خبرگزاری فارس_گروه تاریخ: «آن عظمتی که آمریکاییها به واسطه تبلیغات زیادی که داشتند و در دنیا سایه افکنده بود که ابرقدرت است و کسی حق حرف زدن ندارد، آن شکست.» این جملات حضرت امام خمینی (ره)، نقطه پرگار رویدادی است که در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، شاکله محاسبات سیاسی منطقه را برهم زد.
رویدادی که در آن ۵۲ دیپلماتنمای آمریکایی به مدت ۴۴۴ روز در تهران نگهداشته شدند؛ اقدامی که به تلافی ۹ ماه تحرکات تخریبی کاخ سفید پس از انقلاب ۲۲ بهمن ۵۷ صورت گرفت.
از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شمسی تا فتنه آفرینیهای پس از انقلاب، واشنگتن همواره ایران را حیاطخلوت خود میدید. تنها در فاصله بهمن ۵۷ تا آبان ۵۸، غائلههای قومگرایانه در خوزستان، کردستان، گنبد و آذربایجان با هدایت نیروهایی فعال شد که نخ تسبیح آنها به سفارت آمریکا میرسید.
وقتی کاخ سفید شاه مخلوع را تحت پوشش درمان پذیرفت، رویه گذشته پررنگتر شد. در چنین فضایی، پیام امام (ره) به دانشآموزان و دانشجویان برای مقابله با تحرکات آمریکا، به یک اقدام عملی تبدیل شد.
ساعت ۱۰:۳۰ صبح ۱۳ آبان ۱۳۵۸، حدود ۵۰۰ دانشجو از میان راهپیمایان سالگرد تبعید امام و شهادت دانشآموزان جدا شدند. آنان با قیچیهای آهنبر زنجیرهای دروازه بزرگ سفارت را بریدند و با نصب پارچه «خمینی میرزمد، کارتر میلرزد»، وارد محوطه شدند.
دیپلماتهای آمریکایی ۱۵ دقیقه فرصت داشتند تسلیم شوند، اما در این مهلت کوتاه با شتاب تمام مشغول امحای مدارک، میکروفیلمها و حافظه کامپیوترها در دستگاههای رشتهکن شدند. ساعت ۱:۳۰ بعدازظهر، رادیو خبر را اعلام کرد و موج حمایتهای مردمی به سوی خیابان منتهی به سفارت روانه شد.
حرکت دانشجویان برخلاف اقدامات سالهای قبلِ گروههای چپ، ابعادی فراگیر یافت. یکی از دانشجویان حاضر در صحنه تفاوت این اقدام را اینگونه روایت میکند: «حرکت ما از جهت شکل تازه نبود… اما آنچه باعث شد این حرکت به عنوان انقلاب دوم مطرح شود، شکسته شدن بت آمریکا بود. صرف حمله به سفارت نمیتوانست این بت را بشکند؛ چیزی که باعث آن شد، حضور و نقش حضرت امام به عنوان عنصر بتشکن بود.»
امام خمینی (ره) ماهیت واقعی آن ساختمان را این چنین توصیف کردند: «آقایان میگویند سفارتخانه را باید تحویل داد. آمریکا مأموران سیاسی ندارد اینجا… آن مرکزی هم که جوانهای ما گرفتند، مرکز جاسوسی و توطئه بوده است.»
ایشان رابطه با آمریکا را به «رابطه گرگ و بره» تعبیر کردند و در پاسخ به تهدیدات کاخ سفید فرمودند: «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند… مگر آمریکا میتواند مقابل همه دنیا بایستد و دخالت نظامی کند؟ غلط میکند دخالت نظامی کند. نترسید، نترسانید.»
جالب آنکه جیمی کارتر، رئیسجمهور وقت آمریکا، در خاطراتش اعتراف میکند: «اولین هفته نوامبر ۱۹۷۹، دشوارترین ساعات زندگی من بود… صبح زود در باغچههای کاخ سفید قدم میزدم و شبها خواب به چشمم راه نمییافت.»
رهبر شهید انقلاب، حضرت آیت اللّه خامنهای درباره نتایج عظیم تسخیر لانه جاسوسی میفرماید: «… مسئله، مسئله سفارت و اعضای آن و این قبیل مسائل نبود؛ مسئله این بود که امپراتوری عظیم زر و زور و تزویر با این عرض و طول در دنیای معاصر که تمام ملتها و رهبرانشان را در مواجهه با قدرت استکباری خود، تحقیر میکند و دولتهای برخاسته از ملتها را به چیزی نمیانگارد و هر وقت اراده کند، آنها را برمی دارد و یا به آنها تهاجم میکند، یک جا تحقیر بشود و به دنیا نشان داده شود که زورِ زورگویان یک چیز مطلق نیست و اراده مستکبران امر غالب بر فطرت جهان نیست. آمریکاییها در آن حادثه تحقیر شدند که هنوز هم غبار ملامتش از چهره سردمداران مستکبر آمریکا زدوده نشده است و در آینده هم زدوده نخواهد شد». در کنار این دستاورد روانی، نقدها و ابراز ندامتهای برخی چهرههای سیاسی نیز قابل توجه است.
منتقدان و برخی طیفهای اصلاحطلب، توقیف داراییهای ایران در بانکهای آمریکا، متوقف شدن واردات نفت، تحریمهای اقتصادی همهجانبه و اتخاذ مواضع خصمانه از سوی ۱۵ کشور عضو ناتو و ژاپن را حاصل این ماجرا میدانند.
اما واقعیت اسناد نشان میدهد که در فضای داخلی، این رویداد دستاوردهای ساختاری متعددی داشت. اسناد بازسازیشده سفارت که بعدها در ۷۰ جلد کتاب به چاپ رسید، پرده از روابط پنهان برخی چهرههای لیبرال که در میان نیروهای انقلابی نفوذ کرده بودند، برداشت.
همین افشاگریها به استعفای دولت موقت مهندس بازرگان در ۱۴ آبان انجامید و اداره کشور را به شورای انقلاب سپرد. به این ترتیب، جریانهای میانهرو که به دنبال تعدیل شور انقلابی و سازش بودند از صحنه کنار رفتند و مسیر تثبیت نظام اسلامی شفافتر شد.
رفتار دانشجویان در طول ۴۴۴ روز نگهداری گروگانها نیز حاکی از رعایت اصول انسانی و انضباطی بود. در همان هفتههای نخست، به دستور امام (ره) و برای افشای تبعیدهای ساختاری در جامعه غرب، گروگانهای زن و سیاهپوستی که مظنون به جاسوسی نبودند، پس از تماشای فیلمهایی از جنایات شاه، آزاد شدند.
معصومه ابتکار، مترجم دانشجویان که به عنوان یکی از دانشجویان پیرو خط امام (ره) که در آن سال در تسخیر لانه جاسوسی سهیم بوده است، در خاطراتش از تلاشهای هر شبِ هنری پرشت، مسئول دفتر ایران در وزارت خارجه آمریکا، برای تماس تلفنی سخن میگوید.
در این میان، یکی از دانشجویان به طور مرتب اطلاعاتی عادی از شرایط نگهداری را تلفنی به آمریکاییها داده بود. او پس از مدتی نامهای پشیماننامه و اعترافآمیز نوشت.
شورای مرکزی دانشجویان به دلیل عذرخواهی صادقانهاش، هویت او را برای همیشه پنهان نگه داشت. ابتکار همچنین تأکید میکند که در افشای اسناد، نام افرادی که ارتباط مستقیم خائنانه نداشتند حذف میشد تا آبروی کسی بازیچه قرار نگیرد.
ابتکار همچنین درباره موضعگیری دانشجویان پیرو خط امام، درباره مذاکرات مجلس و قرارداد الجزایر میگوید: «بسیاری از ما، از شیوه اجرای شرایط مجلس توسط دولت ناخشنود بودیم. برخی دیگر راهبردهای کلی را تأیید میکردند، ولی انتقاداتی درباره جزئیات آن داشتند. اما به طور کلی، احساس میکردیم تا زمانی که امام و مجلس از این فرایند آگاه باشند و آن را تأیید کنند، هیچ امری بر خلاف مصالح ملت امضا نخواهد شد. راز این اعتماد در شخصیت امام و شیوه سیاستگذاری ایشان نهفته بود.»
اوج آرمانگرایی این جریان، در پایان ماجرا و پس از امضای قرارداد الجزایر رخ داد. وقتی ۳۰۰ دانشجوی حاضر در این واقعه گرد هم آمدند، ایده تشکیل یک حزب سیاسی رسمی مطرح شد اما اکثریت با آن مخالفت کردند. معصومه ابتکار علت انحلال جنبش را چنین توضیح میدهد: «نمیخواستیم راه احزاب سیاسی را که برای منافع حقیر خود اقدام کردند، دنبال کنیم… جنبش ما مقدس بود و هیچ انگیزه دنیوی نداشت.»
آنان در بیانیه پایانی خود اعلام کردند: «ما باید در جبهههای جنگ، بازسازی کشور و کلاسهای درس به ملت بپیوندیم… اکنون که وظیفه خود را انجام دادهایم به آغوش ملت بازمیگردیم.»
تسخیر لانه جاسوسی واکنشی آگاهانه به دههها سلطه و مداخله بود که اگرچه هزینههای سیاسی و اقتصادی به همراه داشت، اما هیمنه پوشالی استکبار را فرو ریخت، دست جریانهای نفوذی را کوتاه کرد و روحیه خودباوری را در میان ملتهای آزاداندیش بیدار کرد.



