مجتمع آموزش عالی تاریخ سیره و تمدن اسلامی
جستجو
Close this search box.

آقای دکتر سید حسین فلاح زاده روز جمعه 1 فروردین 1393 در برنامه دیار سلمان رادیو معارف به بررسی اقدامات و لشکر کشی های تیمور به مناطق ماوراء النهر، خراسان، هندوستان، اصفهان، تبریز، قلمرو عثمانی و دیدار او با خواجه علی از نوادگان شیخ صفی الدین پرداخت و از سرانجام عبرت انگیز او یاد کرد.

خلاصه برنامه گذشته:

پس از مرگ چنگیز خان، جانشینان او در ایران حکومت کردند. به این دوره، دوره ایلخانی گفته می شود که در سال 776 قمری با مرگ ابو سعید، آخرین حاکم ایلخانی به پایان می رسد. بعد از آن دوره فترت در ایران آغاز می شود که در آن، حکومت مرکزی فراگیر وجود ندارد و در هر نقطه ای از ایران خاندان های محلی قدرت را به دست می گیرند. این دوره نیز با ظهور تیمور لنگ گورکانی در اواخر قرن هشتم به پایان می رسد.

تمیور لنگ در سال 736 قمری در یکی از روستاهای شهر باستانی «کش» همان شهری که امروز به نام «شهر سبز» نامیده می شود. قابل ذکر است که یکی از رجالیون شیعه بنام «کشی» نیز از همین شهر است.

تیمور به سبب خویشاوندی سببی که با یکی از ایلخان مغول داشته، به گورکان مشهور می شود که به معنای داماد است. از سال 771 قمری بر منطقه ماوراء النهر (فرارود) به شکل مستقل تسلط پیدا می کند. در سال 783 قمری، هرات را تصرف می کند و آل کرت را سرنگون می کند و بعد از آن یک یک به سراغ حاکمان محلی می آید. او در لشکرکشی هایی که بین سال های 788 تا 790 قمری به مناطق مختلف مانند لرستان، تبریز، نخجوان، ارمنستان و اصفهان انجام می دهد حاکمان محلی را مطیع خود می کند یا آن ها را از بین می برد و یکی از مهم ترین آن ها حمله به اصفهان و قتل عام فجیع مردم این شهر در سال 789 قمری است که به گفته اهل تاریخ، 70 هزار نفر را گردن می زند.

بعد از آن در سال 794 قمری مازندران را تصرف و مرعشیان را منقرض می کند و به مناطق غرب ایران لشکر کشی می کند که به انقراض آل مظفر و حمله به بغداد می انجامد.

ادامه:

تیمور لنگ از جمله سرداران نظامی برجسته ای است که فتوحات بسیاری را بدست آورده است. مقر او منطقه ماوراء النهر و شهر سمرقند بود . بعد از این که اطلاعات نظامی زیادی را کسب می کرد و نقشه کافی را برای حملاتش می کشید از ماوراء النهر بیرون می آمد و به اهداف نظامی اش می رسید و مناطق مورد نظر را تصرف می کرد و دوباره به آن منطقه باز می گشت.

چندین یورش انجام داد و تا اوایل قرن نهم عمده ای از ایران را تصرف کرده بود. طبیعتا تیمور، به این ها بسنده نکرد و در گسترش قلمرو حرص عجیبی داشت. با این که در این سال ها، کل ماوراء النهر و ایران را تصرف کرده است و در سال های پایانی عمر یعنی حدودا 65 سال به سر می برد و ورود به صحنه نظامی، کار دشواری است و مریضی نیز داشته است ولی حرص، او را به ادامه جنگ می کشاند.

او در سال حدود 800 قمری به فکر حمله به هند افتاد و شهر دهلی را تصرف کرد. گفته اند بالای صد هزار هندو را به قتل رساند و ثروت های زیادی را به مقر خودش آورد. البته حمله به منطقه هندوستان می توانست هم انگیزه دینی داشته باشد و هم به عنوان ثروت جویی نیز مطرح باشد. ما قبلا دیده ایم که سلطان محمود غزنوی که در شهر غزنه مستقر بود و از امرای حکومت های بزرگ غزنوی بود به هندوستان حمله می کرد و معابد زیادی را تخریب می کرد و تحت عنوان سلطان غازی او را می شناسند. همان حملات هم بستری را برای ورود اسلام به هند فراهم کرد. شاید بهانه تیمور نیز گسترش اسلام باشد ولی هدف اصلی اش توسعه قدرت و دست اندازی بر ثروت هندوستان بود.

بعد از این حمله، تیمور متوجه مناطق شام و غرب ایران می شود که در این سال ها در منطقه ترکیه امروزی، امپراتوری عثمانی حضور داشت. تیمور در سال 804  قمری به عثمانی که در ترکیه، رقیبی برای او به حساب می آمدند لشکر کشی کرد و موفق شد در رویارویی با آن ها در منطقه «دشت آن غوره» که امروزه شهر آنکارای ترکیه در همان محل است با سلطان بایزید عثمانی درگیر شد و او را شکست داد و همراه با جمع زیادی از سپاهیانش اسیر کرد.

این پیروزی مهمی بود که تیمور در آستانه مرگش بدان دست یافت و معروف است زمانی که از ترکیه باز می گشت در شهر اردبیل با خواجه علی از نوادگان شیخ صفی الدین اردبیلی و از اجداد شاه اسماعیل صفوی بود ملاقات کرد. با توجه به این که تیمور برای بزرگان و اهل تصوف و سادات، احترام خاصی قائل بود به درخواست خواجه علی، بسیاری از اسرای خود را آزاد کرد و به خواجه علی بخشید. این اسرا و نسل بعد از آن ها، جزو طرفداران صفویه شدند و بعدها شاه اسماعیل به کمک همین نیروها شهر هرات را که باقیمانده تیموریان در آن حکومت می کردند تصرف کرد.

تیمور، آمال دیگری هم داشت. او در اواخر عمر فکر حمله به چین را در ذهن می گذارند و چیزی در حدود 500 هزار سپاهی را برای این کار آماده کرده بود که اجل به او مهلت نداد.

او نهایتا در 17 شعبان سال 807 قمری در همان شهر «اترار» در سواحل رود جیحون همان جایی که یورش مغولان از آن جا آغاز شد درگذشت و جنازه او را مخفیانه و با عنوان این که جنازه زنی است، به شهر سمرقند منتقل کردند و در آن جا به خاک سپردند و امروزه در آن شهر، جایی بنام «گور امیر» مقبره امیر تیمور گورکانی است. گویا این قبر در زمان شاهرخ، در همان شهر سمرقند جابجا شده است.

دولت تیمور پس از او تا سال 913 قمری ادامه پیدا کرد و در این سال، با حمله ازبکان به منطقه شهر هرات، منقرض شد. بنابراین چیزی حدود 142 سال تیمور و جانشینانش حکومت کردند.

طبیعتا بعد از مرگ تیمور، این قلمرو محدود به هرات و خراسان شده بود و جانشینان او سایر مناطق را از دست داده بودند.

تیمور چهار فرزند به نام های امیران شاه (میران شاه)، عمر شیخ، جهانگیر و شاهرخ داشت. جهانگیر و عمر شیخ در زمان خود تیمور در گذشتند. امیران شاه نیز زمانی از اسب افتاده بود و دچار اختلال حواس شد و طبیعتا نمی توانست جانشین تیمور شود. از میان آن ها، شاهرخ ماند که روحیات جنگ و شمشیر کشیدن نداشت و بیشتر علاقمند حوزه فرهنگ و هنر بود. به همین علت، تیمور نظری نسبت به جانشینی او نداشت و اعلام کرد که فرزند جهانگیر که «پیرمحمد» بود باید جانشین شود.

همین اتفاق هم افتاد ولی عمر حکومت او به دو سال نینجامید و کشته شد و به دنبال آن، امیران و بزرگان دربار تیمور شخص دیگری بنام خلیل سلطان را که پسر میران شاه بود جانشین پیر محمد کردند. ولی باز هم منازعات شروع شد و شاهرخ که فرزند تیمور بود و بقیه نوادگان او مدعی شدند.

در این میان، شاهرخ توانست قدرت بیشتری نشان دهد و منطقه هرات را در اختیار بگیرد و جانشین واقعی تیمور شود. او به منطقه سمرقند نیز حمله کرد و آن جا را تصرف کرد و حکومتش تا سال 850 قمری ادامه پیدا کرد.

 

متن برنامه های تاریخی رادیو معارف

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *