دربار پهلوی و شرکت ملی نفت در دهه پنجاه، رابطهای عجیب بر پایه پیشکشهای پرخرج و حاتمبخشی از منابع ملی داشتند؛ تا جایی که مدیران ارشد برای روز تولد شاه، هلیکوپتر اهدا میکردند و هزینههای خرید هدیه برای ندیمهها به حساب دربار حواله میشد.
خبرگزاری فارس _ گروه تاریخ: «یک انگشتر آنها به اندازه تمام زندگی اوست!»؛ این عین عبارت محمدرضا پهلوی است که اسدالله علم، وزیر دربار، آن را ثبت کرده است. جملهای که شکاف طبقاتی عمیق میان کاخنشینان و مردم و شوخی تلخی به نام «زندگی درویشی» در دربار پهلوی را برملا میسازد.
گویاترین بخش این اسناد، اذعان صریح شاه به ثروت نجومی و بیحسابوکتاب خواهرهای دربار در مقایسه با سایر خویشاوندان و عامه مردم است. در سند مربوط به ۱۴ اردیبهشت ۱۳۵۱، اسدالله علم ماجرای دستور شاه برای خرید زمین و ساخت خانه برای خواهر بزرگترش (همدمالسلطنه) را اینگونه روایت میکند:
«فرمودند یک زمینی برای خواهر بزرگم همدمالسلطنه بخر و یک منزلِ یکطبقه بساز که بیچاره علیل شده و نمیتواند در منزل دوطبقه زندگی کند. عرض کردم چشم؛ آیا برای زمین، در شمیران جایی را دارند؟ فرمودند نه، بیچاره نسبت به خواهرهای دیگرم هیچ ندارد؛ دو منزل (یکی در شهر و یکی جای دیگر) دارد، اما یک انگشتر آنها [خواهران دربار] به اندازه تمام زندگی اوست!»
این شکاف عمیق طبقاتی و منطق حاکم بر پهلوی، جایی بیشتر خود را نشان میدهد که هزینههای شخصی و حاتمبخشیها برای اطرافیان مستقیم از خزانه عمومی پرداخته میشد و شاه آن را تحت عنوان «زندگی درویشی» توجیه میکرد:
«یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۵۵: عرض کردم سرکار فریده خانم (مادر فرح) هدیهای برای ندیمه خودشان (خانم سپهبد هاشمینژاد) خریده و پول آن را که مبلغ قابل توجهی بود، به دربار حواله دادهاند. شاه با لبخند فرمودند: خوب، ناچاریم بدهیم؛ زندگی درویشی لازمهاش این است! چه باید کرد؟»
همین تفکر حاکم باعث میشد شرکت ملی نفت و ثروت ملی، ابزاری برای پیشکشهای تعجببرانگیز مدیران به شاه باشد و بودجه نفت صرف هدیههای نجومی شود: «سهشنبه ۳ دی ۱۳۵۳: دکتر اقبال، رئیس شرکت ملی نفت، یک هلیکوپتر خواسته بود به مناسبت تولد شاهنشاه تقدیم کند. شاهنشاه در ابتدا رد کرده و فرموده بودند نگاهداری آن مشکل است؛ اما باز هم دکتر اقبال اصرار کرد. به همین جهت من هم اصرار کردم که موضوع نگهداری را کمپانی سازنده تعهد میکند و مسئلهای نیست که به این جهت آن را رد بفرمایید.»
علاوه بر این، تشریفات پرخرج و پروازهای اختصاصی برای برگزاری جشنهای شخصی سالگرد ازدواج در جزیره کیش، حتی در شرایط بد جوی در اولویت دربار قرار داشت: «پنجشنبه ۲۸ آذر ۱۳۵۳: در رکاب همایونی عازم کیش شدیم که سالگرد عروسی را به سلامتی در آنجا بگذرانند. حالا در هواپیما هستیم، هوا بد است و معلوم نیست برسیم یا ناچار شویم به تهران برگردیم.» و «شنبه ۳۰ آذر ۱۳۵۳: روز پنجشنبه ۱۳۵۳/۹/۲۸ ساعت ۳:۳۰ بعدازظهر، پس از حرکت رئیسجمهور ایتالیا به کیش آمدیم. جشن برگزاری شانزدهمین سالگرد ازدواج همایونی را برگزار کردیم که بسیار خوب بود.»
در کتاب «جعبه سیاه» محمدحسین راجی آمده است: «این اسناد بدون نیاز به هیچ تحلیل اضافهای نشان میدهند که چگونه درآمد نفت و منابع کشور، صرف ریختوپاشهای دربار و هدیههای نجومی میشد؛ نخبگانی که ثروت ملت را حاتمبخشی میکردند و آن را زندگی درویشی مینامیدند.»



