مجتمع آموزش عالی تاریخ سیره و تمدن اسلامی
جستجو
Close this search box.

13 ذی حجه یا 14 به قول عامه بعد از ظهر در مسجد الحرام بودیم. انقلابی در مردم مشاهده می شود. عرب ها شادی می کنند به یکدیگر بشارت می دهند: قتل العجمی، قتل العجمی می گویند. وقتی به ایرانی ها بر می خوردند دست بر گلو می گذارند و می گویند: کل عجمی یذبح. و تهدید به قتل می کنند.

به اتفاق بعضی از رفقا از باب ابراهیم خارج شده رو به طرف صفا می آییم. اما جمعیت زیاد همه در هم و برهم نزدیک باب صفا مقابل شرطی خانه هنگام غریبی مشاهده می شود. می گویند. ابوطالب پسر حسین یزدی ایرانی که مسجد را نجس کرده الان گردنش را زدند و اینک شرطی ها دارند خاک بر خون او می ریزند. فقط ما چیزی که به چشم دیدیم همین خاک ریختن شرطی ها را دیدیم و بس. بلی چون شب شد پس از نماز مغرب و عشا در بازار صفا چند نفر را دیدم جنازه ای را به دوش کشیده می برند. یکی از رفقا جزو مشعین است. از او پرسیدم: جنازه کیست؟ آهسته گفت: جنازه جوانی است که امروز بی تفصیر گردن زدند. خرده خرده خوف و وحشتی در ایرانی ها پیدا شد و به آنها گفته شد: تنها جایی نروید. در وقت نماز عامه در مسجد نباشید. موقع نماز و طواف، احتیاط را از دست ندهید. چون بعضی از عوام ایرانی بسا بود مهر می گذاردند. و البته این کار مورث فتنه بود. و بالجمله دو روزی این همهمه و اضطراب بود. آنگاه از طرف حکومت سعودی جلوگیری شد و عمده این فتنه مصری ها بودند. ولی آنچه در جریده ام القری که روزنامه رسمی مکه است و هفته یک مرتبه منتشر می شود چنین مرقوم بود: ام القری، 990، الجمعه، 20 ذی حجه 1362 ص 3، بلاغ رسمی، رقم 82: جریمة منکرة: القت الشرطة القبض فی بیت الله الحرام فی یوم 12 ذی حجه 1362 علی المدعو عبده طالب بن حسین الایرانی من المنتسبین الی الشیعة فی ایران و هو متلبس باقذر الجرایم و اقبحها و هی حمل القاذورات و هو یلقیها فی المطاف حول الکعبة المشرفة بقصد ایذاء الطائفین و اهانة هذا المکان المقدس. و بعد اجراء التحقیق بشأنه و ثبوت هذا فقد صدر الحکم الشرعی بقتله و قد نفذ حکم القتل فیه فی یوم السبت 14 ذی الحجة 1362).

و لکن آنچه را پس از تحقیق به دست آوردیم و از اشخاص موثق شنیدیم این بود که این شخص یعنی طالب بن حسین از توابع یزد بوده و برای حج مشرف شده و ابدا در مقام تلویث مسجد و ایذاء طائفین نبوده بلکه فی الجمله امتلاء معده داشته و در روز 12 که از منا مراجعت کرده بعد از ظهر وارد مسجد الحرام شده برای طواف حج در بین طواف نظر به گرمی هوا و امتلاء مزاج، حالت استفراغی به او دست داده. به ملاحظه این که مبادا قی عارض شود و روی زمین مسجد بریزد، گوشه جامه احرام خود را مقابل دهان گرفته و در آن قی کرده و اطراف آن را گرفته که ببرد خارج از مسجد بریزد. قدری از آن گوشه جامه اش روی سنگ های مطاف ریخته، شُرطی به گمان آن که اینها قاذورات است او را گرفته و چند مصری به اتفاق شرطی ها او را به شرطی خانه جلب نموده از آنجا نزد قاضی می فرستند. مصری ها به ناحق شهادت می دهند و قاضی حکم قتل آن بی گناه را صادر نموده (ص 285 – 286).

این جریان مربوط به سال 1322 بوده و به خاطر این واقعه روابط ایران و عربستان تا سال 1327 قطع گردیده و باب حج برای ایرانیان بسته بود .

قسمتی از سفرنامه  آیت الله حاج سید فضل الله حجازی منتشر شده در کتاب آهنگ حجاز (قم 1387)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *