به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ خونخواهی رهبر شهید، در کنار بُعد معاصر و سیاسی خود، در نگاه تاریخی میتواند در امتداد سنت مقابله با ظلم و استمرار جریان حقخواهی قرار گیرد؛ برداشتی که نحوه مواجهه جامعه با شهادت یک رهبر دینی و سیاسی را از یک واکنش صرفاً مقطعی فراتر میبرد.
حجتالاسلام والمسلمین دکتر محسن الویری، استاد و مدیر گروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم(ع) و رئیس انجمن علمی مطالعات تمدنی حوزه علمیه، در گفتوگو با ابنا، ضمن تبیین این نسبت تاریخی، بر ضرورت پرهیز از جزئینگری و هیجانزدگی و توجه به بنیانهای اندیشهای خونخواهی تأکید میکند.
خونخواهی رهبر شهید را نباید از امتداد تاریخی عاشورا جدا کرد
حجتالاسلام والمسلمین محسن الویری در پاسخ به این پرسش که خونخواهی رهبر شهید را باید واکنشی به یک واقعه معاصر دانست یا استمرار یک جریان تاریخی، اظهار کرد: چنین اقدامی میتواند هم واکنش به یک واقعه معاصر و جنایت اسرائیلیها و آمریکاییها باشد و هم در امتداد الگوی تاریخی مقابله با ظلم، استمرار راه شهیدان بزرگ و بازتاب پرچمداری جریان حق در طول تاریخ قرار گیرد.
مدیر گروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم(ع) با بیان اینکه این دو برداشت از خونخواهی را نباید از یکدیگر جدا کرد، افزود: اگر تنها بر امتداد تاریخی این پدیدهها تأکید کنیم، ممکن است در پیگیری مطالبات امروز دچار غفلت و سستی شویم و اگر صرفاً بر مسائل روز و مطالبات فعلی تمرکز کنیم و اتصال آن را به جریان حق فراموش کنیم، با غفلتها و کاستیهای احتمالی دیگری روبهرو خواهیم شد.
این استاد دانشگاه با تأکید بر ضرورت جمع میان این دو رویکرد گفت: خونخواهی رهبر شهید را باید در عین حال که یک مطالبه سیاسی معاصر و معطوف به رویدادهای امروز جامعه و جهان است، در امتداد تاریخی عاشورا و جریان مستمر حقخواهی نیز دید. چنین نگاهی از جزئینگری که گاه میتواند آسیبزا باشد، جلوگیری میکند.
خونخواهی باید بر بنیانهای اندیشهای استوار باشد
الویری در ادامه، دومین نتیجه این نگاه را ضرورت پرهیز از هیجانزدگی محض دانست و تصریح کرد: احساس و هیجان را بهخودیخود مطرود نمیداند، اما بسنده کردن به هیجان و وانهادن اندیشهورزی را آسیبزا میداند.
رئیس انجمن علمی مطالعات تمدنی حوزه علمیه توضیح داد: اگر خونخواهی امروز را با جریان همیشه مستمر حقخواهی و مقابله حق با باطل در طول تاریخ پیوند بزنیم، دو ویژگی در آن تقویت میشود؛ نخست، کلاننگری و پرهیز از جزئینگری و دلخوش نکردن به مسائل روزمره و گذرا و دوم، ابتنای خونخواهی بر بنیانهای اندیشهای استوار و متین.
استاد تاریخ دانشگاه باقرالعلوم(ع) افزود: در صورتی که تحت تأثیر هیجان، برخی ملاحظات و الزامات لازم برای اقدام را از یاد ببریم، ممکن است خونخواهی از مسیر درست خود خارج شود. از این رو، توجه به بنیان فکری و تاریخی آن، ضرورتی اساسی است.
کلاننگری اجازه نمیدهد تأخیر در خونخواهی به ناامیدی منجر شود
وی با جمعبندی این بخش از سخنان خود خاطرنشان کرد: هرچند خونخواهی رهبر شهید مشخصاً واکنش به جنایات آمریکاییها و اسرائیلیهاست، اما نباید فراموش کرد که این اقدام بخشی از یک روند تاریخی است و همین پیوند ما را به یک نگاه کلان میرساند.
الویری درباره آثار عملی این نگاه گفت: چهبسا خونخواهی بهصورت زودگذر و در کوتاهمدت محقق نشود، اما نگاه کلان به ما میآموزد که از شعار خود دست نکشیم و دچار ناامیدی نشویم. اگر رزمندگان و نیروهای ما نتوانستند در مدت کوتاهی این خونخواهی را به شکل مطلوب به نتیجه برسانند، نباید دچار بدگمانی نسبت به آنان شویم.
مدیر گروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم(ع) افزود: یکی از نتایج همین کلاننگری آن است که به جای جزئینگری، هیجانزدگی و نگاه کوتاهمدت، بر استواری در اندیشه و بایستگیهای و پیامدهای آن تأکید کنیم.
فرهنگسازی جهانی میتواند از پیامدهای تدبیر مناسب برای خونخواهی باشد
الویری ادامه داد: ممکن است به جای آنکه بخواهیم با صرف زمان و هزینه بسیار زیاد در مدت کوتاهی خونخواهی را محقق کنیم، با تدبیر به دنبال اقدامی باشیم که تأثیر جهانی و فرهنگساز داشته باشد؛ اقدامی که حتی با برخی تغییرات در شیوه تحقق مطالبه، بتواند ضربات مؤثرتری به جبهه کفر، نفاق و باطل وارد کند.
رئیس انجمن علمی مطالعات تمدنی حوزه علمیه در ادامه با بیان اینکه رهبران الهی، مصلحان بزرگ و شخصیتهای ظلمستیز صرفاً بهعنوان یک فرد موضوعیت ندارند، اظهار کرد: آنان از آرمانهایی دفاع میکنند که آرمانهای همیشگی بشریت است.
وی افزود: این شخصیتها در جریان همیشگی حق و مقابله حق با باطل، پرچمداری میکنند و در یک مقطع تاریخی، نماینده جریانی هستند که بهصورت پیوسته در طول تاریخ استمرار داشته است. این جریان، همیشگی و جاودانه است و طبق وعده قرآن، سرانجام بر باطل پیروز خواهد شد.
الویری تصریح کرد: اگر قرار بود رهبران الهی با شهادت خود ایدهها و آرمانهایشان را به پایان برسانند، آنگاه میشد شهادت را نقطه پایان آنان دانست؛ اما چون آنان نماینده جریان ثابت حق هستند، رفتنشان به این جریان لطمه نمیزند، بلکه برعکس، خون آنان جریان حقخواهی را زنده میکند و به آن طراوت میبخشد.
جریان حق چون به خداوند متصل است، خاموششدنی نیست
این استاد تاریخ با تأکید بر اینکه جریان حق به خداوند متعال تعلق دارد، اظهار کرد: خداوند حق است و معارف وحیانی خود را به حق نازل کرده و در طول تاریخ، شخصیتهایی این حق را نمایندگی کردهاند.
مدیر گروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم(ع) ادامه داد: به تصریح قرآن، آنچه ماندگار است، چیزی است که جهت الهی و وجه الهی دارد. خداوند زوالناپذیر است و هر چیزی که به اندازه خود دارای جنبه خدایی باشد، از ماندگاری برخوردار خواهد بود. به همین دلیل، خاموشی در دعوت انبیا قابل تصور نیست؛ زیرا آنان سخن حق و سخن خدا را بیان میکنند.
الویری افزود: در سطوح پایینتر از پیامبران، اولیا، اوصیا و ائمه معصومین (ع)، نیز همین قاعده درباره دیگر پرچمداران حق برقرار است؛ آنان در زمان مناسب، با توان، امکانات و ظرفیت موجود، جریان حق را نمایندگی کرده و به آن طراوت بخشیدهاند و شهادتشان نقطه پایان حرکت آنها نیست.
شهادت رهبر شهید پایان برنامه و جریان او نیست
وی درباره رهبر شهید گفت: درباره ایشان نیز دقیقاً همینگونه است؛ ایشان صرفاً یک فرد نبودند که با اهدای جانشان برنامهها، اندیشهها و جریانی که نمایندگی میکردند، به پایان رسیده باشد. ایشان نیز بازتابی از جریان حق در دوره معاصر بودند و چون این جریان بر اتصال به خداوند استوار است، زنده و ماندگار خواهد بود و نام رهبر شهید نیز ماندگار خواهد ماند.
الویری خاطرنشان کرد: حتی اگر انتقام خون این رهبران گرفته شود نیز راه آنان پایانیافته تلقی نمیشود. پیش از تحقق خونخواهی، شعار خونخواهی میتواند حیات، تحرک، نشاط و ظلمستیزی ایجاد کند، اما پس از تحقق آن نیز مسیر رهبران الهی پایان نمییابد. به بیانی دیگر چه انتقام خون گرفته شود و چه شعار خونخواهی همچنان زنده بماند، هر دو به تقویت بدنه جریان حق کمک میکنند و در این عرصه، زوال، سستی و خاموشی قابل تصور نیست.
اگر خونخواهی فقط احساس بود، چنین ماندگار نمیشد
این استاد دانشگاه در پاسخ به پرسشی درباره نقش مردم در خونخواهی و اینکه آیا این موضوع صرفاً یک مناسک سوگ است یا یک کنش تاریخی، گفت: اگر خونخواهی فقط عاطفه، مناسک، خشم یا اندوه بود، نمیتوانست چنین دوامی پیدا کند؛ زیرا احساسات بهشدت گذرا هستند و آنچه ماندگار است، چیزی است که جنبه اندیشگی و ریشه تاریخی داشته باشد.
مدیر گروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم(ع) حضور مردم را محصول انباشت تجربه، بینش و احساس متراکم بر اندیشه در طول تاریخ دانست و افزود: برای فهم این مسئله میتوان به یکی از جلوههای حضور مردم در تشییع پیکر رهبر شهید در نجف اشرف توجه کرد.
الویری اظهار کرد: در کنار تشییع باشکوه پیکر رهبر شهید و اعضای خانواده ایشان در نجف، باید به این نکته توجه کرد که این مکان، بیش از چهارده قرن پیش، شاهد یکی از غریبانهترین و مظلومانهترین تشییعهای تاریخ بشریت، یعنی تشییع امیرالمؤمنین(ع)، بوده است.
تشییع رهبر شهید در نجف، جلوهای از حافظه تاریخی شیعه است
وی با اشاره به اینکه رهبر شهید، شاگرد مکتب امیرالمؤمنین(ع) بود، ادامه داد: امیرالمؤمنین(ع) چگونه تشییع و در چه شرایطی به خاک سپرده شد؟ قبر مطهر ایشان سالها از چشم همگان پنهان بود و وقتی این غربت و مظلومیت را با تشییع باشکوه یکی از شاگردان و پرورشیافتگان مکتب آن حضرت پس از بیش از چهارده قرن مقایسه کنیم با این پرسش روبرو میشویم که «این تفاوت از کجا به دست آمده و چرا چنین شده است؟» در پاسخ به این پرسش مهم، میتوان گفت این تفاوت ریشه در گذر مردم از احساس و عاطفه به باورها و بینشهای عمیق دارد.
رئیس انجمن علمی مطالعات تمدنی حوزه علمیه تأکید کرد: وقتی مردم، در کنار عاطفه و احساس، به این بینش برسند که باورها و آرمانهایی که پیشوایان دینی و شهیدان بزرگ خون خود را برای آنها تقدیم کردهاند چیست، حضور آنان در صحنه شکل دیگری پیدا میکند.
معرفت تاریخی، پشتوانه استمرار حضور مردم در صحنه است
این استاد تاریخ تصریح کرد: این درک و بصیرت مردم، خود نتیجه تلاش شهیدان، عالمان دینی و همراهی مردم در طول چهارده قرن است؛ تربیتی که بهتدریج بر دل و جان مردم نشسته و به یک بینش تاریخی تبدیل شده است.
وی معارف اهلبیت(ع) را به خونی تشبیه کرد که از رگهای اصلی و سپس مویرگها به سراسر بدن میرسد و افزود: این معارف در طول تاریخ از طریق مساجد، حسینیهها، محافل خانوادگی و روضههای خانگی در جوامع شیعی جاری شده و بر دل و جان مردم نشسته است.
الویری گفت: مجموعه این فرآیند، تحول روحی و معنوی و نوعی درک تاریخی انباشته در میان پیروان مکتب اهلبیت(ع) ایجاد کرده است. به همین دلیل است که حضور مردم نمیتواند صرفاً حاصل یک احساس مقطعی باشد.
مدیر گروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم(ع) افزود: استمرار حضور مردم، صبر آنان از روز شهادت رهبر شهیدمان تا برگزاری تشییع و ادامه حضورشان در عرصههای مختلف پس از آن، در کنار استمرار نشاط رزمندگان، حضور مردم در خیابانها پس از ماهها مقاومت، استمرار خدمترسانی دستگاههای دولتی و تحرک صحنه دیپلماسی، همگی جلوههایی از حضور مردم در صحنه هستند.
خونخواهی باید زنده بماند، اما همه فعالیتها نباید به آن محدود شود
الویری در ادامه، در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان خونخواهی را از یک مطالبه مقطعی به یک آرمان بلند، سرمایه تمدنی و گفتمانی فراملی و فرامذهبی تبدیل کرد، گفت: اگر به چیستی خونخواهی و پیوستگی آن با جریان همیشگی حقخواهی در تاریخ توجه کنیم، همین نگاه کلان و اندیشهمحور میتواند زمینه تبدیل آن به یک سرمایه تمدنی را فراهم کند.
رئیس انجمن علمی مطالعات تمدنی حوزه علمیه افزود: برای توضیح دقیقتر این موضوع، باید به چند نکته توجه کرد. نخست آنکه هر اندازه نگاه تاریخی و توجه به اقتضائات پویای جریان حق قویتر باشد و از هیجانزدگی فاصله بگیریم، بهتر میتوانیم به این نتیجه برسیم که زنده بودن یک شعار در تاریخ الزاماً به معنای تبدیل شدن آن به نقطه کانونی همه فعالیتهای ما نیست.
این استاد دانشگاه با اشاره به شعار «یا لثارات الحسین» اظهار کرد: این شعار یک شعار کاملاً زنده و پویاست و اهلبیت(ع) با تدابیر مختلف آن را در میان پیروان مکتب اهلبیت(ع) زنده نگه داشتند. اما این بدان معنا نیست که فعالیتهای امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) در هر دوره تاریخی فقط بر این شعار متمرکز بوده است.
اهلبیت(ع) خونخواهی را زنده نگه داشتند، اما دیگر وظایف را رها نکردند
وی ادامه داد: نمیتوان گفت امام صادق(ع) هیچ فعالیت علمی دیگری نداشتند و فقط به دنبال خونخواهی بودند یا همه فعالیتهای امام رضا(ع) در همین موضوع خلاصه میشد. زنده نگه داشتن شعار «یا لثارات الحسین» درست است، اما معنای آن این نیست که هیچ کار دیگری نباید انجام شود.
الویری با اشاره به شهادت دیگر ائمه(ع) گفت: همه اهلبیت(ع) به شهادت رسیدند، اما آیا پس از امام باقر(ع) و امام صادق(ع)، همه فعالیتها صرفاً در قالب شعارهای ناظر به خونخواهی آنان تعریف شد؟ آیا در زیارت و معارف امام رضا(ع) میتوان اینگونه تلقی کرد که خونخواهی اجداد شهیدشان فراموش شده بود؟ قطعاً چنین نیست؛ آنان دنبال خونخواهی بودند، اما خونخواهی به معنای کنار گذاشتن همه فعالیتهای دیگر نبود.
مدیر گروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم(ع) تصریح کرد: باید میان «زنده بودن یک شعار» و «محور و کانون بودن آن برای همه فعالیتها در یک دوره تاریخی» تمایز قائل شد. شعار خونخواهی باید زنده بماند و بهعنوان یک شعار هویتی هیچگاه دچار سستی نشود، اما نمیتوان همه فعالیتهای علمی، دینی و دیگر عرصهها را رها کرد و گفت تنها هدف ما تحقق این موضوع است.
حرکتهای شتابزده میتواند مانع فراگیری گفتمان خونخواهی شود
الویری با اشاره دوباره به تجربه عاشورا گفت: پس از شهادت امام حسین(ع)، در کوتاهمدت حرکتها و جنبشهایی برای خونخواهی آن حضرت و انتقام از قاتلان شکل گرفت، اما امروز، قرنها بعد، شعار «یا لثارات الحسین» همچنان زنده است.
وی افزود: اگر تدابیر اهلبیت(ع) نبود، امروز شاهد چنین فراگیری روزافزون این شعار در جهان نبودیم. حرکتهای شتابزده و هیجانزده میتواند جلوی چنین عمومیت یافتنی را بگیرد و اگر تدابیر اهلبیت(ع) نبود، حرارت عشق به امام حسین(ع) نیز به این شکل فراگیر نمیشد.
خونخواهی باید در منظومه کامل معارف دینی معنا شود
رئیس انجمن علمی مطالعات تمدنی حوزه علمیه با تأکید بر اینکه منظومه معارف دینی ابعاد مختلفی دارد، گفت: برای فراگیر شدن یک شعار، باید توجه داشت که آن شعار در پیوند با شعارها و موضوعات دیگر معنا پیدا میکند.
مدیر گروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم(ع) تصریح کرد: نمیتوان یک بخش از یک منظومه کلی را گرفت و سایر بخشها را رها کرد؛ چنین چیزی امکانپذیر نیست و حتی باعث میشود همان بخش موردنظر نیز بهدرستی محقق نشود.
الویری افزود: نگاه همهجانبه به آموزههای دینی، توجه عام و فراگیر به این معارف و تلاش برای تحقق همزمان و متوازن آنهاست که موجب میشود اجزای مختلف این منظومه بهدرستی محقق شوند و این خود گام دیگری برای تبدیل حس خونخواهی به یک سرمایه تمدنی است.
رسانه اگر خونخواهی را صرفاً شعاری ببیند، به گسترش آن آسیب میزند
وی یکی دیگر از عوامل مهم در این عرصه را درک درست مسئولان فرهنگی و اصحاب رسانه از موضوع دانست و گفت: هر اندازه متولیان امور فرهنگی و رسانهای درک دقیقتری از موضوع داشته باشند، در تولید پیامهایی که هدف تبدیل خونخواهی به یک سرمایه تمدنی را دنبال میکند، موفقتر خواهند بود.
الویری یکی از چالشهای جدی را ضعف درک برخی دستاندرکاران فرهنگی و رسانهای عنوان کرد و افزود: گاهی چنین به نظر میرسد که برخی افراد، تنها یک جنبه را میبینند و با یک شعار شتابزده تصور میکنند که باید همان شعار خیلی سریع و دقیقاً مطابق خواست آنها محقق شود. این تلقی درست نیست و با سنت و سیره اهلبیت(ع) نیز همسویی ندارد.
روش اهلبیت(ع) برای جهانیسازی عاشورا باید برای چگونگی خونخواهی بازخوانی شود
الویری در پایان خاطرنشان کرد: برای زنده نگه داشتن خونخواهی باید همان روشهایی را که اهلبیت(ع) برای زنده نگه داشتن عاشورا به کار گرفتند و از طریق آن پیام عاشورا را به یک پیام جهانی تبدیل کردند، بازخوانی کرد.
وی افزود: این روشها باید متناسب با اقتضائات دنیای جدید مورد استفاده قرار گیرد تا خونخواهی نیز بتواند از یک مطالبه محدود و مقطعی فراتر رفته و همچنان بهعنوان یک شعار زنده، یک آرمان بلند و یک سرمایه تمدنی استمرار پیدا کند.



