همه چیز از یک پرواز با هواپیمای تکموتوره در سیزدهبدر سال ۱۳۴۵(۶۰ سال قبل) شروع شد؛ جایی که اسدالله علم تصمیم گرفت برای شاه کاخی در کیش بسازد. این تصمیم شخصی، چند سال بعد به پروژهای چندمیلیاردی تبدیل شد که دلالان اروپایی اجناس بنجل خود را با قیمتهای نجومی به دربار میفروختند.
خبرگزاری فارس_گروه تاریخ: اعترافاتی که در خاطرات اسدالله علم وزیر دربار شاه ثبت شده، پرده از حیفومیل گسترده ثروت ملی برای رفاه خصوصی حاکمان برمیدارد.
ابعاد این بذلوبخششهای مالی هنگامی روشن میشود که علم در خاطرات روز ۹ مهر ۱۳۵۴ از خرجهای سرسامآور کاخها پرده برمیدارد.
چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۵۴: «کارهای جاری دیگر را به عرض رساندم؛ من جمله اینکه در کاخ شهوند که از بنیاد عوض کردیم و بهترین مبلمان اروپا را آوردیم، فقط پنج میلیون تومان مخارج شده. فرمودند: پس چطور زیرزمین نیاوران ۲۳ میلیون تومان میشود؟ عرض کردم اینجا منافعی به جیب کسی نمیرود. آنجا را امر فرمودید سهلانگاری کنید، ما هم میکنیم. دیگر چیزی نفرمودند.»
این بیانضباطی و سهلانگاری آگاهانه در مالیه دربار، فضا را برای سوءاستفاده و تحمیل کالاهای بنجل توسط دلالان خارجی فراهم کرده بود. تا جایی که خود شاه نیز در برخی موارد به این کلاهبرداریهای آشکار اذعان میکرد. علم در یادداشت ۳۰ اردیبهشت ۱۳۵۲ مینویسد: «صبح شرفیاب شدم. تمام کارهای جاری را عرض کردم و کاتالوگ مبلهایی که میخواهیم در کاخ شهوند و کاخ ارم شیراز بگذاریم از نظر گذراندم وقتی قیمت آن را عرض کردم تعجب فرمودند. فرمودند: حالا میتوان فهمید که این مرسیه (Mercier)، دکوراتور فرانسوی، چه بنجلها به چه قیمتهایی به ما تحمیل کرده است.»
نماد بارز این ساختارِ هزینهتراش، تبدیل جزیره کیش به بهشت اختصاصی هیئت حاکمه بود؛ پروژهای عظیم که نه بر اساس نیازهای معیشتی کشور، بلکه صرفاً پس از یک تفریح شخصی در روز سیزدهبدر شکل گرفت! علم در خاطرات ۳ تا ۶ مهر ۱۳۵۴ بهروشنی اعتراف میکند که چگونه بدون اطلاع فرح، ابتدا اقدام به ساخت کاخ برای شاه و خودش نمود و سپس آن را به پروژهای میلیاردی تبدیل ساخت:
«کیش هیچ وقت مرا ناراحت نمیکند؛ زیرا که زاییده فکر خود من است. در حقیقت زاییده عشق من است؛ زیرا ۹ سال قبل بود که با دوست خودم برای سیزده بدر از شیراز… با یک هواپیمای یک موتوره به اینجا آمدیم و روز بسیار خوشی گذراندیم. دوست من اینجا را پسندید. خیلی هم پسندید و من هم تصمیم گرفتم برای شاهنشاه در اینجا کاخی بسازم… شروع به ساختن کاخ شاهنشاه و منزل وزیر دربار کردم.
هرچه هم نه علیاحضرت شهبانو خواستند بدانند که من چه میکنم و چه نقشه دارم دست خودم را باز نکردم تا سه سال بعد… عاشق کیش شدند. هم پس از آن اعلیحضرت همایونی امر فرمودند که اینجا باید مرکز توریستی مهمی در دنیا بشود. اکنون برحسب امر شاهنشاه سه هتل بزرگ و لوکس، یک کازینوی بسیار لوکس، یک هزار و پانصد ویلا و اسپورت کلوپ و غیره و غیره در دست ساختمان داریم و پروژه بسیار بزرگی شده است.»
تمرکز علم بر ساختوسازهای کیش بهحدی بود که بیشتر وقت او بهجای رسیدگی به امور کشور، صرف نظارت بر ویلاهای اختصاصی میشد. او در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۴۹ با خرسندی فراوان از ساخت دو عمارت بینظیر گزارش میدهد: «من اجازه گرفتم چون شاهنشاه کارهای نظامی را بازدید میفرمایند من به کیش بروم و پیشرفت کارهای ساختمانی ویلاهای آنجا را ببینم اجازه فرمودند واقعاً که خیلی خوشحال برگشتم. دو عمارت ساختهام که بینظیر است و سالها خواهد ماند و در زیبایی تاکنون در ایران سابقه ندارد از دو سوم اتاقهای این عمارت دریا در منظر است و مبلمان آن هم عالی و بینظیر شده است.»
حتی در سالهای پایانی رژیم، اولویت اول دربار تکمیل امکانات تفریحی و کاخسازی در کیش بود. علم در روزنوشت ۱۷ اسفند ۱۳۵۴مینویسد: «از یکشنبه تا چهارشنبه در کیش بودم به کارهای عمرانی اینجا که یک دریا شده رسیدگی کردم. کاخ ولیعهد دارد تمام میشود. آب شیرین کن به ظرفیت ده هزار متر مکعب در روز و همچنین مرکز برق بسیار بزرگ اینجا به کار میافتد. هتل اول نزدیک به اتمام است و هتل دوم شروع شده. کازینو نزدیک به اتمام است، زمین گلف آماده شده؛ ولی هنوز عقب هستیم.»
در کتاب «جعبه سیاه» محمدحسین راجی آمده است: «بازخوانی این اسناد و نقلقولهای عینی بدون دخلوتصرف، واقعیتِ شعارهای عمرانی پهلوی را نمایان میسازد؛ مدلی از حکمرانی که در آن ثروت عمومی کشور و بودجههای رسمی، فدای کاخسازی، تسویه فاکتورهای بنجل اروپایی و احداث کازینوها و ویلاهای اختصاصی برای درباریان میشد.»



