به گزارش خبرنگار مهر، آیین رونمایی از کتاب تازه نشر نشان با عنوان «اگر» با حضور نویسنده اثر اسماعیل بنده خدا و محمدحسین رجبی دوانی کارشناس مسائل مذهبی و تاریخی برگزار شد.
اسماعیل بندهخدا، نویسنده کتاب «اگر»، در مراسم رونمایی این اثر با اشاره به ایده اصلی کتاب خود گفت: تاریخ جایگزین یکی از گونههای شناختهشده ادبیات در جهان است که نویسنده در آن یک نقطه عطف تاریخی را تغییر میدهد و بر اساس آن، سرنوشت دیگری را برای تاریخ روایت میکند. در این شیوه، داستان بر پایه واقعیات تاریخی بنا میشود اما ادامه مسیر، حاصل تخیل نویسنده است و در عین حال نمیتوان کاملاً از واقعیت فاصله گرفت.
وی با اشاره به نمونههایی از این ژانر در ایران افزود: کتاب «ارتداد» نوشته وحید یامینپور، شکست انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن را فرض میگیرد و روایت میکند اگر انقلاب پیروز نمیشد چه رخ میداد. همچنین در کتاب «دیوار ۱۳۵۸» نیز فرض بر این است که شهید بهشتی و شهید رجایی ترور نمیشوند و بر همین اساس، مسیر دیگری برای تاریخ روایت میشود. اگرچه این آثار مبتنی بر تخیل هستند، اما نمیتوانند از بستر واقعی تاریخ جدا شوند.
نویسنده کتاب «اگر» درباره انگیزه نگارش این اثر اظهار کرد: علاقه اصلی من به مفهوم «زمان» و «انتخاب» بوده است؛ اینکه چگونه یک انتخاب کوچک میتواند مسیر تاریخ را دگرگون کند. وقتی مفهوم زمان با مفهوم انتخاب پیوند میخورد، افقهای تازهای پیش روی انسان باز میشود و این پرسش شکل میگیرد که اگر در یک مقطع تاریخی تصمیم دیگری گرفته میشد، امروز تاریخ چه مسیری را طی میکرد.
وی با اشاره به نمونههایی از این نقاط عطف در تاریخ اسلام گفت: از ماجرای جلوگیری از نگارش وصیت پیامبر اکرم(ص)، صلح امام حسن(ع)، وقایع کوفه و بسیاری رخدادهای دیگر میتوان به عنوان نقاط حساس تاریخ یاد کرد، اما سه نقطه عطف بیش از همه سرنوشت تاریخ اسلام را تغییر دادهاند.
بندهخدا نخستین نقطه عطف را ماجرای سقیفه دانست و گفت: همه اتفاقات سقیفه در فاصله زمانی بسیار کوتاهی پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) رخ داد؛ در چند ساعت تصمیمی گرفته شد که مسیر تاریخ اسلام را برای همیشه تغییر داد.
وی دومین نقطه عطف را جنگ صفین عنوان کرد و افزود: در آستانه پیروزی سپاه امیرالمؤمنین(ع)، مالک اشتر تنها به اندازه طول یک شمشیر با معاویه فاصله داشت، اما ماجرای قرآن بر نیزه کردن و حکمیت، همه معادلات را بر هم زد. اگر آن چند دقیقه به شکل دیگری رقم میخورد، شاید معاویه کشته میشد، شام به دست امیرالمؤمنین(ع) میافتاد و اساساً نه صلح امام حسن(ع) رخ میداد و نه واقعه عاشورا به شکل کنونی شکل میگرفت.
این نویسنده سومین و مهمترین نقطه عطف را قیام حضرت مسلم بن عقیل(ع) دانست؛ همان رخدادی که محور اصلی رمان اوست. وی گفت: اگر این قیام به نتیجه میرسید، مسیر تاریخ اسلام میتوانست کاملاً تغییر کند. به گفته او، صبح روز قیام حدود ۱۸ هزار نفر با مسلم بن عقیل بیعت کرده و مقابل دارالاماره حضور داشتند؛ در حالی که دارالاماره تنها حدود ۱۰۰ نفر نیرو در اختیار داشت و عملاً توان مقابله با این جمعیت را نداشت.
بندهخدا ادامه داد: با این حال، تنها در فاصله یک روز همه چیز تغییر کرد؛ به گونهای که شب هنگام، حضرت مسلم حتی جایی برای ماندن نداشت و ناچار شد به خانه زنی پناه ببرد. اگر کسی این روایت را بدون استناد تاریخی در قالب داستان مینوشت، شاید به اغراق متهم میشد، اما این همان واقعیتی است که در منابع تاریخی ثبت شده است.
وی افزود: هرچه بیشتر درباره این واقعه مطالعه کردم، بیشتر به نقش انتخابهای کوچک اما سرنوشتساز پی بردم؛ انتخابهایی که باعث شد قیام حضرت مسلم در کمتر از یک روز فروبپاشد و زمینه برای شکلگیری واقعه عاشورا فراهم شود.
بندهخدا همچنین گفت یکی از مهمترین انگیزههای او برای نگارش این کتاب، سخنرانی رهبر شهید در اوایل دهه ۷۰ بود؛ جایی که ایشان تأکید میکنند «برخی خواص طرفدار حق، در نهایت بدی عمل کردند.» به گفته وی، همین جمله او را به مطالعه عمیقتر درباره وقایع کوفه و نقش خواص در شکست قیام مسلم سوق داد و هرچه بیشتر پژوهش کرد، بیشتر به این نتیجه رسید که مجموعهای از تصمیمها و کوتاهیها، زمینه شکست این قیام را فراهم کرده است.
اگر مردم میدان را خالی نمیکردند، شاید سرنوشت کربلا تغییر میکرد
اسماعیل بندهخدا در ادامه سخنان خود با اشاره به منابع پژوهشی کتاب گفت: پس از شنیدن سخنان رهبر شهید، مطالعات خود را گسترش دادم و در این مسیر با کتاب ناکامیها و کامیابیها؛ بررسی امنیتی قیام مسلم بن عقیل اثر محمدحسین رجبی دوانی آشنا شدم. این کتاب یکی از مهمترین منابع پژوهشی من بوده و در کنار دیگر منابع تاریخی، برای بازسازی فضای کوفه و تحلیل چرایی شکست قیام مسلم از آن بهره گرفتهام.
وی توضیح داد: تلاش کردهام در رمان خود نشان دهم چه خطاها، غفلتها و تصمیمهای اشتباهی موجب شد قیام حضرت مسلم در همان آغاز راه متوقف شود. بخش عمده کتاب، نزدیک به ۱۰۰ تا ۱۲۰ صفحه، تنها روایت یک روز، از صبح تا شب، است؛ روزی که باید مشخص شود اگر حضرت مسلم، هانی بن عروه، مسلم بن عوسجه و دیگر یاران تصمیمهای دیگری میگرفتند، آیا سرنوشت کوفه و در ادامه عاشورا تغییر میکرد یا نه.
بندهخدا گفت: اگر حضرت مسلم در کوفه پیروز میشد، مأموریت اصلی او که آمادهسازی شهر برای ورود امام حسین(ع) بود، محقق میشد و پس از آن باید دید چه آیندهای در انتظار تاریخ اسلام قرار میگرفت.
این نویسنده درباره روند نگارش اثر نیز توضیح داد: پژوهشهای اولیه کتاب بیش از دو تا سه سال زمان برد و نگارش آن از اوایل سال گذشته آغاز شد. زمانی که کتاب را مینوشتم، هنوز جنگ ۱۲ روزه رخ نداده بود، اما یکی از محورهای اصلی رمان، تأکید بر «خالی نکردن میدان» بود؛ اینکه مردم نباید صحنه را ترک کنند، زیرا با خالی شدن میدان، دشمن ابتکار عمل را به دست میگیرد.
وی با اشاره به همزمانی انتشار کتاب با تحولات اخیر کشور به خصوص جنگ رمضان گفت: بعد از جنگ، برخی تصور کردند این اثر تحت تأثیر آن حوادث نوشته شده است، در حالی که چارچوب اصلی کتاب و نسخه اولیه آن ماهها پیش از وقوع جنگ آماده شده بود. با این حال، اتفاقات اخیر باعث شد برای خود من نیز شباهتهای میان روایت تاریخی کتاب و وقایع معاصر آشکارتر شود.
بندهخدا با اشاره به فضای کوفه در روز قیام حضرت مسلم اظهار کرد: در رمان تأکید کردهام که حضرت مسلم پیوسته به یاران خود میگوید میدان نباید خالی شود؛ حتی خوردن و آشامیدن نیز باید در همان میدان انجام شود و هیچکس نباید به بهانهای از صحنه خارج شود، زیرا اگر میدان خالی شود، افرادی مانند شمر، کثیر بن شهاب و دیگر عوامل عبیدالله بن زیاد کنترل شهر را به دست میگیرند.
وی ادامه داد: همین اتفاق نیز در تاریخ رخ داد. هر گروه به دلیلی میدان را ترک کرد؛ عدهای به خانههایشان بازگشتند، برخی دنبال خانواده یا کار و زندگی خود رفتند و وقتی میدان خالی شد، عبیدالله بن زیاد با زیرکی توانست کنترل کوفه را در دست بگیرد. پس از آن، هانی بن عروه، حضرت مسلم و بسیاری از بزرگان کوفه به شهادت رسیدند و زمینه برای وقوع فاجعه کربلا فراهم شد.
نویسنده کتاب افزود: برای من جالب بود که این مضمون، یعنی ضرورت حفظ میدان، پس از حوادث اخیر نیز مصداق پیدا کرد. اگر پس از شهادت رهبر شهید، مردم در صحنه حضور نداشتند و خیابانها خالی میشد، ممکن بود شرایط کشور به شکل دیگری رقم بخورد. حضور مردم در کنار نیروهای نظامی باعث شد امنیت شهرها حفظ شود و نیروهای مسلح بتوانند مأموریت خود را انجام دهند. اگر خیابانها از دست میرفت، دیگر حفظ مرزها نیز امکانپذیر نبود.
بندهخدا در پایان تأکید کرد: همانگونه که حضرت مسلم در رمان بر حفظ میدان اصرار دارد، باور من نیز این است که اگر مردم میدان را ترک نکنند، بسیاری از بحرانها قابل مدیریت خواهد بود. این همان پیامی است که تلاش کردم در قالب یک رمان تاریخی جایگزین، با تکیه بر پژوهشهای تاریخی و تخیل ادبی، به مخاطب منتقل کنم.
تاریخ جایگزین، روایتی برای عبرت گرفتن از گذشته است
محمدحسین رجبی دوانی، کارشناس مسائل مذهبی و تاریخی، در آیین رونمایی کتاب اگر با اشاره به مفهوم «تاریخ جایگزین» گفت: اگرچه در ادبیات کلاسیک تاریخ و در آثار اندیشمندان برجسته این حوزه، اصطلاح «تاریخ جایگزین» به این شکل مطرح نشده است، اما مفهوم آن در اندیشه بسیاری از صاحبنظران، بهویژه در بیانات رهبر شهید و حکیم انقلاب، بهوضوح دیده میشود.
وی اظهار کرد: مقصود از این نگاه، استخراج آموزهها از تاریخ است؛ اینکه انسان با بررسی رخدادهای گذشته، چه وقایع مثبت و چه حوادث تلخ و منفی، بتواند راه درست را بشناسد و از تکرار خطاهای تاریخی جلوگیری کند.
رجبی دوانی با اشاره به تفاوت دو مفهوم «درس» و «عبرت» که به گفته او در بیانات رهبر شهید مورد تأکید قرار گرفته است، افزود: متأسفانه این دو واژه معمولاً مترادف به کار میروند، در حالی که تفاوت دارند. هر دو آموزندهاند، اما «درس» از رخدادهایی گرفته میشود که نتیجهای مثبت داشتهاند؛ برای نمونه، عملکرد شخصیتهایی چون سلمان، ابوذر، عمار و مقداد پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، برای جامعه اسلامی درسآموز است.
این پژوهشگر تاریخ اسلام ادامه داد: در مقابل، «عبرت» از رخدادهای منفی و شکستها به دست میآید؛ یعنی انسان درمییابد که اگر آن رفتارها تکرار شود، همان سرنوشت تلخ نیز رقم خواهد خورد.
وی در این زمینه به عملکرد سلیمان بن صُرد خزاعی و نیز قبیله مَذحِج در ماجرای قیام مسلم بن عقیل اشاره کرد و گفت: همانگونه که نویسنده کتاب نیز بر آن تأکید کرده است، آنان دارالاماره کوفه را محاصره کرده بودند و توانایی از میان برداشتن عبیدالله بن زیاد را داشتند، اما بر اثر فریب و جنگ روانی، صحنه را ترک کردند و نتیجه آن، شهادت هانی بن عروه، مسلم بن عقیل و در نهایت فراهم شدن زمینه جلوگیری از قیام امام حسین(ع) بود. اینها عبرتهای تاریخ هستند.
وی با اشاره به سخنان رهبر شهید درباره نقش خواص در جامعه گفت: معظمله بارها بر این موضوع تأکید کردهاند که اگر خواص جبهه حق در زمان مناسب وارد میدان میشدند یا صحنه را ترک نمیکردند، واقعه کربلا به آن شکل رقم نمیخورد.
رجبی دوانی یادآور شد که رهبر شهید در یکی از سخنرانیهای خود در دهه ۷۰، با همین مضمون فرمودند: «اگر خواص جبهه حق بهموقع وارد عمل شده بودند و یا صحنه را خالی نمیکردند، حسینبنعلی(ع) به مسلخ نمیرفت.»
این استاد تاریخ در ادامه خاطرنشان کرد: هرچند عنوان «تاریخ جایگزین» اصطلاحی جدید به شمار میرود و در آثار قدما و حتی بسیاری از پژوهشگران معاصر به این نام شناخته نشده است، اما مفهوم آن سابقهای طولانی دارد و حتی در قرآن کریم نیز نمونههای فراوانی از آن دیده میشود. قرآن با بیان سرگذشت اقوام گذشته، به انسان نشان میدهد که اگر آنان مسیر دیگری را انتخاب میکردند، گرفتار عذاب نمیشدند و اگر به فرمان الهی عمل میکردند، به سعادت میرسیدند.
رجبی دوانی تأکید کرد: از این منظر، پرداختن به «تاریخ جایگزین» میتواند ابزاری مؤثر برای هدایت و آگاهیبخشی جامعه باشد و زمانی که این مفهوم در قالب رمان و ادبیات داستانی عرضه شود، تأثیرگذاری آن بر مخاطب بیش از پیش خواهد بود.
وی افزود: آقای اسماعیل بندهخدا یکی از مهمترین مقاطع تاریخ اسلام را دستمایه چنین روایتی قرار داده و همین موضوع میتواند اثر را برای مخاطب جذابتر و آموزندهتر کند.
برای یک واژه هم از مشاور تاریخی اجازه گرفتم
اسماعیل بندهخدا، نویسنده رمان «اگر»، با اشاره به اهمیت دقت تاریخی در نگارش این اثر گفت: از همان ابتدای نگارش کتاب، آقای رجبی دوانی با دقتی مثالزدنی متن را بررسی میکردند. حتی این حساسیت تا جایی بود که درباره یک واژه هم تذکر میدادند.
وی توضیح داد: در دو سطر نخست کتاب نوشته بودم: «مسلم سر از سجده برداشت و روی سجادهای نشست که سالها پیش عمویش امیرالمؤمنین علی(ع) نیز بر آن در مسجد کوفه نشسته بود.» استاد همانجا گفتند: «همینجا بایست؛ آن زمان اصلاً سجادهای وجود نداشت.»
بندهخدا ادامه داد: ایشان توضیح دادند که در آن دوره حتی کف مسجد کوفه نیز فرش یا زیرانداز نداشت و مسجد خاکی بود. بعدها، در دوره زیاد بن ابیه، بخشی از مسجد را با سنگریزه پوشاندند تا مردم هنگام نشستن کمتر با گرد و خاک مواجه شوند.
وی افزود: این دقت فقط محدود به تطبیق شخصیتها و حوادث تاریخی نبود؛ حتی درباره چنین جزئیاتی نیز حساسیت وجود داشت. البته پس از توضیح دادم که استفاده از واژه «سجاده» در این بخش بیشتر کارکرد داستانی دارد و از ایشان اجازه گرفتم که آن را حفظ کنم.
نویسنده رمان «اگر» گفت: همانطور که در برخی آثار نمایشی مانند مختارنامه نیز شخصیتها روی زیلو یا فرش نشان داده میشوند، همیشه نمیتوان همه جزئیات را مو به مو مطابق تاریخ بازسازی کرد. با این حال، تا زمانی که این تغییر به اصل روایت تاریخی لطمهای وارد نکند، میتوان برای پیشبرد روایت داستانی از آن استفاده کرد. همین حساسیت و ریزبینی مشاور تاریخی برای من بسیار ارزشمند و راهگشا بود.
«اگر» های تاریخ، نقشه راه امروز است
محمدحسین رجبیدوانی، کارشناس مسائل مذهبی و تاریخی، در آیین رونمایی از کتاب اگر با اشاره به نگاه تاریخی رهبر شهید، گفت: رهبر شهید رضواناللهعلیه از برجستهترین نظریهپردازان تاریخ بود و بارها با طرح «اگر» های تاریخی، به جامعه هشدار میداد که چگونه لغزش خواص میتواند سرنوشت یک امت را تغییر دهد.
وی با اشاره به قیام مسلم بن عقیل اظهار کرد: رهبر شهید در جایی میفرمایند برخی از بزرگان در جریان قیام مسلم بن عقیل دچار لغزش شدند. این تعبیر بسیار مهمی است. صبح چهار هزار نفر با مسلم قیام کردند، اما هنگام غروب تنها حدود ۵۰۰ نفر باقی ماندند و پس از نماز مغرب، وقتی مسلم از مسجد خارج شد، دیگر حتی یک نفر همراه او نبود و سرگردان در کوچههای کوفه ماند.
رجبیدوانی ادامه داد: روایت پناه بردن مسلم به خانه «طوعه» نیز از همینجا نقل شده است. من این گزارش را دنبال کردم و به عباس بن جعده جدلی، یکی از چهار فرمانده منصوب از سوی مسلم بن عقیل، رسیدم. مسلم برای چهار هزار نفر چهار فرمانده تعیین کرده بود؛ از جمله مسلم بن عوسجه، ابوثمامه صائدی و عباس بن جعده. اما همه این فرماندهان صحنه را ترک کردند و حتی مسلم بن عوسجه نیز کنار رفت.
وی افزود: البته قصد زیر سؤال بردن شخصیتهایی مانند حبیب بن مظاهر یا مسلم بن عوسجه را ندارم. آنان از بزرگترین شهدای کربلا هستند و بعدها با شهادت در رکاب امام حسین(ع) این لغزش را جبران کردند؛ اما واقعیت این است که اگر همان زمان قیام مسلم رها نمیشد، مسلم بن عقیل گرفتار نمیشد، ابن زیاد شکست میخورد و امام حسین(ع) با اقتدار وارد کوفه میشد.
این پژوهشگر تاریخ اسلام با اشاره به حدیثی از امام باقر(ع) که رهبر شهید نیز در کتاب انسان ۲۵۰ ساله به آن استناد کردهاند، گفت: بر اساس این روایت، خداوند اراده کرده بود که در سال ۷۰ هجری حکومت اهلبیت(ع) برقرار شود؛ اما شهادت امام حسین(ع) موجب شد این وعده الهی به تأخیر بیفتد. اگر مردم کوفه به عهد خود وفادار میماندند و امام حسین(ع) به شهادت نمیرسید، این حکومت شکل میگرفت.
وی توضیح داد: امام حسین(ع) اگر در سال ۶۱ هجری وارد کوفه میشد، مهمترین استان جهان اسلام را در اختیار میگرفت؛ استانی که عراق امروز، بخش وسیعی از ایران و قفقاز را در بر میگرفت. سپس بصره، حجاز، یمن، مصر و دیگر سرزمینها یکی پس از دیگری در اختیار حکومت اهلبیت قرار میگرفت و تا سال ۷۰ هجری، ریشه حکومت بنیامیه برچیده میشد.
رجبیدوانی تأکید کرد: همین نگاه نشان میدهد که «تاریخ جایگزین» یا بررسی «اگر» های تاریخ، صرفاً یک بازی ذهنی نیست؛ بلکه میتواند برای جنبههای منفی، عبرتآموز و برای جنبههای مثبت، درسآموز باشد و ما باید تاریخ را با همین نگاه مطالعه کنیم.
وی در ادامه با اشاره به برخی فضاسازیهای سیاسی امروز گفت: متأسفانه امروز افرادی که سابقه روشنی در همراهی با آرمانهای رهبر شهید ندارند، حتی اصل انتقام خون ایشان را زیر سؤال میبرند. وقتی نسبت به این جریانها هشدار دادم، از سوی همان طیف مورد هجمه قرار گرفتم و حتی برخی که خود را اصولگرا میدانند نیز به جای توجه به پیام تاریخ، از این موضع انتقاد کردند.
این کارشناس تاریخ افزود: اگر قرار باشد تاریخ فقط برای افزایش اطلاعات خوانده شود، پس باید بیش از دو هزار آیه تاریخی قرآن را هم کنار بگذاریم. مگر پیامبر(ص) برای سرگرمی، داستان حضرت ابراهیم(ع)، بنیاسرائیل و اقوام گذشته را برای مردم نقل میکرد؟ هدف قرآن، گرفتن درس و عبرت از تاریخ است.
رجبیدوانی درباره کتاب اگر نیز گفت: این اثر از نخستین رمانهایی است که با تکیه بر مفهوم «تاریخ جایگزین» در حوزه تاریخ اسلام نوشته شده است. نویسنده علاوه بر تسلط بر تاریخ این دوره، از توانایی داستاننویسی، قلم روان و ذوق ادبی خوبی برخوردار است و همین ویژگیها کتاب را جذاب کرده است.
وی در بخش دیگری از سخنانش به ماجرای صفین اشاره کرد و گفت: اگر هنگام ماجرای حکمیت، چند تن از شخصیتهایی مانند حجر بن عدی، معقل بن قیس یا جاریت بن قدامه در کنار مالک اشتر میایستادند و از امیرالمؤمنین(ع) حمایت میکردند، اشعث بن قیس نمیتوانست فضای سپاه را تغییر دهد و معاویه شکست میخورد. این همان «اگر» تاریخی است که میتواند دستمایه یک رمان باشد.
رجبیدوانی خاطرنشان کرد: چنین روایتهایی صرفاً بازسازی گذشته نیست، بلکه میتواند برای امروز جامعه نیز روشنگر باشد؛ بهویژه در شرایطی که عدهای با شعار خیرخواهی، مذاکره و جلوگیری از بحران، در پی تضعیف تصمیمات ولی جامعه هستند. بازخوانی این تجربههای تاریخی میتواند مانع تکرار همان خطاها و فریب خوردن جامعه از تبلیغات شود.
کوفه بهترین جامعه اسلامی بود؛ اما همانجا فاجعه کربلا رقم خورد
محمدحسین رجبیدوانی، پژوهشگر تاریخ اسلام، با اشاره به جایگاه تاریخی کوفه، گفت: کتابی با عنوان کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی نوشتهام و در آن نشان دادهام که نباید کوفه را با یک شهر کوچک امروزی مقایسه کرد. کوفه در قرون نخستین اسلام، سرآمد همه بلاد اسلامی بود؛ شهری که از مکه، مدینه، بصره و حتی شام جایگاه علمی، سیاسی و اجتماعی بالاتری داشت.
وی افزود: کوفیان، شامیها را مردمانی کمعمق و عقبمانده میدانستند؛ مردمی که اسلام را از دریچه بنیامیه شناخته بودند، تا جایی که معاویه برای آنان روز چهارشنبه نماز جمعه خواند و کسی اعتراضی نکرد. اما کوفه محل حضور زبدهترین قبایل یمنی و حجازی، برجستهترین اصحاب پیامبر(ص) و مهمترین شخصیتهای علمی جهان اسلام بود. این شهر اگرچه در خاک ایرانِ آن روزگار برای استقرار نیروهای نظامی تأسیس شد، اما خیلی زود به مرکز بزرگ فقه، تفسیر، تاریخنگاری و اندیشه اسلامی تبدیل شد.
رجبیدوانی با اشاره به دعوت کوفیان از امام حسین(ع) اظهار کرد: امام حسین(ع) بیش از چهار ماه در مکه حضور داشت و هر روز مردم را نسبت به خطر حکومت یزید آگاه میکرد. زائران این سخنان را به شهرهای مختلف رساندند، اما تنها شهری که به صورت گسترده واکنش نشان داد، کوفه بود. بیش از ۱۲ هزار نامه برای امام ارسال شد؛ در حالی که از بصره، مصر و دیگر مناطق حتی یک نامه نیز نرسید. این نشان میدهد کوفیان بیش از دیگران شرایط را درک کرده بودند.
وی ادامه داد: امام حسین(ع) خود برای بزرگان بصره نامه نوشت، اما یکی از آنان نامه را به عبیدالله بن زیاد تحویل داد و حتی فرستاده امام نیز به شهادت رسید. این هم یکی از همان «اگر» های تاریخ است؛ اگر آن نامه به دست ابن زیاد نمیرسید و عبیدالله از حرکت مسلم بن عقیل باخبر نمیشد، یا اگر امام حسین(ع) چند روز زودتر از عبیدالله وارد کوفه میشد، مسیر تاریخ به گونهای دیگر رقم میخورد.
«تاریخ جایگزین»، کلیدواژهای که رهبر شهید بر آن تأکید داشت
این پژوهشگر تاریخ اسلام با اشاره به وقایع کربلا گفت: هنگامی که عمر بن سعد با چهار هزار نفر وارد کربلا شد، هر بار از بزرگان کوفه خواست نزد امام حسین(ع) بروند و با ایشان گفتوگو کنند، همه امتناع کردند؛ زیرا خودشان پیشتر برای امام نامه نوشته و او را دعوت کرده بودند. آنان شرم داشتند اکنون در برابر کسی قرار بگیرند که خود دعوتش کرده بودند.
وی افزود: این از شگفتیهای تاریخ است که بزرگترین فاجعه جهان اسلام به دست همان مردمی رقم خورد که آگاهترین و برجستهترین جامعه اسلامی محسوب میشدند. البته نباید روی دیگر ماجرا را نادیده گرفت؛ از شهدای کربلا، اکثریت قریب به اتفاق یاران امام حسین(ع) نیز اهل کوفه بودند؛ شخصیتهایی چون حبیب بن مظاهر، عابس، نافع بن هلال و دیگر یاران برجسته امام.
رجبیدوانی با اشاره به شکست قیام مسلم بن عقیل اظهار کرد: چهار هزار نفر دارالاماره را محاصره کرده بودند، در حالی که تنها حدود ۵۰ نفر در کنار عبیدالله بن زیاد حضور داشتند؛ ۲۰ نفر از اشراف و ۳۰ نفر نگهبان. این جمعیت بهراحتی میتوانستند حکومت را سرنگون کنند، اما عبیدالله با عملیات روانی، تهدید و تطمیع، جمعیت را از چهار هزار نفر به ۵۰۰ نفر، سپس ۳۰ نفر، ۱۰ نفر و در نهایت به صفر رساند.
وی در پایان با رد برخی روایتهای مشهور درباره بازداشت گسترده شیعیان گفت: برخلاف برخی نقلها، هیچ سند معتبری وجود ندارد که سلیمان بن صرد خزاعی و دیگر چهرههای شیعه پیش از واقعه کربلا زندانی شده باشند. تنها فردی که پیش از قیام مسلم به دستور عبیدالله بن زیاد زندانی و سپس به شهادت رسید، میثم تمار بود. عبیدالله بیشتر با ایجاد رعب و وحشت، شیعیان را از حرکت بازداشت و از حضور آنان در کنار امام حسین(ع) جلوگیری کرد، نه با زندانی کردن گسترده آنان.



