مجتمع آموزش عالی تاریخ سیره و تمدن اسلامی

 

حوزه/ پس از شهادت امام حسین علیه السلام دو جبهه در برابر یکدیگر قرار گرفتند؛ جبهه‌ای که می‌خواست عاشورا را تحریف کند و جبهه‌ای که می‌خواست آن را زنده نگه دارد. فرماندهان جبهه دوم، بانوان خاندان رسالت بودند. آنان نه شمشیر در دست داشتند و نه سپاه در اختیارشان بود، اما سلاحی داشتند که از هر شمشیری نافذتر بود؛ حقیقت.

خبرگزاری حوزه| تاریخ را همیشه فاتحان ننوشته‌اند. گاه حقیقت آن‌چنان بزرگ و نورانی است که حتی در میان هیاهوی قدرت و شمشیر نیز راه خود را به سوی آینده باز می‌کند. عاشورا یکی از همین حقیقت‌ها است. حادثه‌ای که اگرچه در یک نیم‌روز خونین در سرزمین کربلا رخ داد، اما به واقعه‌ای جاودانه در تاریخ بشر تبدیل شد. این جاودانگی تنها مرهون خون شهیدان نیست؛ بلکه وامدار کسانی است که پس از شهادت، امانت‌دار آن خون شدند، از حقیقت پاسداری کردند و اجازه ندادند روایت کربلا در دستگاه تحریف بنی‌امیه دفن شود.

در میان این امانت‌داران بزرگ، بانوان خاندان رسالت علیهم السلام جایگاهی بی‌بدیل دارند. آنان نخستین راویان عاشورا بودند؛ راویانی که نه از دور، بلکه از قلب حادثه سخن می‌گفتند؛ شاهدانی که تمام لحظه‌های نهضت حسینی را با چشم خود دیده بودند و هر یک به تنهایی گنجینه‌ای از حقیقت عاشورا به شمار می‌آمدند.

هر واقعه تاریخی برای ماندگاری نیازمند روایت است. اگر روایتی نباشد، حتی بزرگ‌ترین حوادث نیز در گذر زمان فراموش می‌شوند یا در معرض تحریف قرار می‌گیرند. دشمنان امام حسین علیه السلام این حقیقت را به خوبی می‌دانستند. آنان تنها به دنبال کشتن فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نبودند؛ می‌خواستند پیام او را نیز از میان ببرند. از همین رو پس از عاشورا تلاش کردند حادثه را به گونه‌ای دیگر روایت کنند؛ گاهی آن را شورشی علیه حکومت معرفی کردند و گاهی کوشیدند انگیزه‌های نهضت را پنهان سازند. اما آنچه تمام این نقشه‌ها را ناکام گذاشت، حضور زنان آگاهی بود که از آغاز حرکت امام حسین علیه السلام تا پایان مسیر اسارت، در کنار این نهضت حضور داشتند و اجازه ندادند حتی یک برگ از حقیقت عاشورا گم شود.

حضرت زینب کبری سلام الله علیها در رأس این جریان قرار داشتند. آن بانوی بزرگوار تنها رهبر کاروان اسیران نبودند؛ بلکه حافظ اصلی حافظه تاریخی عاشورا نیز بودند. ایشان از مدینه تا مکه، از مکه تا کربلا و از کربلا تا کوفه و شام در متن همه حوادث حضور داشتند. بسیاری از سخنان امام حسین علیه السلام، بسیاری از وصیت‌ها، بسیاری از صحنه‌های شهادت و بسیاری از اهداف نهضت، از طریق روایت‌های خاندان اهل‌بیت علیهم السلام به نسل‌های بعد منتقل شده است. اگر حضرت زینب سلام الله علیها و دیگر بانوان کاروان نبودند، بخش عظیمی از آنچه امروز از عاشورا می‌دانیم هرگز به دست ما نمی‌رسید.

عظمت این نقش زمانی آشکارتر می‌شود که به شرایط پس از عاشورا توجه کنیم. عصر دهم محرم، در ظاهر همه چیز برای نابودی نهضت آماده بود. فرماندهان و یاران به شهادت رسیده بودند، خیمه‌ها در آتش می‌سوخت، کودکان آواره بودند و خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به اسارت گرفته شده بودند. در چنین شرایطی بسیاری از انسان‌ها تنها به نجات خود می‌اندیشند، اما بانوان اهل‌بیت علیهم السلام رسالتی بزرگ‌تر بر دوش داشتند. آنان می‌دانستند که اکنون مهم‌ترین وظیفه، حفظ حقیقت نهضت است. از همین رو، در کنار تحمل مصیبت‌ها، به ثبت و انتقال حادثه نیز پرداختند.

یکی از ویژگی‌های مهم روایتگری بانوان کاروان حسینی این بود که روایت آنان از جنس گزارش خشک تاریخی نبود. آنان خود بخشی از حادثه بودند. هر جمله‌ای که بر زبان می‌آوردند، از دل یک تجربه عمیق برخاسته بود. هنگامی که حضرت زینب سلام الله علیها از مظلومیت امام حسین علیه السلام سخن می‌گفتند، سخن یک مورخ نبود؛ سخن خواهری بود که آخرین وداع برادر را دیده بود. هنگامی که از شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام یا حضرت عباس بن علی علیه السلام یاد می‌کردند، سخن یک ناظر بیرونی نبود؛ سخن کسی بود که قلبش با آن مصیبت‌ها شکسته بود. همین پیوند میان روایت و تجربه، به سخنان آنان قدرتی بخشید که هیچ دستگاه تبلیغاتی توان مقابله با آن را نداشت.

در کنار حضرت زینب سلام الله علیها، دیگر بانوان خاندان نبوت نیز هر یک نقشی در حفظ و انتقال میراث عاشورا ایفا کردند. حضرت ام‌کلثوم سلام الله علیها در کوفه و شام از حقیقت نهضت دفاع کردند. بانوان دیگر خاندان امام حسین علیه السلام نیز با پاسخ به پرسش‌ها، بازگویی وقایع و انتقال مشاهدات خود، به شکل‌گیری حافظه تاریخی شیعه کمک کردند. حتی کودکان بازمانده کربلا نیز در این فرآیند سهم داشتند. هر یک از آنان حامل بخشی از حقیقتی بودند که باید به نسل‌های بعد می‌رسید.

نکته مهم آن است که روایتگری بانوان عاشورا صرفاً به روزهای اسارت محدود نشد. پس از بازگشت خاندان اهل‌بیت علیهم السلام به مدینه، مرحله تازه‌ای آغاز شد. مدینه به نخستین مرکز بازگویی مصائب کربلا تبدیل شد. مردم برای شنیدن آنچه بر فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم گذشته بود، به دیدار خاندان ایشان می‌آمدند. در این دیدارها، جزئیات حادثه نقل می‌شد، نام شهیدان زنده می‌ماند و اهداف نهضت تبیین می‌گردید. این مجالس را باید نخستین محافل روایت عاشورا دانست؛ محافلی که زمینه شکل‌گیری فرهنگ عزاداری و حفظ هویت شیعی را در طول قرن‌ها فراهم ساخت.

اگر امروز نام شهدای کربلا را با احترام بر زبان می‌آوریم، اگر خطبه‌ها و سخنان امام حسین علیه السلام را در اختیار داریم، اگر از رشادت‌های حضرت عباس علیه السلام، جوانمردی حضرت علی اکبر علیه السلام، ایثار حضرت قاسم بن الحسن علیه السلام و مظلومیت طفل شیرخوار کربلا سخن می‌گوییم، بخش مهمی از این میراث به برکت روایت‌های بازماندگان عاشورا است. آنان اجازه ندادند شهیدان در غبار زمان گم شوند. هر شهید را با نام و فضیلتش به تاریخ معرفی کردند و هر صحنه را آن‌گونه که رخ داده بود به یادگار گذاشتند.

از منظر تاریخی نیز اهمیت این نقش بی‌نظیر است. بسیاری از گزارش‌های معتبر مقتل‌نویسان و مورخان نخستین، ریشه در روایت‌هایی دارد که از طریق خاندان امام حسین علیه السلام منتقل شده است. منابعی چون «الإرشاد» شیخ مفید، «لهوف» سید بن طاووس، «مقتل الحسین» ابومخنف و دیگر آثار تاریخی، بخشی از اطلاعات خود را از همین حافظه زنده عاشورا دریافت کرده‌اند. به همین دلیل است که بانوان اهل‌بیت علیهم السلام را باید نخستین حلقه زنجیره انتقال تاریخ عاشورا دانست.

اما نقش آنان فراتر از حفظ اطلاعات تاریخی بود. آنان به عاشورا معنا بخشیدند. هر حادثه‌ای می‌تواند روایت شود، اما همه روایات توان تبیین فلسفه یک حادثه را ندارند. بانوان کاروان حسینی نه تنها آنچه را رخ داده بود بازگو کردند، بلکه چرایی آن را نیز توضیح دادند. آنان به مردم آموختند که عاشورا نبردی برای قدرت نبود، بلکه قیامی برای احیای دین خدا، مبارزه با ظلم و پاسداری از کرامت انسانی بود. به همین دلیل، روایت آنان تنها حافظ گذشته نبود؛ چراغ راه آینده نیز شد.

در حقیقت، پس از شهادت امام حسین علیه السلام دو جبهه در برابر یکدیگر قرار گرفتند؛ جبهه‌ای که می‌خواست عاشورا را تحریف کند و جبهه‌ای که می‌خواست آن را زنده نگه دارد. فرماندهان جبهه دوم، بانوان خاندان رسالت بودند. آنان نه شمشیر در دست داشتند و نه سپاه در اختیارشان بود، اما سلاحی داشتند که از هر شمشیری نافذتر بود؛ حقیقت.

امروز پس از گذشت قرن‌ها، هنوز نام امام حسین علیه السلام زنده است، هنوز یاد شهیدان کربلا دل‌ها را می‌لرزاند و هنوز پیام عاشورا الهام‌بخش آزادگان جهان است. این ماندگاری تنها نتیجه شهادت نیست؛ نتیجه روایت نیز هست. خون در کربلا جاری شد، اما این روایت بود که آن خون را به تاریخ رساند. و نخستین راویان این حماسه جاودانه، بانوان بزرگوار خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم بودند؛ زنانی که در سخت‌ترین روزهای تاریخ اسلام، امانت‌دار بزرگ‌ترین حقیقت تاریخ شدند و عاشورا را از یک حادثه به یک مکتب تبدیل کردند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *