سرویس اندیشه ایکنا به بهانه سالگرد ارتحال این عالم به سراغ شاگرد ایشان حجتالاسلام والمسلمین رضا مختاری؛ رئیس مؤسسه کتابشناسی شیعه رفته است. در این گفتوگو به زندگی شخصی و دوران اقامت، ویژگیهای علمی و پژوهشی، فعالیتهای آموزشی و اجتماعی، ویژگیهای اخلاقی و دینی و نقش ایشان در جامعه علمی اشاره شد، در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانیم:
استاد جلالی: زندگی ساده و روح بزرگ
استاد جلالی از سال ۱۳۵۹ شمسی از عراق وارد قم شدند یا تا آن سال ساکن کربلا و نجف بودند و در نجف درس میخواندند. کربلا نیز محل تولد ایشان بود. از سالی که وارد قم شدند، به کارهای پژوهشی و تدریسشان ادامه دادند و بنده هم از سالهای ۱۳۶۲ و ۱۳۶۳ با ایشان آشنا شدم. آقای جلالی حسینی در خانهای بسیار کوچک و محقر در چهارمردان قم زندگی میکردند و ما نیز به منزلشان رفتوآمد داشتیم.
اولین کاری که با همکاری و تصحیح ایشان چاپ شد، «منیه المرید» شهید ثانی بود؛ بنده آن را تصحیح کردم و ایشان آن را بررسی و پاورقیها را اصلاح کردند. این اثر در سال ۱۳۶۸ توسط بوستان کتاب دفتر تبلیغات اسلامی حوزه چاپ شد. از آن سال تا پایان عمر، بنده در خدمتشان بودم و از محضرشان استفاده میکردیم.
یکی از خصوصیات مهم آقای جلالی این بود که شاگردپرور و مشوق کارهای علمی بودند و به طلاب راهنمایی زیادی میدادند. تا زمان کرونا، هر عصر جمعه در منزل ایشان روضه برقرار بود. البته نام این جلسه روضه بود، اما قبل و بعد از آن، مجلس حال و هوای علمی داشت و طلاب سؤالات و مسائل خود را مطرح میکردند. روضه حدود ده دقیقه تا یک ربع طول میکشید و ایشان کارهای پژوهشی طلاب را میدید و تصحیح میکرد و هیچ ابایی از کمک به آنها نداشتند. مراجعان به ایشان تنها طلاب ایرانی نبودند؛ طلاب پاکستانی، هندی، یمنی و حتی زیدیها نیز حضور مییافتند.
ایشان، چون در یک خانواده علمی متولد و بزرگ شده بودند، اطلاعات کافی نسبت به حوزهها داشتند. برادر بزرگشان، سیدمحمدحسین، سالیان سال در شیکاگو مشغول تحقیق، پژوهش و تبلیغ دین بود. برادر دیگرشان نماینده مراجع در عراق بود که صدام او را به شهادت رساند و مقبره ایشان در وادیالسلام نجف قرار دارد. بعد از سقوط صدام، زمانی که بنده خدمت استاد جلالی در نجف بودم، توسط کفنکنهای وادیالسلام جای قبر برادر پیدا شد و سنگ قبر و تابلویی هم نصب گردید.
مرجع علمی و پژوهشی برجسته
کارهای تصحیحی استاد جلالی درجه اول و ممتاز بود؛ از جمله تفسیر «حبری» یا «الامامه و التبصره من الحیره» از ابن بابویه را تصحیح کرده بودند. ایشان همچنین آثار تألیفی فراوان و درجه اولی داشتند که مورد تقدیر و تجلیل بزرگانی چون آیتالله صافی گلپایگانی قرار گرفت. وقتی ایشان «منهج الرجالی» آیتالله بروجردی را نوشتند، آیتالله صافی از ایشان بسیار تعریف و تمجید کردند و دیداری هم با ایشان داشتند. از قضا، مقبره استاد جلالی در کربلا، در کنار آیتالله صافی و در کنار مقبره آیتالله میرزای شیرازی دوم قرار دارد.
پس از باز شدن راه کربلا بعد از سقوط صدام و آزاد شدن رفتوآمد، ایشان مکرراً به زیارت عتبات مشرف شدند و سختی راه و سن بالا هم مانع آنها نشد. بنده دو یا سه سفر همراه ایشان بودم و در یکی از سفرها، چند ماهی نیز مهمان عتبه حسینیه بودیم. ایشان علاقه بسیاری به زیارت داشتند و کثیرالزیاره بودند و در نزدیکترین نقطه به ضریح مشغول راز و نیاز و عبادت بودند.
آیتالله جلالی حسینی فردی بسیار شدیدالبکاء بود و در روضههایی که در منزلشان برگزار میشد، شاهد بودیم که زیاد گریه میکردند. ایشان در کنگرهها و همایشها نیز همکاری زیادی داشتند، از جمله با کنگره بینالمللی هزاره شیخ مفید که بیش از ۳۰ سال قبل در قم برگزار شد. برخی آثار شیخ مفید را تصحیح کردند و برای همه آثار ایشان فهرست و معرفینامه نوشتند که در یک جلد کتاب به چاپ رسید.
ایشان در تاریخ ائمه(ع)، بهویژه امام سجاد(ع)، تخصص داشتند و در شناسایی متون قدیمی و تصحیح آنها مهارت ویژهای داشتند. برای مثال، در اثر «تسمیه من شهد امیرالمؤمنین(ع)» نام کسانی که در جنگها با امیرالمؤمنان (ع) شرکت کرده بودند را شناسایی کردند. تخصص ایشان در تصحیح تراث بسیار زیاد بود.
آیتالله جلالی با مؤسسه کتابشناسی شیعه و مؤسسه دارالحدیث همکاری زیادی داشتند و چند کتاب و مقاله از ایشان به چاپ رسید. همچنین در برپایی کنگره شیخ کلینی همکاری داشتند و در عرصه تاریخ و حدیث به عنوان یک متخصص شناخته میشدند.
مجموعه رسالهها، مقالات و کتب ایشان شاید از ۲۰۰ عنوان هم بیشتر شود. مقالات زیادی در مجله «تراثنا» برای مؤسسه آل البیت چاپ شد و بررسی نهایی «وسائل الشیعه» که توسط مؤسسه آل البیت چاپ شد نیز برعهده ایشان بود. علاوه بر این، بسیاری از کتب دیگر نیز با کمک ایشان منتشر شد، حتی در مواردی که نامی از ایشان در فهرست اثر نیامده بود.
زیارت، تأثیرگذاری و ادامه مسیر علمی
آقای جلالی از همان دوره حضور در نجف، فردی به شدت انقلابی و طرفدار امام خمینی(ره) بود و در ایران نیز همچنان طرفدار امام و نظام و رهبری بود. با این حال، هیچ توقع مادی، پست یا مقام نداشت و هرگز مسئولیت رسمی قبول نکرد و کمک مالی دریافت نکرد. ایشان مدافع جدی انقلاب، امام و رهبری بود و سالها در خانهای بسیار کوچک در محله چهارمردان قم زندگی میکرد. در اواخر عمر به منزلی نسبتاً بزرگتر نقل مکان کردند که هرچند بزرگتر از منزل قبلی بود، اما همچنان محقر و ساده بود. زیرزمین خانه ایشان کتابخانه بود و منابع و کتابهایشان را با دیگران به اشتراک میگذاشتند و از این بابت هیچ ابایی نداشتند.
بنده در تدریس رسمی ایشان شرکت نکردم، اما استاد جلالی تدریس داشتند و برخی از طلاب شاگرد ایشان بودند. ایشان در دوره نجف با آقا بزرگ تهرانی آشنا بودند و از فعالیتهای او مطلع بودند. همچنین با علامه امینی آشنایی داشتند و کتابخانهها و جریانات فکری جهان اسلام را میشناختند. گرچه شاگرد رسمی این بزرگان نبودند، اما تحت تأثیر آنها در فعالیتهای علمی بودند.
برای برپایی همایش «کاشف الغطاء»، بنده با ایشان به نجف مشرف شدم و شاهد بودم که هیچ ابا و تکبری نداشتند و هر کار علمی که از دستشان بر میآمد انجام میدادند. وقتی صدام سقوط کرد، ما سفری به عراق داشتیم و ایشان در چند صفحه، آدرس و نام علمای عراق را نوشتند و گفتند: «میتوانید دیدار کنید.» هر سفری که خدمتشان بودیم، به دلیل جایگاه علمی ایشان در حوزه نجف، ما هم همراه ایشان میرفتیم و همه از وجود ایشان بهره علمی میبردند؛ در عین حال هیچ توقعی نداشتند. خداوند جزای ایشان را داد و در بهترین نقطه عالم، یعنی کربلا، دفن شدند.
زندگی ایشان زاهدانه و ساده بود و با دست پر از اعمال حسنه از دنیا رفتند. دو پسر دارند که هر دو طلبه، منبری و اهل تحقیق هستند و به کربلا رفت و آمد دارند. امیدواریم راه پدر را ادامه دهند و آثار چاپ نشده ایشان را منتشر کنند. ما به فرزندانشان توصیه کردیم و مطمئنیم عمل خواهند کرد. بسیاری از آثار استاد جلالی هنوز چاپ نشده است؛ از جمله ۲۰ شماره مجله «علوم الحدیث» به زبان عربی که همه کارهای مجله توسط ایشان انجام میشد.
در زمینه علوم قرآنی و تفسیری نیز آثار متعددی دارند، از جمله تصحیح «تفسیر الحبری» که نام یکی از مفسران اهل سنت است و ایشان این تفسیر را تصحیح و منتشر کردند. تخصص اصلی ایشان علوم حدیث و تصحیح متون بود. کتابچهای درباره ایشان از سوی عتبه عباسیه به مناسبت چهلمین روز ارتحال ایشان چاپ شد که آثارشان نیز معرفی شده و راهنمای خوبی برای علاقهمندان به علم ایشان است.



