مجتمع آموزش عالی تاریخ سیره و تمدن اسلامی
جستجو
Close this search box.
غفوری فرد

 

 

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – حمیدرضا حافظی: حجت‌الاسلام محمد غفوری مدیر گروه فرهنگ و تمدن اسلامی پژوهشکده تاریخ و سیره اهل بیت علیهم‌السلام است. با او به مناسبت ایام فاطمیه درباره فدک و خطبه فدکیه حضرت زهرا (س) گفتگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.

درباره خطبه فدکیه بفرمایید؟ ماجرای دهکده فدک چه بود و چه کسانی را باید به عنوان غاصبان اصلی فدک شناخت؟ از آنچه در خطبه آمده بفرمایید؟

درباره ماجرای فدک و خطبه حضرت فاطمه (س) و مسجدالنبی که به خطبه فدکیه معروف است، به اختصار باید گفت در این باره کتاب‌ها و مقالاتی نوشته شده است. ولیکن آنچه می‌توان اینجا مطرح کرد این است که فدک یک بخشی از زمین‌های خیبر بود. زمانیکه خیبر به دست پیامبر (ص) و مسلمانان فتح شد بخش‌هایی از خیبر با جنگ به دست مسلمانان افتاد و بخش‌هایی از خیبر را یهودیان ساکن خیبر با صلح به پیغمبر (ص) واگذار کردند. از نظر قانون اسلام جاهایی که با جنگ فتح شود غنیمت شمرده می‌شود و زمین‌ها یا مناطقی که با صلح فتح شود اصطلاحاً فی گفته می‌شود. فی متعلق به پیغمبر (ص) و بعد از ایشان متعلق به جانشینان ایشان یا متعلق حاکم اسلامی است.

فدک را کشاورزان یا مالکان فدک پیشنهاد کردند که به پیغمبر (ص) واگذار کنند و پیغمبر (ص) در مقابل به این‌ها اجازه دهد در همین زمین‌ها به کشاورزی مشغول باشند. زمانی که آیه «وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ» نازل شد رسول خدا (ص) فدک را به دختر گرامی خود حضرت فاطمه (س)، بخشید و در زمان حیات پیغمبر (ص) این فدک متعلق به حضرت فاطمه (س) بود و کارگرانی روی این زمین‌ها کار می‌کردند و محصول آن متعلق به خود حضرت فاطمه (س) بود. بعد از رحلت پیغمبر (ص) ابوبکر فدک را تصرف کرد با این ادعا که پیغمبر (ص) فرموده انبیاء ارث بر جای نمی‌گذارند. طبیعتاً این ادعای ابوبکر با مخالفت حضرت فاطمه (س) و حضرت علی (ع) مواجه شد.

مهم‌ترین انگیزه خلیفه از غصب فدک قطع شریان مالی مخالفان خلافت بود. طبیعتاً وجود منطقه‌ای به نام فدک که درآمد قابل توجهی داشت می‌توانست از نظر مالی دست مخالفین را باز قرار دهد و بتوانند بهره‌برداری کنند. تحلیل خلیفه و همفکران او این بود که فدک می‌تواند برای خلافت خطرناک باشد و باید منبع درآمد یا پشتوانه مالی مخالفین را قطع کرد. بنابراین فدک را غصب کردند. حضرت فاطمه (س) به این امر اعتراض کرد و نزد خلیفه تشریف بردند و استدلال کردند؛ ابوبکر حدیثی را مطرح کرد و حضرت فاطمه (س) این را خلاف قرآن قلمداد کرد و گفت این ادعای شما که پیغمبران ارث نمی‌گذارند خلاف قرآن است و قرآن فرموده برخی از پیغمبران ارث برجای گذاشتند. این ادعای حضرت فاطمه (س) بنا به برخی گزارش‌ها مورد قبول خلیفه واقع نشد و استدلال حضرت فاطمه (س) از سوی خلیفه پذیرفته نشد و ابوبکر قبول نکرد.

طبق برخی از گزارش‌ها ابوبکر پذیرفت و نامه‌ای نوشت یا شاهد بر ادعای خود خواست. یعنی از حضرت فاطمه (س) مطالبه شاهد کرد که طبیعتاً حضرت فاطمه (س) شهودی که داشت یکی حضرت امیر (ع) بود و یکی ام‌ایمن بود. در برخی روایت آمده ام‌ایمن و حسنین بودند و در برخی روایات آمده شاهد ام‌ایمن با یکی از موالی پیغمبر (ص) بود. اینها را که شاهد آورد خلیفه پذیرفت و نامه‌ای به حضرت فاطمه (س) داد مبنی بر اینکه این را به حضرت فاطمه (س) برگردانده است و ایشان نیز این نامه را گرفت و در حال مراجعت به منزل بود که خلیفه دوم یا عمر مشاهده کرد حضرت فاطمه (س) کاغذی در دست دارد و پرسید این چیست و حضرت فاطمه (س) فرمود نامه فدک است که ابوبکر به ایشان داده است. طبیعتاً عُمَر از کار ابوبکر عصبانی شد و کاغذ را از حضرت فاطمه (س) به زور گرفت. حضرت فاطمه (س) نیز مقاومت نشان داد و نمی‌خواست این کاغذ را به عمر واگذار کند عمر نانجیبی کرد و لگدی بر پهلوی حضرت فاطمه (س) زد و طبق روایات معتبر همین لگدی که اینجا زد باعث بیماری حضرت فاطمه (س) شد و در نهایت ایشان به شهادت رسیدند.

بعد از خطبه فدکیه، کسی از حضرت زهرا (س) حمایت نکرد؟ ماجرای فدک به کجا رسید؟

طبق برخی گزارشات امیرمومنان (ع) بعد از اینکه با مخالفت ابوبکر با واگذاری فدک مواجه شد به مسجد رفت و اعتراض به ابوبکر کرد که چرا فدک را تصرف کرد. باز حرف ابوبکر همان بود و امام، حضرت فاطمه (س) را مبرای از دروغ و ادعای کذب دانست. به استناد اینکه حضرت فاطمه (س) مشمول آیه تطهیر است و این آیه گواهی به پاکی و طهارت ایشان داده است فلذا حضرت فاطمه (س) نمی‌تواند ادعای دروغ کرده باشد و از ابوبکر پرسید اگر دو شاهد بیایند حضرت فاطمه (س) را به فحشا متهم کنند چه خواهید کرد؟ ابوبکر گفت بر حضرت فاطمه (س) حد خواهم زد و امام علی (ع) فرمود پس شما شهادت خلق را بر شهادت خداوند ترجیح دادید و کافر خواهید بود. این هم استناد امیر مومنان (ع) بود که در مقابل خلیفه غاصب اقامه شد و خلیفه هم پاسخ قانع‌کننده‌ای نداده است. حضرت فاطمه (س) طبق برخی از نقل‌هایی که وجود دارد بعد از اینکه ابوبکر ادعای این را کرد که پیغمبران ارث بر جای نمی‌گذارند مخالفت کرد و فدک را به حضرت فاطمه (س) برنگرداند، فدکی که بخشش پیغمبر (ص) به حضرت فاطمه (س) بود، آن حضرت به مسجد رفت و در آنجا خطبه‌ای خواند. این خطبه‌ای که آنجا حضرت فاطمه (س) خواند به خطبه فدکیه مشهور است و آنجا حضرت هم ادعای کذب خلیفه را مطرح می‌کند و هم حق و استدلال‌ها خود را مطرح می‌کند و اینکه مخالفین را غاصب می‌داند و از قرآن استدلال می‌آورد و در نهایت غاصبین را به دوزخ حواله می‌دهد یعنی سرانجام کار آن‌ها را به خدا واگذار می‌کند و عاقبت آن‌ها را دوزخ می‌داند. ابن‌ابی‌الحدید نکته جالبی را اینجا مطرح می‌کند و می‌گوید کسی از ابن فارغه پرسید چرا این فدک را به حضرت فاطمه (س) برنگرداندند؟ وقتی حضرت فاطمه (س) ادعا کرد پیغمبر (ص) اینجا را به ایشان بخشیده است، چرا ابوبکر ادعای حضرت فاطمه (س) را نپذیرفت؟ ابن فارغه در اینجا به شوخی می‌گوید اگر ابوبکر این ادعای حضرت فاطمه (س) را پذیرفته بود فردا حضرت فاطمه (س) ادعای خلافت شوهر خود را می‌کرد و چون قبلاً ادعای حضرت فاطمه (س) را درباره فدک پذیرفته بود ناچار بود ادعای حضرت فاطمه (س) درباره خلافت یا جانشینی شوهر خود را بپذیرد. این را ابن حدید می‌گوید ابن فارغه‌ای به شوخی مطرح کرد اما حرف او صحیح و درست بود. اگر چه شوخی بود ولی سخن حقی بود و اگر اینجا می‌پذیرفت و ادعای حضرت فاطمه (س) را صحه می‌گذاشت، ادعای بعدی حضرت را نمی‌توانست رد کند و می‌گفت به همان دلیلی که دیروز تائید کردید و حرف من را سند دانستید اینجا هم باید بپذیرید. به هر حال فدک از موارد اختلافی بود که مدام در طول تاریخ بین خلفا و خاندان پیغمبر (ص) دست به دست شده ولی زمانی غصب و در دوره‌های بعد گاهی برخی از خلفا و حاکمان فدک را به خاندان پیغمبر (ص) بازگرداندند. آن چیزی که مهم است در زمان خود حضرت فاطمه (س) که مالک و صاحب اصلی فدک بود غصب شد و به ایشان داده نشد و این جور و جفایی بود که در تاریخ ماندگار شد.

از مهم‌ترین کتاب‌هایی که می‌توان درباره شخصیت و زندگی حضرت زهرا (س) مطالعه کرد بفرمایید.

اگر بخواهیم چند کتاب درباره حضرت فاطمه (س) هم معرفی کنیم کتاب‌های عمومی که هم دست اول و هم زندگینامه و هم دانش‌نامه و هم منبع‌نگاری است و هم با نگاه ادبی است، از کتاب‌های قدیم کتاب «فاطمه‌الزهرا» نوشته حاکم نیشابوری است، «از زندگانی فاطمه زهرا» نوشته سید جعفر شهیدی، «فاطمه بنت محمد ام‌الشهدا» و «سیدالنساء» نوشته عمر ابونصر مصری، «فی نور محمد، فاطمه زهرا» نوشته عبدالله فتاح عبدالله مقصود، «فاطمه زهرا بانوی نمونه اسلام» نوشته علامه امینی، «فاطمه الزهرا قدوه و اسوه» نوشته آیت‌الله سیدمحمدتقی مدرسی، «کشتی پهلوگرفته» نوشته سید مهدی شجاعی، «فاطمه فاطمه است» نوشته علی شریعتی و یک دانش‌نامه هم در واقع مجموعه‌ای از همه اینها است هم زندگینامه و هم منبع‌نگاری است و هم سبک‌ها و موضوعات را دارد و «دانش‌نامه فاطمی» است که زیرنظر علی اکبر رشاد در ۶ جلد منتشر شده است. این جامع‌ترین کتابی است که درباره حضرت فاطمه (س) نوشته شده است.

قرآن چه اشاراتی به زندگی حضرت زهرا (س) داشته است؟

اگر جایگاه قرآنی حضرت فاطمه (س) را بررسی کنیم اهل بیت (ع) از جمله حضرت فاطمه (س) جایگاه برجسته‌ای در قرآن و برخی از سوره‌ها و آیات قرآنی دارند. به طور عمومی در سوره‌های انسان، نور، قدر، کوثر جایگاه حضرت مطرح شده و مفسران در ذیل آیاتی مصداق‌یابی کردند و حضرت فاطمه (س) را مصداق خیلی از این آیات قلمداد کردند یا قدر را خود حضرت فاطمه (س) دانستند. خدا در مقابل کسانی که پیغمبر (ص) را ابتر می‌دانستند فرمود «انا اعطیناک الکوثر» کوثر یا خیر کثیر که خداوند به پیغمبر (ص) عطا کرده به تعبیر برخی از علما، نسلی است که از حضرت فاطمه (س) باقی ماند یا آن نسل امامت است که از حضرت فاطمه (س) پدید آمد یعنی غیر از حضرت امیر (ع) که سلسله جنبان امامت است، سایر ائمه و امامان اهل بیت از فرزندان حضرت فاطمه (س) هستند و این خیری است که خداوند عطا فرمود در مقابل کسانیکه پیغمبر (ص) را ابتر می‌دانستند ولی خداوند با تدبیر و حکمت خود چنین برکاتی را به پیغمبر (ص) عطا فرمود که سرمنشا این عطاها حضرت فاطمه (س) بود. اگر بخواهیم به صورت موردی به برخی از آیات اشاره کنیم آیه اطعام است که در سوره انسان یا دهر مطرح شده است. طبیعتاً ماجرای اطعام در اوایل هجرت بود و سال‌های آغازین زندگی مشترک حضرت فاطمه (س) و حضرت علی (ع) بود البته صاحب امام حسن (ع) و امام حسین (ع) بودند ولی زمانی بود که هنوز تنگدستی در مدینه بر مسلمان‌ها فشار می‌آورد و با سختی زندگی می‌کردند و غنائم آن چنانی به دست مسلمانان نرسیده بود و وسعت روزی نداشتند. در این ایامی که با فشار اقتصادی زندگی می‌کردند گویا حسنین بیمار می‌شوند و به توصیه برخی حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) نذر می‌کنند اگر حسنین شفا یافتند سه روز روزه بگیرند. بعد از شفای این دو دردانه تصمیم می‌گیرند روزه بگیرند که طبق برخی از نقل‌ها فضه که خادم حضرت فاطمه (س) بود هم همانند سروران خود نذر کرد و روزه می‌گرفت. طبیعتاً ۵ نفر در این خانواده هستند و قاعدتاً باید بگوییم حضرت علی (ع)، حضرت فاطمه (س) و فضه روزه می‌گیرند. روزه‌ای گرفتند و دم افطار شد غذایی که حضرت فاطمه (س) تهیه کرده بود طبق فرمایش خداوند در قرآن در سه مرحله فقیر و مسکین و اسیر در خانه این عزیزان آمدند و مطالبه کردند کمک کنند و گرسنه هستند. بار اول گویا خانمی که بچه یتیمی در دست داشت و در خانه اهل بیت (ع) آمد و تقاضای کمک کرد و گفت بچه من گرسنه است و مقداری غذا به ما بدهید. حضرت فاطمه (س) و حضرت امیر (ع) یک سوم از غذای خود را به این‌ها بخشیدند و چون آواره بودند همانجا در کوچه نشسته بودند و این غذای بخشیده شده را میل می‌کردند یکباره مسکینی این‌ها را دید و از این‌ها خواست از غذای خود را به آن‌ها بدهد، گفت من هم گرسنه هستم و به من هم غذا بدهید گفتند غذا را نمی‌دهیم ولی اگر خواستید در این خانه بروید و غذا بگیرید. این هم در زد و گفت گرسنه هستم و به من غذا بدهید. حضرت فاطمه (س) و حضرت علی (ع) یک سوم دیگر از غذا را نیز بخشیدند. او هم گرفت و در کوچه در حال خوردن بود که اسیری این‌ها را مشاهده کرد و گفت به من غذا بدهید، او هم این اسیر را به در خانه حضرت فاطمه (س) راهنمایی کرد و گفت از اینجا غذا بگیرید. او آمد و این خاندان باقیمانده غذای خود را هم به این اسیر بخشیدند و خود غذایی برای افطار نداشتند. اینکه بار اول همه غذای خود را خوردند و دوباره حضرت فاطمه (س) غذای دیگری تدارک دید و بار دوم نیز کل غذا را بخشیدند، روایت‌هایی وجود دارد ولی عمدتاً این است که در حال افطار بودند و هر چه غذا داشتند به فقیر، مسکین و اسیر دادند و خود بدون غذا و افطاری ماندند در حالیکه خود گرسنه و نیازمند این غذا بودند. آنچنان غذا فراوان نبود که باز غذای دیگری آماده داشته باشند و آن را استفاده کنند. فلذا هر چه داشتند به نیازمندان دادند و خود بدون افطار ماندند که این عمل این خاندان مورد تأیید و تمجید خداوند قرار گرفت و آیه در این‌باره نازل شد. این یکی از فضائل این خاندان است که خداوند این را تصدیق می‌کند و به عنوان اسوه و سرمشق برای انسان‌ها مطرح می‌کند. نکته دیگر آیه تطهیر است. در این آیه خداوند حضرت فاطمه (س) را که یکی از اهل بیت (ع) است، به عنوان فردی طاهر و مطهر مطرح می‌کند که آلوده به هیچ رجس و پلیدی نخواهند شد. این بسیار سخن بزرگی است که هم دلیل عصمت آن‌هاست و هم نشان‌دهنده جایگاه والای این عزیزان است.

نکته دیگر آیه مودت است که پیغمبر (ص) دستور می دهد امت مودت و مهر و محبت نسبت به ذوی‌القربی پیغمبر (ص) داشته باشند. پیغمبر (ص) به امت بگوید من هیچ مزدی در مقابل خدمات خود نمی‌خواهم الا مودت بر بستگانم که یکی از ذوی‌القربی حضرت فاطمه (س) بود. مسلمانان موظف بودند نسبت به ذوی‌القربی از جمله حضرت فاطمه (س) مودت داشته باشند و حرمت این‌ها را نگه دارند ولی به عکس عمل کردند و حرمت این خاندان را شکستند. باز آیه دیگر مباهله است که در جریان مباهله که باز پیغمبر (ص) حضرت فاطمه (س) را همراه خود می‌برد و در مقابل مسیحیان نجران هستند و خداوند در آیه مباهله هم حضرت فاطمه (س) را یاد می‌کند و آنجا ذکر می‌کند که حضرت فاطمه (س) به عنوان تنها مصداق این آیه مطرح شده و نشان می‌دهد جایگاه ایشان از منظر خداوند تبارک و تعالی برجسته است و خداوند ایشان را تائید می‌کند و این هم جایگاه حضرت فاطمه (س) را نشان می‌دهد ضمن اینکه در ماجرای کساء که در خانه ام‌سلمه اتفاق افتاد و حضرت رسول (ص) زیر عبا خوابیده بود که حسنین آمدند و حضرت فاطمه (س) و بعد حضرت علی (ع) آمدند و پیغمبر (ص) این‌ها را زیر عبای خود قرار داد و فرمود «اللّهُمَّ هؤُلاءِ أهلُ بَیتی» خدایا اهل بیت (ع) من این‌ها هستند که ام سلمه گفت اجازه می‌دهید من هم همراه شما بیایم و در زیر این عبا قرار بگیرم، پیغمبر (ص) فرمود «انک علی خیر» تو خانم خوبی هستید که تلویحاً یعنی از اهل بیت (ع) نیستید. با این فرمایش پیغمبر (ص) همسران ایشان از جرگه اهل بیت (ع) خارج می‌شوند و اهل بیت (ع) پیغمبر (ص)، حضرت فاطمه (س)، حضرت علی (ع)، حسن (ع) و حسین (ع) هستند و در سال‌های آینده ائمه دیگر در تعریف این اهل بیت (ع) قرار می‌گیرند. بنابراین اهل بیت پیغمبر (ص) این ۵ تن در آن زمان بودند و حضرت فاطمه (س) یکی از مصادیق اهل بیت (ع) است که هم در آیه تطهیر است و هم در آیه مودت است و هم در آیه مباهله است و در سوره کوثر و قدر و انسان و غیره نیز جایگاه دارد البته آیات دیگری نیز وجود دارد ولی اجمالاً این است که حضرت فاطمه (س) در قرآن هم جایگاه برجسته‌ای دارد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *