول است و کار چندانی هم روی آن نمی شود و چنین کنگره هایی وظیفه دارند که روی این چهره رحمانی کار کنند.

سخن تاریخ: درمورد سخنرانی مولوی نذیراحمد سلامی-نماینده مردم زاهدان در مجلس خبرگان– که در ترکیب هیئت اعزامی جامعه المصطفی حضور داشتند و همین طور صحبت های دکتر عباسی هم آیا مطلبی در ذهن دارید؟

دکتر صفری:

علل رشد مکتب حنفی در ماوراءالنهر

بله. جناب آقای مولوی نذیراحمد سلامی در روز دوم صحبت داشتند و محور صحبت ایشان هم علل رشد مکتب حنفی در ماوراءالنهر و روسیه و قسمت هایی از قفقاز بود که عوامل متعددی را ایشان مطرح کردند ازجمله خود شخصیت ابوحنیفه، فکر بازی که به نظر سخنران داشته و خصوصیات فقه حنفی که توانسته خودش را تطبیق بدهد با این محیط و رشد کند؛ با توجه اینکه قسمت اعظم مسلمانان روسیه حنفی هستند این سخنرانی جالبی بود.

سیر تاریخی علوم عقلی در اوراسیا

جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتر عباسی- معاون پژوهش جامعه المصطفی(ص)- در روز دوم بعد از ظهر صحبت داشتند که محور صحبت ایشان با توجه به تخصص شان بررسی سیر تاریخی علوم عقلی در منطقه اوراسیا بود. و از فیلسوفان قدیمی که از این منطقه بودند یاد کردند. جناب آقای دکتر عباسی معتقد بودند برای پیشبرد اسلام در این نوع مناطق که هنوز با اختلافات مذهبی هم آشنا نشده اند و درگیر نیستند بهتر است که از راه علوم عقلی وارد شویم و سازگاری اسلام با علوم عقلی و رشد علوم عقلی را بیشتر ترویج کنیم که اختلافات فرقه ای و مذهبی و قومی کمتر خودش را در اختلافات عقلی نشان می دهد.

 

سخن تاریخ: از صحبت های خودتان در این همایش بگویید.

دکتر صفری:

تمدن اسلامی حرکت از فرهنگ فرهنگ اسلامی به سوی امت مسلمان

موضوع صحبت من این بود: «التمدن الاسلامی حرکه من الثقافه الاسلامیه الی الامه المسلمه»

بنده به علت یک اشتباه کوچکی که صورت گرفته بود نتوانستم صحبت خود را حضوری ارائه بدهم و به ناچار به صورت مکتوب ارائه دادم. ترجیح دادم صحبتم به زبان عربی باشد و متن مکتوبش را هم ارائه دادم که احتمالا ترجمه شود و یا به همان شکل استفاده کنند. این صحبت بک مقدمه ای داشت و دو مطلب و یک خاتمه. در مقدمه که با آیه ی «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبير» آغاز کردم؛ یک مروری بر سیر تمدن اسلامی و فتوحات به خصوص در سده ی اول اسلامی داشتم و علل پیشرفت مسلمانان را بیان کردم و اینکه مسلمانان در این مرحله، در این سده، در مرحله ی آغاز، فرهنگ دهنده بودند و فرهنگ خودشان را به ملل مغلوب می دادند و در مرحله بعدی گیرنده بودند که تمدن های ملل مغلوب را می گرفتند، می خواستم اشاره ای بکنم که در این سده تمدن بر فرهنگ پیشی گرفت و شاید یکی از علل سقوط بنی امیه هم همین مطلب بود که در ادامه به آن خواهم پرداخت.

پیامبر(ص) اول موسس ثقافه

در مطلب اول، یک واژه شناسی کردم و واژه های تمدن و فرهنگ را واشکافی کردم که تعریف رایجی که از تمدن هست مظاهر مادی است که مسلمانان به آنها دست یافتند دستاوردهای مادی مثل تشکیلات، مثل شهرهایی که ساختند، مثل فنون و برخی از مظاهر مادی دیگر که از نظر تاریخی گفتیم اولین کسی که تمدن اسلامی یعنی حضاره یا civilizationرا بنا کرد خود پیامبر خدا(ص) بود که در مدینه تمدنی را که بعدها به نام تمدن اسلامی نامگذاری شد پایه گذاری کرد و می بینیم که اولین مظهرش این است که اسم یثرب را تبدیل می کند به اسم مدینه النبی و مظاهر مختلف تمدن مثل علوم و تشکیلات و نظایر اینها را خود ایشان ایجاد می کند.

واژه ی دوم هم ثقافه یا فرهنگ بود که توضیح دادم مظاهر و دستاوردهای معنوی است که تمدن بر آنها بنا می شود که مشتمل است بر اعتقادات دینی، ارزش ها و اخلاق و آداب و رسوم و نظایر آن.

 باز هم معتقد بودم که پیامبر(ص) اول موسس ثقافه بود در جامعه اسلامی که با تلاش ژرف خودشان جامعه آن زمان را از جاهلیت به علم و عقلانیت عبور داد و بسیاری از رسوم جاهلیت را تغییر داد و حالا عبارتی که من نوشتم این بود که «و غیَّر کثیرا من السنن الجاهلیه العشواء و اخرج الناس من الظلمات النور»

بعد از این به این نکته اشاره کردم که پیامبر(ص) بیش از آن که به تمدن توجه داشته باشد به فرهنگ داشت زیرا که این را زیربنای تمدن سازی می دانست و ما ظرفیت و ثروت عظیمی از ناحیه ی فرهنگی داریم که بیشترینش قرآن است و بعد سنت نبویه و بعد میراث بزرگی که اهل بیت و صحابه آن را برای ما حفظ کردند که در کتبی مثل نهج البلاغه، صحیفه سجادیه و صحاح سته و به خصوص صحیح مسلم و بخاری به یادگار مانده است.

بعد از آن به این نکته اشاره کردم که در عصر پیامبر(ص) این دو با نسبت معقولی پیش می رفتند اما در عصر اموی بیشتر به تمدن روی آوردند و تمدن را هم از ملل مختلفی اقتباس کردند و جنبه های فرهنگی کمتر به خصوص از سوی دولت مورد توجه قرار گرفت و بلکه در بعضی از جنبه های فرهنگی رجوعی داشتند به جاهلیت مثل تعصبات قومی و قبیله ای.

در همین جا یک ارتباطی برقرار کردم با آیه ای که در ابتدای کلام خواندم «وجعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا» که این در قسمت جنبه های تمدنی بیشتر مورد توجه قرار گرفته و «ان اکرمکم عندالله اتقاکم» جنبه های فرهنگی که زیربنای تمدن است را مورد توجه قرار می دهد.

امت، کلمه ای که قبل از اسلام سابقه ندارد

اما نکته ی دوم یا مطلب دومی که اشاره کردم بحث روی کلمه امت بود. به نظر می رسد کلمه امت کلمه ای است که قبل از اسلام سابقه ندارد و اسلام آن را ابداع کرده و به کار برده، به معنای جمعیتی از مردم که در حول محورهای اعتقادی جمع می شوند و این کلمه در قرآن متعدد مورد استفاده قرار گرفته مثل آیه ی «کنتم خیر امه اخرجت للناس» که شما بهترین امت هستید که برای مردم بیرون آمدید و معرفی شدید که بعد حالا از همین آیه هم استفاده کردم که چرا چون شما «تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر» که این جنبه فرهنگی است که این فرهنگ را شما ترویج می کنید و آیات دیگری هم هست که به این امت اشاره دارد «ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر…» یا «و کذالک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا…»

اگر ما بخواهیم امت را در یک کلام خلاصه کنیم و رسالت و وظیفه امت اسلامی را به آن اشاره کنیم و بلکه وظیفه کل کسانی که به ادیان آسمانی معتقد هستند را معرفی کنیم می توانیم اشاره کنیم به آیه 54 سوره سباء: «قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله» قیام برای خدا و به خاطر خدا «مثنی و فرادی» بعد از آن به این نکته اشاره کردم که ما مسلمانان باید به این کلمه امت توجه کنیم و به این نکته برسیم که ما همه امت واحده هستیم و این گفتمان امتی را در خودمان تقویت کنیم، اختلاف زبانها و اختلاف رنگها و این جدایی ما با مرزها اینها همه مرتبط به جنبه های مادی است و همه ما باید تحت کلمه ی امت مسلمه جمع شویم و نقوم بواحده. قیام کنیم به واحده یعنی  که به انتشارالقیام لله. که قیام برای خدا داشته باشیم. با این مطلب است که ما می توانیم امت وسط باشیم و اسوه و الگوی سایر امم باشیم همچنانکه قرآن می فرماید «و کذلک جعلناکم امه وسطا…»

خیلی مهم است که وقتی به کلمات رسول خدا مراجعه می کنیم می بینیم از کلمه امت فراوان استفاده شده «امتی امه محمد» و در کلمات صحابه و اهل بیت(ع) هم این کلمه امت بسار مورد استفاده قرار گرفته و بدین وسیله یک اجتماع جهانی از مسلمین درست شده و در این مسیر ما اسوه های گرانبهایی داریم که مهمترینش خود رسول خدا و سنت رسول خداست «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه»(احزاب: 33)

امت نیازمند زبان مشترک

و نکته ای که در پایان به آن اشاره کردم اینکه ما باید با رجوع به فرهنگ و میراث خودمان در راه رسیدن به امت گام برداریم. میراث ما پر است از این لوءلوءها و درها که باید استخراج شود و هنوز استخراج نشده و چه خوب است به این نکته توجه داشته باشیم که تا هنوز که اختلافات مذهبی در روسیه رسوخ نکرده ما به سراغ این امت برویم و قبل از اختلاف وارد اتفاق و همبستگی بشیم. از این رو، داشتن زبان مشترک تاکید می شود و ما اگر بخواهیم به سمت امت حرکت کنیم اول باید زبان مشترک را در بین خودمان ایجاد کنیم که معتقد بودم این زبان مشترک باید زبان عربی باشد که زبان قرآن است و به خاطر همین هم من سخنرانی ام را به زبان عربی ارائه کردم.

 

سخن تاریخ: برجستگی های این همایش را در چه چیزی می دانید؟

دکتر صفری:

ظرفیت سنجی مسلمانان اوراسیا

این همایش برجستگی های فراوانی داشت.

نخست اینکه موضوع این همایش یکی از برجستگی های این همایش بود که جایگاه دین و اخلاق را در مواجهه با تمدن کنونی می خواست نشان بدهد.

به روز بودن برگزارکنندگان همایش که دغدغه دارند و چالشهای تمدن امروزین را مد نظر قرار دادند.

آشنایی با ظرفیت مسلمانان در اوراسیا و خود روسیه نکته بسیار جالبی بود به خصوص برای ما. و مناسب هست که ما بیشتر تبلیغ کنیم هم نمایندگی در جامعه المصطفی و هم مراکز اسلامی که در آنجا حضور داشتند و شرکت فعال هم داشتند.

وضعیت اسلام و مسلمانان در کشورهای مختلف، خصوصا چین و قرقیزستان و ازبکستان. مثلا من به نرم رسید یکی از کشورهایی که پیشرو هست در این مسائل اسلامی کشور ازبکستان است که شخصیت دینی بزرگی از آنها هم شرکت کرده بود که محمدصادق محمد یوسف. که ایشان مدتی هم مورد لطف دولت ازبکستان قرار نداشت اما اخیرا روابطش با دولت هم خوب شده و فعالیتهای خوبی هم انجام می دهد . کتابهای خوبی هم درباره اسلام و معرفی اسلام نوشته است و ایده های خوبی را هم مطرح می کرد و از سوی مسئول همایش هم خیلی مورد توجه قرار گرفت. به زبان عربی هم مسلط بود و سخنرانی اش را به زبان عربی ارائه داد.   

 

سخن تاریخ: کارکرد این همایش را چگونه می بینید؟

دکتر صفری:

تقویت فضای تقریبی در بین مسلمانان

کارکرد همایش بستگی دارد به تبلیغاتی که روی آن انجام می شود.

حدود چهارصد نفر از اندیشمندان کشورهای مختلف در این همایش حضور داشتند و جلسه ی سه روزه ای هم برگزار شد اما بستگی دارد به اینکه اینها چگونه در جامعه خودشان (مقصد) مورد تبلیغات قرار بگیرد. طبیعتا این بیست کشوری که در این همایش شرکت کننده داشتند باید بتوانند خوب پوشش بدهند مطالبی که در همایش مطرح شده شخصیتهای شرکت کننده و اندیشه های مطرح شده. و خود برگزارکنندگان همایش هم سزاوار است که مباحث این همایش را به زبانهای مختلف منتشر کنند و به همه کشورهای شرکت کننده ارسال کنند.        

نکته ای که بسیار مهم بود اینکه فضای حاکم بر همایش فضای تقریبی بود فضای امتی بود و سخنرانان هم به این مطلب اشاره داشتند و به خصوص با توجه به فضای تکفیری ایجادشده، این نقطه مقابل آن فضای تکفیری بود و نکته جالب اینکه همه از رهبران دینی گرفته تا دولتها و موسسات همه اراده داشتند که این نوع فضا گسترش پیدا کند. به هرحال کشورهای شرکت کننده باید درمورد عملیاتی کردن این نوع فضا بیشتر بحث کنند.

 

سخن تاریخ: آسیب های این همایش چه بود؟

دکتر صفری

نداشتن زبان مشترک

نداشتن زبان مشترک برای شرکت کنندگان در همایش یکی از آسیب ها بود. در این همایش متخصصان مختلف از کشورهای مختلف بودند و دستگاه های ترجمه و مترجم هم به تعداد لازم نبود. نداشتن زبان مشترک بود مانع می شد از این که شرکت کنندگان بتوانند از داشته های علمی و فکری یکدیگر بیشتر استفاده کنند.

 چه خوب است که در آموزش های آکادمیک ما، آموزش های علمی و دینی ما، از همان ابتدا همه با زبان عربی آشنا شوند که هم زبان بین الملل ما باشد و در مقابل زبان های بین المللی دیگر مثل انگلیسی و امثال اینها بتوانیم قد علم کنیم و هم در این گونه مجامع بتوانیم به راحتی از همدیگر استفاده کنیم. در همین همایش کسانی که عربی می دانستند می توانستیم باهم مکالمه ای داشته باشیم ولی خوب طبیعتا خود روس ها هنوز به زبان عربی آنچنان که باید و شاید توجه نکرده بودند.

تبلیغات ضعیف

نکته ی دیگر اینکه خوب تبلیغات نشده بود و از قبل، آشنایی فراوانی به خصوص در قسمت ایران با این همایش وجود نداشت. شاید تا الان هم اگر در گوگل جستجو کنیم باوجود اینکه دهمین دوره ی همایش بود مطلب قابل توجهی به زبان فارسی درباره این همایش پیدا نکنیم. درحالی که با تبلیغات می توان اثر همایش را به ده ها برابر افزایش داد.

حداقلش این است که سازمان هایی مثل سازمان فرهنگ و ارتباطات و مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و المصطفی نیوز  می توانستند پوشش خبری بهتری از این همایش داشته باشند. درحالی که دیده می شود فقط در حد یک یا دو خبر کوچک از این همایش خبرداده اند، با وجود اینکه بسیار همایش موثری بود و از خیلی از همایش ها موثرتر بود، به خصوص از نظر سطح شرکت کنندگان و تنوع نظرات و دیدگاه ها.

نپرداختن به مباحث تخصصی و متخصصان

نکته ی بعدی اینکه این همایش در روزهای اول دوم، به خصوص بیشتر به مباحث عمومی می پرداخت و کمیسیون ها و لجنه های تخصصی تشکیل نمی داد تا اهل علوم مختلف بتوانند باهم تبادل نظر کنند.

همچنین، تلاش چندانی در برگزاری ارتباطات وسیع بین دانشمندان به خصوص در قسمت های فارسی و عربی انجام نمی گرفت و بیشتر بر بعد پرستیژی آن توجه می شد.

 

سخن تاریخ: آیا حضور جامعه المصطفی العالمیه در این همایش در حد و اندازه ی ظرفیت های آن بود یا فقط در سطح یک هیئت عالی رتبه بود؟

دکتر صفری:

المصطفی می توانست بهره ی بیشتری از این همایش ببرد

ظاهرا المصطفی برای اولین بار است که در این همایش به صورت رسمی و به عنوان مشارک شرکت می کند. در نُه همایش قبلی به عنوان یکی از ارکان شرکت نکرده بود. شرکتش هم به همت جناب آقای سلکی بود که با رایزنی های مختلفی که با آقای راویل داشت توانست بقبولاند که برخی از خواسته های المصطفی هم انجام شود تا المصطفی هم به عنوان یک مشارک در کنار آنها حضور داشته باشد. به نظر می رسد المصطفی در سطح کلان اهمیت بالایی برای این همایش قائل بوده و رئیس المصطفی شرکت کرده بود و همین طور که در آغاز صحبتم عرض کردم از نظر گونه شناسی هم سطح هیئت خوب بود از اهل سنت در رده های اول، از شخصیت های تقریبی در رده ی اول جناب آیت الله تسخیری و همین طور از مسئولان و دست اندرکاران المصطفی جناب آقای دکتر عباسی که یکی از فعال ترین مسئولان المصطفی است و از نظر موضوع همایش هم که به بحث های تمدنی می خورد از گروه تاریخ مجتمع امام که قویترین گروه تاریخی المصطفی است بنده شرکت داشتم.

اما به نظر می رسد المصطفی بهره ی بیشتری می توانست از این همایش ببرد. اولا ما یک جلسه ای نداشتیم که جمع بندی کنیم نتایج این همایش را. این نکته را در حاشیه عرض کنم که جناب حاج آقای اعرافی در این چند روزی که در مسکو تشریف داشتند بسیار وقتشان پر بود و فعالیتهای زیادی داشتند و از مراکز مختلف بازدید کردند با مراکز مختلف دولتی روسیه رایزنی کردند و دیداری داشتند از دانشگاه دوستی ملل که بزرگترین دانشگاه روسیه است و ریاست دانشگاه به ایشان گفته بود که این دانشگاه به قدری اتاق دارد که کسی که سی سال خدمت می کند اگر هر روز توی یک اتاق بنشیند اتاقها تمام نمی شود.      

دیداری هم داشتند با مسئول مدارج علمی روسیه تا بتوانند مدارج علمی المصطفی را جا بیندازند که کار سختی است چون روسیه خیلی سخت مدارج علمی کشورهای دیگر را قبول می کند. ان شاءالله که این تلاش هم به نتیجه برسد.

جناب حاج آقای اعرافی آنقدر وقتشان پر بود که فرصت نداشتند باهم جلسه ی مشترکی داشته باشیم غیر از نهار روز آخر که دوستان المصطفی در منزل آقای سلکی بودیم و آنجا هم بحث های کلی مطرح شد.

نکته ی دیگر اینکه المصطفی هنوز این همایش ها را به صورت دقیق با آنها آشنا نشده، معرفی نمی کند و شناخت دقیقی نسبت به این همایش ها هنوز ندارد. مناسب است که این همایش ها در بسته ها و پکیج های مناسبی برای همه ی اعضای هیئت علمی المصطفی معرفی شود که چه بسا اعضای هیئت علمی بتوانند ایده های خودشان را مطرح کنند و سطح چنین همایش هایی بالا بیاید.

کلا سیاستی که در المصطفی نسبت به همایش های علمی هست باید بازنگری شود و از اعضای هیئت علمی خودشان برای شرکت در این همایش ها باید بیشتر استفاده کنند و بیشتر بها بدهند. همین طور در نقطه مقابل اطلاع رسانی بهتری شود. الان البته معرفی همایشها را داریم اما در نحوه اطلاع رسانی مشکلاتی است که باید در جای دیگر به آنها پرداخت.

نکته ی دیگر گزارش حضور در همایش از خود شرکت کنندگان المصطفی است. این هیئت در این سطح که شرکت کردند بعید است که جایی گزارش بدهند اما تجربیات بسیار خوبی همه ی اعضا بدست آوردند و شاید برای دیگران این تجربیات بسیار بسیار مفید باشد اینکه علی رغم وقت تنگی که داشتم مزاحم شما شدم به این علت بود که این دیده ها و تجربیات مدفون نشود. اگر حاضر به مصاحبه نمی شدم اینها مدفون می شد.

درمورد کل سفرهایی که دوستان المصطفی دارند مناسب است سیاست های مقتضی اتخاذ شود که از این سفرها بهره برداری مناسبی انجام شود. حالا بعضی ها گزارش مختصری می دهند و معمولا هم به سرعت از این گزارشها عبور می شود.

خوب است مسئولان المصطفی گرچه وقت ندارند به همین شکل مصاحبه هم شده است یک یا دو ساعت در زمانی که حضور ذهن دارند بعد از همایش بیایند و بعضی از مطالب را به صورت صوتی ضبط کنند تا بعد روی آنها کار شود و بهینه سازی بشود.

 

سخن تاریخ: در مدت زمانی که در مسکو بودید فرصتی شد تا با تاریخ پژوهان یا اساتید تاریخی ارتباط بگیرید؟

دکتر صفری

مدت زمانی که در مسکو بودیم سه روز باید در همایش حضور پیدا می کردیم و خود مسئولان هم گرفتار این همایش بودند و فرصتی دست نداد تا بتوانیم ارتباط و تعاملی داشته باشیم. بنده حتی نتوانستم به دانشگاه دوستی ملل بروم چون فرصت نبود. این نکته را هم عرض کنم که ایام حضور ما در مسکو روز بسیار کوتاه بود. هشت و نیم صبح آفتاب می زد و چهار و نیم هم غروب می کرد. و ساعت های کاری معمولا از ده شروع می شد و ساعت همایش از ده شروع می شد تا هفت بعد از ظهر. بعد از هفت هم مراسم های جنبی مثل ضیافت ها و نظایر آن بود که یکی از ابتکاراتشان همین ضیافت ها بود. در آغاز و شب قبل از افتتاحیه یک ضیافت شامی داشتند که در آن ضیافت همه اندیشمندان دور یک میز می نشستند و ضمن صرف غذا باهم صحبت هایی داشتند و یک معرفی اجمالی صورت می گرفت و به تناوب می ایستادند و چند دقیقه ای صحبت می کردند که در ضیافت افتتاحیه و اختتامیه هردو جناب اقای تسخیری صحبت کردند.   

 

سخن تاریخ: از فعالیت های جنبی هیئت اعزامی المصطفی به خصوص فعالیت های ریاست محترم المصطفی بگویید.

دکتر صفری

ریاست محترم جامعه المصطفی بازدیدی داشتند از جامعه المصطفی روسیه که در این بازدید به تبادل نظر درباره مسائل جامعه المصطفی پرداختند و دیداری داشتند با اساتید و کارکنان جامعه المصطفای روسیه و مشکلاتشان را می شنیدند که متاسفانه بیشترین مشکلات، مشکلات اقتصادی بود و یکی از اساتید جناب آقای شامیل نریمان اف که در خدمتش بودیم این نکته را بسیار برجسته مطرح می کرد. ایشان از فارغ التحصیلان ارشد رشته ی تاریخ اسلام هستند و در روسیه فعالند.

توجه داشته باشیم که کشور روسیه کشور بسیار گرانی است و اجاره آپارتمانی در گوشه ی شهر حدود هزاردلار هزینه دارد که با توجه به درآمدها سخت است و در چنین شرایطی مشکلات اقتصادی مقابل اساتید و همکاران المصطفی در روسیه است. مشکلات مالی المصطفی درک می شود ولی خوب است حالا از راههای غیردولتی و غیرسازمانی مثل کمک خیرین بخش هایی به چنین مراکزی داده شود همچنانکه عرض کردم روحانی و مبلغ شیعی در روسیه خیلی کم داریم، همین ها هم که هستند باید حمایت شوند.

دیداری هم از مرکز اسلامی روسیه و بنیاد مطالعات اسلامی روسیه داشتند و رایزنیهایی هم با سفیر و سفارت و سازمان ارتباطات داشتند.

در روزهای اول، جناب سفیر اقای دکتر مهدی سنایی لطف کردند که سفیر فعالی هستند و خیلی هم آشنا هستند به روسیه و مدتهای زیادی در روسیه بودند؛ در جلسه نهاری که در خدمت ایشان بودیم بحثهای مختلفی انجام شد که بیشتر بحثهای روز روسیه بود و کمتر سراغ بحثهای علمی رفتیم.

سازمان ارتباطات هنوز مسئولش نیامده بود و با سرپرست اداره می شد جناب آقای طباطبایی سرپرست آنجا بودند. یک بازدیدی هم داشتیم از میدان سرخ که میدان تاریخی مهمی است. دیداری هم داشتیم از موزه جنگ روسیه که موزه بسیار جالبی است از جنگهای روسیه که در طول تاریخ معاصر خودش داشته است. جنگ اول جهانی، جنگ دوم جهانی و جنگ با افغانستان. در قسمت های مختلف این را نمایش داده اند و اسنادی هم که آنجا بود و سربازانی که آنجا بودند، فرماندهانی که بودند، بعضی از ادوات جنگی. البته در مقایسه با موزه دفاع مقدس که خودمان داریم عقب تر است و موزه دفاع مقدس ما خیلی خیلی پیشرفته تر است.

یک نکته جالبی در این موزه ی جنگ بود که به آن برخورد کردیم: در بخش افغانستان، یک قفسه شیشه ای بود که بعضی از سلاح های مورد استفاده در جنگ افغانستان آنجا بود و ظاهرا این قفسه متعلق به حزب دموکرات خلق افغانستان بود. در سینه ی این قفسه یعنی پشت قفسه پرچم سرخی بود که نوشته بود یامهدی ادرکنی و زیرش هم آرم سپاه پاسداران بود که راهنمای ما احتمال می داد که شاید بعضی از یهودیها این پرچم را از جای دیگر آوردند و اینجا چسباندند که مثلا برسانند که سپاه خیلی فعالیت داشته و با آموزه مهدویت آنجا فعالیت می کرده و حتی به چپهایی مثل این حزب مدد می رسانده است.

یادی کنم از راهنمای مان جناب آقای نعیم رضائیان که خودشان دانشجوی آی تی بودند در روسیه و بسیار دانشجوی فعالی بودند و به زبان روسی هم مسلط و شخص پیگیر و متعهدی بودند و خیلی پیگیری کردند که همانجا این پرچم را بردارند اما نشد و بالاخره شماره تلفن مسئول آنجا را گرفت تا پیگیری کنند.

سخن تاریخ: در کنار همایش آیا برنامه جنبی هم بود که توجه تان را جلب کند؟

دکتر صفری:

مراسم نصب هلال

یکی از موارد جنبی که جلب توجه می کرد مسجد جامع مسکو بود که با هزینه فراوانی توسط تجار و خیرین و گروه های مختلف ساخته شده و آخرین مراحل ساختش را طی می کرد و به مناسبت این همایش یک مراسم ویژه ای برگزار کردند: نصب هلال بر مناره. این هم در روز جمعه قبل از نماز جمعه انجام شد و مراسم جالبی بود که یک نوع استفاده از کارکرد آیینی را تداعی می کرد.

 

سخن تاریخ: نظرتان را درمورد جامعه و مردم روسیه بگویید. آیا فرصتی شد رفت و آمدی هم در سطح شهر داشته باشید؟

دکتر صفری:

 جامعه بانشاط

در فرصتهایی که رخ می داد مراجعه ای به جامعه روسیه داشتم و بین مردم می رفتم، گرچه زبان را وارد نبودم و نمی توانستم بیشتر تعامل کنم و باید توجه داشت که من هم در مرکز شهر بودم میدان سرخ. و مطالبی که می گویم نمی تواند کلیت داشته باشد. نکته ی مهم اینکه آن جامعه نشان می دهد جامعه بانشاطی است با اینکه این سه روز تقریبا برف بود و این را هم بدانید که شاید پنج شش ماه از سال، مردم مسکو آفتاب نمی بینند و همه اش ابر است و این ممکن است در روحیه مردم تاثیربگذارد اما جامعه بانشاطی بود. تقریبا در تمامی ساعات شبانه روز غیر از برخی اوقات معمولا ترافیک بود و ترافیک هم شدید بود. به گونه ای که مثلا راه فاصله ده دقیقه ای یا یک ربعی را شاید یک یا دو ساعت باید می پیمودید که جناب آقای اعرافی وقتی می خواستند به کنفرانس برسند چون می دانستند دچار مشکل ترافیک می شوند با قطار شهری آمدند و به کنفرانس رسیدند.

گرانی شدید

خیابان های روسیه خیابان های بسیار وسیعی است با اینکه چند دهه قبل شاید زمان جنگ جهانی اول ساخته شده اند اما از خیابانهای امروز ما بسیار وسیع ترند. گرانی شدید است به خصوص که الان روبل هم پایین آمده تا قبل از این تحریمها هر دلار حدود سی روبل بود الان هر دلاری 58 روبل است یعنی ارزش پول روسیه نصف شده است و مسئله تحریم خیلی تاثیرگذاشته در گرانی اجناس. البته روسیه دارد خودش را وفق می دهد مقاومت می کند و به نظر می رسد که آینده اش آینده ی روشنی باشد چون اراده دارد که مقاومت کند. با این حال زندگی عادی جریان داشت. روسیه یک تعصبی نسبت به زبان انگلیسی دارد. تابلوهای مسکو فقط به زبان روسی است و زبان انگلیسی نیست. خوب این طبیعتا مشکل ایجاد می کند.

سیستم حمل و نقل عمومی قوی

دولت به وسایل حمل و نقل عمومی خیلی اهمیت داده است. مترو و قطار شهری مسکو قوی است. اینترنت سرعت زیادی داشت و در هتل هم ما به اینترنت دسترسی داشتیم. فضاهایی مثل فیس بوک آزاد بود. کانالهای ماهواره ای که ما در هتل می توانستیم ببینیم حدود هفتاد کانال بود که کانالهای بین المللی هم در آن زیاد بود و حدود سی کانال محلی. در مجموع از ماهواره شان فساد استشمام نمی شد؛ حالا در حد عرف جامعه خودشان متداول بود. شبکه های سی ان ان و الجزیره و العربیه و اینها را هم داشتند.

مراسم بدرقه

یک مراسم آیینی جالبی هم انجام شد که سربازانی که می خواستند اعزام به خدمت شوند در همان موزه ی جنگ مراسمی برگزار می شد و کشیش می آمد دعا می کرد و کارهای نظامی انجام می دادند و خانواده ها می آمدند اینها را بدرقه می کردند که یک خاطره خوشی می ماند از این مراسم. البته در این مراسم بدرقه کنندگان معمولا دوستان شرکت کنندگان از اناث و ذکور بودند و خانواده ها کمتر بودند. این می تواند آینده روسیه را ترسیم کند از نظر اجتماعی که خانواده ها  دارند به این سمت پیش می روند.

 

 آپارتمانهای بسیار بزرگ و وسیعی دیده می شد خانه های ویلایی خیلی کم مشاهده کردیم و جالب بود که برخی از موارد هنوز به نظام کمونیسیتی سابق باقی است مثل آب گرم. آب گرم، محله ای است. شوفاژهای مرکزی دارند و آبگرم از آنها تامین می شود.

جایگاه مطالعات تاریخی

مطالعات تاریخی در روسیه می تواند خیلی مفید باشد و ما لازم است از این کانال هم وارد شویم به خصوص اینکه اینها به هویت اسلامی تاریخی خودشان پی ببرند چون اسلام در ماوراءالنهر در همان سده های اولیه رشد کرد(البته کشورهای اوراسیا منظورم است نه خود روسیه) و بتوانیم نقش اقوام مختلف در گسترش اسلام و علل گسترش اسلام را اینجا بررسی کنیم و به خصوص به بحث های تمدنی می شود اشاره کرد.  

 

سخن تاریخ: آیا غیر از نمایندگان جامعه المصطفی در همایش بین المللی مسکو شیعیانی از خود اوراسیا هم حضور داشتند؟

دکتر صفری:

شیعیان اوراسیا تشنه ی معارف شیعی

شیعیان همین طور که گفتم در قالب آذربایجانی ها و تالشی ها هستند و اشاره کردم به آقای فامیل جعفراف که اتفاقا از فارغ التحصیلان رشته تاریخ هستند و مرکز خوبی را در آنجا ایجاد کرده اند و فعالیت می کنند. همین طور که عرض کردم شیعیان روسیه تشنه معارف خودشان هستند اما روحانی کم داریم. آقای شامل نریمانف می گفت که اینها چقدر با زحمت خودشان را می رسانند به مرکز و عطش دارند که یک مبلغ دینی بیاید حتی مسائل ساده ی مذهبی را بیان کند و چنین ظرفیت هایی کم داریم و سرمایه گذاری نشده است. مرکز اسلامی و سازمان ارتباطات اینها توجهاتی دارند اما هنوز به آن نحوی که باید و شاید صورت نگرفته است.

من از این جا استفاده می کنم و می گویم چشم ما نباید فقط به مراکز و نهادهای رسمی مثل جامعه المصطفی باشد و خوب است که بیوت مراجع که دغدغه اسلام و تشیع را دارند، خیرین و تجار و اصناف مختلف نیم نگاهی هم به آن قسمت داشته باشند. ما جامعه المرتضی هم داریم که نگاهی به خارج از کشور دارد و بیشتر باید به این قسمت توجه کند و ظرفیت عظیمی است که اگر به آن توجه نشود از دست می رود.

 

سخن تاریخ: با توجه به اینکه حضور شما در مسکو همزمان بود با ایام سوگواری محرم آیا فرصتی شد که هیئت جامعه المصطفی در مجامع شیعی هم حضوری داشته باشد؟

دکتر صفری:

سخنرانی رئیس جامعه المصطفی در اربعین

بله، خوب شد اشاره کردید. مراسم اربعین در یکی از مساجد مسکو که ظاهرا مسجد شهداء بود برگزار شد، اطلاعیه اش هم داده شده بود. سفارت در این مراسم حضور فعال داشت، مرکز اسلامی حضور فعال داشت و جامعه المصطفی هم حضور فعالی داشت و جناب آقای اعرافی هم سخنران آن جلسه بودند که یکی از بهترین سخنرانیهای خودشان را که در رابطه با مسائل مهم و سیاسی روز بود ارائه دادند که امیدواریم جناب آقای توحیدی- همراه آقای اعرافی در این جلسه به عنوان مسئول دفتر ایشان- پیگیر باشند و این سخنرانی را منتشر کنند تا استفاده خوبی از آن بشود.

 

سخن تاریخ: آیا خاطره ای هم از این سفر دارید که برایمان بازگو کنید؟

دکتر صفری:

آیت الله تسخیری و ناصف اصفهانی

یکی از بهترین خاطره های بنده از این سفر آشنایی نزدیک با جناب آقای آیت الله تسخیری است. غیر از روزهای برپایی همایش این توفیق را داشتم که در برگشت به صورت خیلی خیلی اتفاقی در هواپیما با ایشان کنار هم باشیم. من قبلا چند کتاب برده بودم ازجمله کتاب «آش رشته دانشجویی» را که خاطرات طنز دانشجویی است. در یک فرصتی این کتاب را به آقای جعفرزاده دادم تا به آیت الله تسخیری برسانند و گفتم اگر فرصت پیدا نکردند بقیه ی کتابها را مطالعه کنند این کتاب را ببینند.

البته این کتاب را با نام مستعار ناصف اصفهانی منتشر کردم. وقتی در برگشت، داخل هواپیما همنشین آیت الله تسخیری شدم ایشان خیلی استقبال کردند و گفتند که من آن کتاب آش رشته را کاملا خواندم حتی نخود و لوبیایش را هم خواندم. این نکته را می خواهم برسم: ایشان یک مقدار با اظهار تاسف و اظهار آمال و آرزویی آهی کشیدند و گفتند من هم از این خاطرات زیاد دارم؛ سفرهای زیادی داشتم و در مجامع مختلفی بودم و خاطرات خیلی قشنگ و خوبی دارم و ای کاش می شد اینها را می نوشتم واگر بنویسم چه سرمایه ای می شود.                

من خیلی ایشان را تشویق کردم و استقبال کردم که ای کاش این کار را می کردید و یادآور شدم اگر این کار نشود سرمایه عظیمی از دست رفته است. باب صحبت بازشد و ما هم شروع به صحبت کردیم. یک سوال تاریخی که همشه در ذهن من باقی مانده بود اینکه چه شخصیتی روی ایشان تاثیرگذاشته که اینقدر تقریبی شده اند؟ این سوال را همان ابتدا از ایشان پرسیدم و ایشان دو شخصیت مهم را نام بردند: یکی شهید سیدمحمدباقر صدر و یکی مرحوم آیت الله سید محمدتقی حکیم صاحب اصول فقه المقارن. البته من یادآور شدم که شما خیلی تقریبی تر از آن دو هستید.

ضرورت ثبت و ضبط تجربه ها و خاطره های آیت الله تسخیری

من به نظرم رسید که ایشان شخصیت کم نظیر و بلکه بی نظیری هستند که آنچنان که باید و شاید شناخته نشده اند حتی من سایتهایی که مرتبط با ایشان هم بود مراجعه کردم و دیدم که معرفی شایسته ای از ایشان هنوز صورت نگرفته است. شاید سه دهه در محافل مختلف به نمایندگی از جمهوری اسلامی ایران در سطح هیئتهای بالارتبه شرکت می کنند و خیلی خوش فکر، متواضع و خوش اخلاق و تاثیرهای فراوانی هم در معرفی چهره اسلام و چهره تشیع داشته اند.

من ندیدم در این تجلیل ها و همایش ها تجلیل خاصی از آیت الله تسخیری شود درحالی که ایشان با وضعیت جسمانی که دارند حضور فعالی در جلسات دارند و مناسب است که مراکز دست اندرکار مثل مجمع جهانی، مجمع تقریب، جامعه المصطفی و جایهای دیگر یک تجلیل نیکویی از ایشان داشته باشند و باز بنده تاکید می کنم که یک سازمانی یک نهادی یک جایی و یا خودشان به صورت شخصی متکفل شوند و این خاطرات از بین نرود حالا ان شاءالله که خداوند ایشان را 120 سال زنده نگه دارد، اما من همچنین ملاقاتی را با جناب آقای علامه عسکری هم داشتم و در سن نود سالگی شان خدمت ایشان رسیده بودم و خاطرات خیلی جالبی تعریف کردند. به ایشان هم پیشنهاد کردم این خاطرات را مکتوب کنند ایشان گفتند بله یکصد و پنجاه نوار پیاده شده و به فکر آن هستم که آنها را سامان بدهم، جناب آقای صدر هم به من گفته بود این کار را بکن و ان شاءالله به دنبال فرصتی هستم که پیدا شود تا اینها را سر و سامان بدهم. اما متاسفانه ظاهرا امروز و سالها بعد از آن گفتگو هنوز هم این خاطرات از سوی کسی سر و سامان داده نشده است.

تاکید می کنم سازمانهای زیادی می توانند نفع ببرند از این مطلب از وزارت خارجه گرفته تا سازمانهایی که اشاره کردم. من فکر می کنم اگر خاطرات آیت الله تسخیری مکتوب شود ما از جهت روابط خارجی و حضور نهادها و شخصیت های دینی در کنفرانسهای خارجی می توانیم ده ها برابر پیشرفت کنیم.

آیت الله تسخیری و مؤتمرالقاهره

خودشان خاطره های خوبی نقل می کردند از جمله خاطره ای از «مؤتمرالقاهره» که در زمان حسنی مبارک انجام شده بود، در زمان ریاست جمهوری بوش در امریکا. و آنجا می خواستند سندی را به تصویب برسانند که نتیجه اش این می شد که فساد در جوانها گسترش پیدا می کرد و ایشان یک تنه ابتداءاً و بعد به کمک کشورهای مسلمان فعالیت کردند تا موارد ضد اخلاقی در این سند نرسیده و با کمک کشورهای مسلمان توانستند هشتاد مورد این سند را تغییر بدهند که گفتند من خودم در کتاب موتمرالقاهره توضیح دادم در چندصد صفحه(اما من متاسفانه کتاب را نیافتم. چه خوب است این کتاب بازنشر و ترجمه شود) بعد متدینان امریکا به دولت امریکا گفته بودند که شما می خواستید رذالت را در آنجا تصویب کنید اما مسلمانان جلوی شما را گرفتند و فضائل را تصویب کردند.

آیت الله تسخیری گفتند من وقتی می خواستم به کنفرانس قاهره بروم تفالی زدم به قرآن آیه ای که آمده بود این بود که «قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْديكُمْ وَ يُخْزِهِمْ وَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنين»‏(توبه: 14) می گفتند بعد از کنفرانس من واقعا به این آیه رسیدم و وقتی برای گزارش خدمت مقام معظم رهبری رسیدم این تفال را هم گفتم و ایشان خیلی خوشحال شدند و گفتند که من هم خیلی خوشحال شدم و با این تفالی که شما زدید معلوم است که من هم جزو مومنین هستم. «وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنين»

آیت الله تسخیری و کنفرانس ریاض

خاطره زیبای دیگری داشتند از کنفرانس ریاض. کنفرانسی در ریاض تشکل شده بود در رابطه با سلمان رشدی که حالا چگونه موضع بگیرند. به امام گفته بودند که ما هم شرکت کنیم یا نکنیم؟ به این نتیجه رسیده بودند که به هرحال وظیفه است که شرکت کنیم چون فضای سنگینی آن زمان علیه ایران شکل گرفته بود و امام(تعبیر آقای تسخیری این بود) گفتند: همین شیخ برود. یعنی آقای تسخیری. و آیت الله تسخیری می فرمودند در یکی از کمیسیونها که مسئول نوشتن قطعنامه بودم بلند شدم و یک روضه ی سلمان رشدی خواندم که پیامبر ما این گونه است و در این کتاب این طوری معرفی کرده، خانه اش را فاحشه خانه معرفی کرده، زنش را فاحشه دانسته…و به گونه ای صحبت کردم که اشک همه شرکت کنندگان درآمد و بحث سر این بود که آیا اسم سلمان رشدی در قطعنامه بیاید یا نه؟ نماینده ترکیه بلند شد و گفت ما معتقدیم که این کار بسیار اشتباهی کرده اما این قطعنامه خیلی مهم است و ما قطعنامه خودمان را نجس نکنیم به وسیله آوردن اسم سلمان رشدی. ایشان فرمودند من ایستادم و گفتم که مقدس ترین کتاب، بهترین کتاب، قرآن است و در این کتاب از بدترین افراد نام برده شده است از فرعون و قابیل و ابولهب و تمام اینهایی که در مقابل خط هدایت ایستاده اند. بهانه ای نیست و ما باید نشان بدهیم که کشورهای مسلمان یکدست هستند در مقابل این توطئه ای که انجام شده است.

 در آنجا واقعا هم شیعه عزت پیدا کرد که ما توانستیم نظر امام را در آن فضای سنگین بگنجانیم و هم مسلمانان عزت پیدا کردند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *