مجتمع آموزش عالی تاریخ سیره و تمدن اسلامی

 

اختصاصی شبکه اجتهاد: در ادبیات روابط بین‌الملل و مطالعات استراتژیک، یکی از پیچیده‌ترین حالت‌های درگیری، «جنگ نامتقارن» است؛ تقابلی که در آن، یک طرفِ میدان از برتری چشمگیر نظامی، رسانه‌ای و اقتصادی برخوردار است و تلاش می‌کند با تکیه بر این هیمنه، اراده‌ی رقیب را پیش از آغاز نبرد فیزیکی در هم بشکند. در روزهای تقابل جبهه مقاومت با ائتلاف غربی-صهیونیستی، ماشین محاسباتیِ مادی مدام بر طبل این نابرابری می‌کوبد تا حسِ شکست و انفعال را به جامعه تزریق کند.

اما نگاهی به تاریخ تحولات اسلام نشان می‌دهد که این صف‌آرایی، پدیده‌ای بی‌سابقه نیست. نبرد سرنوشت‌ساز «بدر» در ماه رمضان سال دوم هجری، نمونه‌ی کلاسیک یک تقابل کاملاً نامتقارن بود. ۳۱۳ نفر با حداقل امکانات لجستیکی، در برابر یک ارتش هزار نفره‌ی تا دندان مسلح ایستادند و در کمال ناباوریِ تحلیل‌گران آن عصر، معادله قدرت را تغییر دادند.

راز این پیروزیِ استراتژیک چه بود؟ بررسی آیات قرآن کریم نشان می‌دهد که عبور از یک بحرانِ نامتقارن، نیازمند یک «هندسه‌ی چهاربُعدی» است؛ چارچوبی جامع که از تغییر جهان‌بینی آغاز شده و به کنشگریِ میدانی ختم می‌شود.

بُعد اول: تغییر پارادایم در فهم پدیده‌ی «بحران»

نخستین گام در مدیریت یک نبرد نابرابر، اصلاح دستگاه محاسباتی جامعه نسبت به مقوله «سختی و جنگ» است. در نگاه تقلیل‌گرایانه، جنگ و تحریم مطلقاً شر و مایه عقب‌ماندگی تلقی می‌شود. اما قرآن کریم در آیه ۲۱۶ سوره بقره، پرده از یک قانون عمیق هستی‌شناختی برمی‌دارد: «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ…» (جنگ بر شما مقرر شده، هرچند ناخوشایندتان باشد؛ و چه بسا چیزی را ناخوش دارید، اما خیر شما در آن باشد).

در یک جنگ شناختی، دشمن روی «راحت‌طلبیِ طبیعیِ انسان» سرمایه‌گذاری می‌کند. اما منطق قرآنی به جامعه می‌آموزد که راه رسیدن به بازدارندگی و امنیت پایدار، از دلِ تنش‌ها می‌گذرد. تجربه تاریخی ملت ایران در جنگ هشت‌ساله نیز همین گزاره را اثبات کرد؛ تحریم‌های تسلیحاتی و فشارهای همه‌جانبه، اگرچه در ظاهر تلخ بود، اما به عنوان یک «کاتالیزور (سرعت‌بخش)»، جامعه را به سمت بومی‌سازیِ قدرت نظامی و دستیابی به تکنولوژی موشکی سوق داد. پذیرش این اصل که «خداوند به باطن امور آگاه است و ما نیستیم (وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ)»، جامعه را از انفعال و غرولندهای فرسایشی، به یک صبر استراتژیک می‌رساند.

بُعد دوم: سپر روان‌شناختی در برابر عملیات روانی

هنگامی که جامعه ناگزیر به حضور در میدان بحران شد، نیازمند ابزاری برای حفظ ثبات روانی است. بمباران اخبار منفی، بزرگ‌نمایی قدرت دشمن و لاف‌های رسانه‌ای، به مثابه «بمب‌های سنگرشکن» برای نابودی اراده‌ها عمل می‌کنند.

قرآن در دل داستان نبرد مؤمنان اندکِ طالوت با لشکر مجهزِ جالوت، راهکارِ ساخت یک «سازه مقاومِ شناختی» را ارائه می‌دهد: «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ» (بقره/۲۵۰).

در منظومه فکری مؤمن، «دعا و استغاثه» یک اقدام منفعلانه و گوشه‌گیرانه نیست؛ بلکه یک سلاح فعال برای اتصال به منبع بی‌نهایتِ قدرت است. استمداد از خداوند برای «تزریق صبر» و «تثبیت قدم‌ها»، ظرفیت روانی فرد و جامعه را در برابر نوسانات میدان جنگ بالا می‌برد. دستاوردِ این سپر معنوی، تنها پاداش اخروی نیست، بلکه ثمره دنیوی آن، خنثی شدن استرس‌های فلج‌کننده، بازگشت آرامش به اتاق‌های تصمیم‌گیری، و در نهایت حفظ استقلال و عزت یک ملت است.

بُعد سوم: انسجام اجتماعی؛ نقطه گرانیگاه پیروزی

تجربه نشان داده است که دشمنِ تا دندان مسلح، هرگاه در میدان نبرد سخت (Kinetic Warfare) با مانع روبرو می‌شود، استراتژی خود را به ایجاد فروپاشی از درون تغییر می‌دهد. در این مرحله، مهم‌ترین خط قرمز یک ملت، حفظ «انسجام اجتماعی» است.

قرآن کریم هشدار می‌دهد که کارکرد اصلی شیطان (و امپراتوری‌های شیطانی)، پمپاژ نفرت و دوقطبی‌سازی در درون جامعه است: «إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَهَ وَالْبَغْضَاءَ» (مائده/۹۱).

در شرایط بحران، هرگونه درگیری داخلی بر سر مسائل فرعی، بازی مستقیم در پازل دشمن است. خداوند متعال صراحتاً در بررسی استراتژیِ جنگ بدر می‌فرماید: «وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ» (انفال/۴۶)؛ تنازع و کشمکش داخلی، منجر به سستی و از بین رفتن «هیبت و ابهت» شما در چشم دشمن می‌شود. پیروزی‌های بزرگ مقاومت (مانند جنگ ۱۲ روزه) نشان داد که غلبه‌ی اجتماعی و یکپارچگی مردم، مانع از یارگیری دشمن و عرض اندام پیاده‌نظام او در داخل می‌شود. سعه‌صدر، پرهیز از برچسب‌زنی و ترمیم گسست‌های اجتماعی، شروط گریزناپذیر برای بقای ساختار یک کشور در دلِ طوفان‌هاست.

بُعد چهارم: کنشگریِ خُرد و ضریب‌فزاینده الهی

با اصلاح نگاه به بحران، کسب آرامش درونی و حفظ اتحاد، نوبت به گام نهایی، یعنی «کنشگری و اقدام» می‌رسد. در مواجهه با ماشین جنگی دشمن، ممکن است این تصور پیش بیاید که کارها و دارایی‌های کوچک ما چه اثری در برابر این هیمنه عظیم دارد؟ این دقیقاً همان ترسی است که در داستان تقابل حضرت موسی (ع) با ساحران فرعون به تصویر کشیده شده است.

پاسخ خداوند به این ترسِ تکنولوژیک، صریح و قاطع است: «قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّکَ أَنْتَ الْأَعْلَىٰ * وَأَلْقِ مَا فِی یَمِینِکَ» (طه/۶۸و۶۹). نترس که تو برتری؛ آنچه در دست داری را به میدان بیاور.

در منطق الهی، بزرگی یک ابزار تعیین‌کننده نیست، بلکه حضور شجاعانه در میدان اهمیت دارد. عصای چوبیِ یک چوپان، با اراده الهی، جادوی فرعونیان را می‌بلعد. این همان سنتی است که در نبرد بدر نیز تکرار شد. پیامبر اکرم (ص) تنها یک مشت خاک به سوی دشمن پرتاب کرد، اما خداوند آن را به طوفانی سهمگین تبدیل نمود: «وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ» (انفال/۱۷).

این آیات حامل پیامی حیاتی برای جامعه امروز است: منتظر امکانات فوق‌العاده نباشید. هرکس باید هرآنچه در توان دارد—یک یادداشت در فضای مجازی، یک روشنگری در محیط خانواده، یا هر اقدام مدنیِ دیگر—را به میدان بیاورد. اقدامات خرد انسانی، زمانی که با شجاعت و نیت الهی انجام شود، توسط پروردگار ضریب می‌گیرد و به یک «طوفانِ استراتژیک» تبدیل می‌شود.

نتیجه‌گیری

نبرد امروز ما با نظام سلطه، تکرارِ الگوی «بدر» است. جامعه‌ای که حکمت سختی‌ها را درک کند، با سلاح دعا ظرفیت روانی خود را توسعه دهد، در برابر وسوسه‌ی تفرقه و دوقطبی‌سازی بایستد، و بدون ترس از کثرت دشمن، دارایی‌های کوچک خود را جسورانه به میدان بیاورد، هرگز طعم شکست را نخواهد چشید. در این هندسه الهی، کثرت ماشین‌آلات دشمن رنگ می‌بازد و پیروزی نهایی، تنها نیازمند حضور باایمانِ انسان‌ها در میانه میدان است.

نویسنده: حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمدرضا هاشمی، استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *