پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در مقاله درجشده در روزنامه اطلاعات دی ماه ۱۳۵۷، امام خمینی به گونهای بیرحمانه مورد اهانت و حمله قرار گرفت. افترا این روزنامه موجی از اعتراضات شدید مردمی را در شهرهای مختلف به دنبال داشت.
بنا بر گزارشهای ساواک از قم: «جمعیت تظاهرکنندگان حدود ده هزار نفر در مدرسه خان و مسجد اعظم و صحنین اجتماع و در مسیر خیابان صفائیه حرکت نمودند.»[۱] جمعیت تظاهرکننده مورد هجوم دژخمیان رژیم قرار گرفته که منجر به شهادت عدهای و زخمی شدن عدهی دیگری شد.[۲] به مناسبت اربعین شهدای این روز مجالس ختم و سوگواری بسیاری در اغلب شهرها، برگزار شد. این مراسم در برخی از مناطق با سرکوب وحشیانه عوامل رژیم روبهرو شد و حوادث خونین دیگری را رقم زد. مهمترین حادثه در ۲۹ بهمن در شهر تبریز روی داد. در این روز که از سوی مراجع و علما عزای عمومی اعلام شده بود، گروههای کثیری از اقشار مردم روانه مسجد محل برگزاری مراسم شدند؛ اما با حضور متراکم پلیس و نیروهای امنیتی رژیم مواجه شدند که از ورود آنها به مسجد ممانعت میکردند. برای نخستین بار در تظاهرات تبریز اعلامیههایی با مضمون حمله مستقیم به شاه پخش شد و شعار «مرگ بر شاه»[۳] و «درود بر خمینی» سرزبانها افتاد.[۴] که با به خاک و خون کشیدن مردم، احساس ناامنی و انزجار مردم نسبت به حکومت پهلوی افزایش یافت.
پسلرزههای کشتار مردم
با نزدیک شدن عید نوروز، علما تصمیم گرفتند به دلیل وقایع اخیر قم و تبریز و مصائبی که باعث جریحهدار شدن قلوب مسلمانان شده، در فروردین ۱۳۵۷ از دید و بازدید و مراسم عید خودداری کنند وعزای عمومی اعلام شود.[۵] به گزارش ساواک روز ۱۹/ ۱۲/ ۳۶ [۱۳۵۶] شیخ محمد کفعمی یکی از روحانیون شهرستان زاهدان در فاصله بین نماز جماعت ظهر و عصر طی سخنانی از بازاریان خواست برای تکمیل کتابخانه مسجد جامع شهر زاهدان کمک نمایند. وی در سخنرانی خود از تحریم عید نوروز خبر داد و گفت: «امسال عید نداریم، لذا کارت تبریک برای بنده نفرستید. گول تلویزیون و روزنامهها را نخورید. همین روزنامهها بودند که نوشتند علما مرتجع هستند و درنتیجه فجایع شهرهای قم و تبریز را به وجود آوردند.» ۲۲ اسفند آیتالله سید محمدصادق روحانی از قم با صدور اعلامیهای ضمن برشمردن جنایات رژیم، بر تحریم عید تأکید کرد: «در چنین شرایط خفقانآور و قتلعامها با آنکه هنوز چهلم کشتههای تبریز فرا نرسیده و هنوز هزاران نفر از هموطنان ما در سوز و گدازند، آیا باز هم کسی میتواند اول فروردین را عید ملی بگیرد و مراسم جشن برپا کند؟»[۶]
در مشهد آیات عظام جواد تهرانی، علی فلسفی، سید کاظم مرعشی، حسین موسوی شاهرودی، ابوالحسن شیرازی، حسنعلی مروارید و حجج اسلام محمدمهدی نوقانی و محمدرضا مدرسی در تاریخ ۲۵ اسفندماه ۱۳۵۶ اعلامیهای صادر کردند که طی آن از مردم مسلمان خواسته شد که به دلیل حوادث رخداده در شهرهای قم و تبریز، از گرفتن عید در فروردین ۱۳۵۷ خودداری نمایند: «حوادث مؤلمه شهرستان قم و تبریز که قلوب مسلمانان را جریحهدار نموده، موجب شد که فروردین ۱۳۵۷ را عید نداشته باشیم، مقتضی است که مردم مسلمان نیز برای دلجویی از داغدیدگان این جهت را رعایت نمایند.»[۷]
مدرسان حوزه علمیه مشهد نیز اعلام داشتند: «به پیروی از علمای اعلام از انجام هرگونه مراسم تبریک وتهنیت اجتناب» خواهند کرد «و از عموم مردم غیور مسلمان» نیز خواستند «از انجام هرگونه مراسم نوروزی و جشن و سرور خودداری فرمایند.»[۸]
ازجمله افراد مشخص و بارز آنها میتوان به حجج اسلام عباس واعظ طبسی، شهید سید عبدالکریم هاشمینژاد، محمدرضا محامی، سید حسن ابطحی و سید جعفر سیدان اشاره کرد.
سال نو همراه درد و رنج جانکاه
جمعی از روحانیان تهران نیز با صدور اعلامیهای سال نو را سالی خواندند که «با درد و رنجی جانکاه همراه است» و باید با «احساس عمیقی از احترام به شهیدان قم و تبریز و همدردی با خانوادههای مصیبتزدهی آنان» آغاز کرد.[۹]
آیتالله سید عبدالله شیرازی نیز در ۲۷ /۱۲ /۱۳۵۶ با صدور اعلامیهای یادآوری کرد که: «جای این نیست که در این ایام مراسم عید را بپا نمایند، بلکه مقتضی است عموم مسلمانان نیز به منظور ابراز تألم از حوادث و اظهار تنفر از مأمورانی که دست به اینگونه جنایات زدند و در مقابل دفاع از حریم مقدس اسلام و مقام شامخ روحانیت و خواستههای دینی و مشروع روحانیت و ملت آن فجایع را به وجود آوردند و به منظور دلجویی از داغدیدگان و مصیبتزدگان، فرا رسیدن نوروز را عید نشناخته و مراسمی را به وجود نیاورند.»[۱۰]
۲۹ اسفند شهید آیتالله محمد صدوقی نیز از یزد اعلامیهای صادر کرد و اظهار داشت: «سال نو با ناراحتی شدید مادران و پدرانی که عزیز خود را از دست داده و غلطان در خون مشاهده نمودهاند شروع میشود… لذا مناسب است که عموم برادران مسلمان از برگزاری مراسم نوروز خودداری فرموده و به سوگ ماتم شهیدان بنشینند.»[۱۱]
پینوشت
[۱]. نوزده دی به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، ۱۳۸۲، ص ۷۰.
[۲] . برای اطلاعات بیشتر ن. ک، جایگاه قیام ۱۹ دی ۱۳۵۶ در انقلاب اسلامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۸.
[۳] . اسدی، فریبا ( ۱۳۹۴)، روابط سیاسی محمدرضا پهلوی و آمریکا در دوره کارتر، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۴۵.
[۴] . شیرخانی، علی ( ۱۳۷۸)، حماسه ۲۹ بهمن تبریز، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۵۸.
[۵] . شمسآبادی، حسن ( ۱۳۸۹) پیامدهای قیام نوزدهم دی ماه قم در مشهد، نامه تاریخ پژوهان، شماره ۲۳، ص ۶۶.
[۶] . اسناد انقلاب اسلامی ( ۱۳۷۴) ج ۵، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صص ۱۸۱-۱۸۲.
[۷] . همان، ج۵، صص. ۲۵۷ ـ ۲۵۸.
[۸] . همان، ج۵، ص ۲۵۷.
[۹] . همان، ج ۳، ص ۲۵۵.
[۱۰] . همان، ج ۱، ص ۴۳۵-۴۳۶.
[۱۱] . همان، ج ۲، ص ۲۳۱