مجتمع آموزش عالی تاریخ سیره و تمدن اسلامی

 

«در برابر هر یک دلاری که برای خرید نفت ایران دادیم، دو دلار با فروش سلاح به جیب آمریکا برگشت»؛ این اعتراف صریح مایکل لدین، تحلیلگر آمریکایی، تنها بخشی از فرمول اقتصادی رژیم پهلوی است که رئیس هیئت مستشاران نظامی آمریکا، آن را «بوفه بازرگانان غربی» می‌نامید.

خبرگزاری فارس_گروه تاریخ: «پنتاگون در بالا کشیدن مابقی ناچیز درآمد نفتی ما وقت را تلف نمی‌کند!» این پاسخ تلخ و صریح اسدالله علم به خشم محمدرضا پهلوی از سه برابر شدن ناگهانی قیمت هواپیماهای نظامی آمریکا در شهریور ۱۳۵۵ است.

مستشاران غربی ایران را «بوفه بازرگانان» می‌نامیدند. ژنرال ویلیامسون، رئیس هیئت مستشاران نظامی آمریکا، در توصیف تجربه دوساله حضورش در ایران اعتراف می‌کند که طی ۴ میلیارد دلار معامله، ایران برای غربی‌ها مانند یک «بوفه بازرگانان» با سودهای فوق‌العاده بوده است.

منطقی که مایکل لدین، تحلیگر برجسته آمریکایی، این چنین توصیف می‌کند: در برابر هر یک دلاری که آمریکا برای خرید نفت ایران می‌پرداخت، دو دلار از طریق فروش تجهیزات نظامی و کالاهای مصرفی به جیب واشنگتن بازمی‌گشت.

این تاراج ارزی، تنها یک روی سکه بود؛ روی دیگر آن، تحقیر نظامی و ساختاری مملکت بود. کشوری که در سال ۱۳۵۵ نزدیک به ۹۳ درصد صادراتش منحصر به نفت خام بود، عملاً به انبار مهماتی تبدیل شد که طبق اسناد رسمی، مستشاران آمریکایی که تعدادشان در حال رسیدن به ۶۰ هزار نفر بود، حتی بدون اطلاع و اجازه تهران، از تجهیزات و تسلیحات آن برای مقاصد خود در نقاط دیگر استفاده می‌کردند.

با این حال، وابستگی پهلوی صرفاً اقتصادی یا نظامی باقی نماند؛ زیست سیاسی و ساختار حکمرانی نیز وابسته بود. حسین فردوست، برجسته‌ترین چهره اطلاعاتی رژیم، فاش می‌کند که رضاشاه با هدایت مستقیم نایب‌السلطنه هندوستان (قائم مقام دولت انگلیس) و ژنرال آیرونساید انگلیسی بر سر کار آمد.

محمدرضا پهلوی نیز در کتاب «انقلاب سفید» تلخ‌ترین اعتراف تاریخ سیاسی ایران را به زبان می‌آورد؛ اینکه تا بیست سال، صبح‌ها سفیر انگلیس با لیست نمایندگان پیشنهادی برای مجلس می‌آمد و عصرها کاردار شوروی با لیستی دیگر!

این حاکمیت حتی در تعیین نخست‌وزیر خود نیز بی‌اختیار بود؛ چنانکه اردشیر زاهدی اذعان می‌کند شاه با وجود چند بار تلاش، هرگز نتوانست امیرعباس هویدا را کنار بگذارد، چرا که او گزینه توافق‌شده و تحمیلی آمریکا، انگلیس و اسرائیل بود.

عجیب‌تر آنکه فردوست روایت می‌کند پس از اعتراض ترات، رئیس اطلاعات انگلیس، به گوش دادن محمدرضا به رادیوهای آلمانی در جنگ جهانی دوم، شاه جا خورد و دستور داد تمام نقشه‌ها را پاره کنند و قول داد دیگر هیچ رادیویی را بدون اجازه انگلیس گوش نکند!

اما انقلاب اسلامی با شعار بنیادین «نه شرقی، نه غربی» و بر پایه قانون اساسی خود – به‌ویژه اصل نهم که استقلال و تمامیت ارضی را تفکیک‌ناپذیر می‌داند- درست در نقطه مقابل این سیر وابستگی ایستاد. حضرت امام خمینی (ره) استقلال را شرط اول هویت‌یافتگی کشور دانستند؛ آرمانی که باعث شد وابستگی صادراتی ایران به نفت خام از ۹۳ درصد در پهلوی، به حدود ۴۹ درصد کاهش یابد و کشور در برابر تکانه‌های ارزی و بودجه‌ای، مقاوم‌تر از مجاورانی چون عربستان شود.

امروز، کارنامه مقاومت هشت‌ساله، برچیدن فتنه داعش، ایستادگی در برابر سلطه‌جویی‌های منطقه‌ای، و ایستادن در مقابل آمریکا و اسرائیل و … معادله قدرت را تغییر داده است. کشوری که روزی پیاده‌نظام و انبار تسلیحاتی بدون اختیار مستشاران خارجی بود، طبق گزارش‌های مؤسسات بین‌المللی نظیر «آمریکن اینترست» به عنوان یکی از قدرت‌های اصلی و تأثیرگذار جهان و محور اقتدار منطقه‌ای شناخته می‌شود.

منابع:
۱. کتاب «صعود چهل ساله» از محمدحسین راجی
۲. کتاب «یادداشت‌های اسدالله علم»
۳. کتاب «انقلاب سفید» از محمدرضا پهلوی
۴. کتاب «کارتر و سقوط شاه» از مایکل لدین و ویلیام لوئیس
۵. کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی (جلد ۱) از حسین فردوست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *