مجتمع آموزش عالی تاریخ سیره و تمدن اسلامی

 

گروه فرهنگ خبرگزاری فارس: در میانه دهه ۵۰ شمسی، محمدرضا پهلوی در اقدامی که بسیاری از مورخان آن را «انتحار سیاسی» توصیف می‌کنند، دست به تغییری زد که نه تنها نظم زمان، بلکه نظم روانی و اعتقادی جامعه ایران را به هم ریخت. تغییر مبدأ تاریخ از هجرت نبوی به آغاز پادشاهی هخامنشی، سنگی بود که در برکه معنویت مردم پرتاب شد و موج‌های خروشان آن، چندی بعد تخت طاووس را در هم کوبید.

*جشن‌های ۲۵۰۰ ساله؛ بستری برای یک جایگزینی خیالی

ریشه این تصمیم را باید در «جشن‌های ۲۵۰۰ ساله» جست‌وجو کرد. جایی که شاه در مقابل مقبره کوروش، خود را میراث‌دار آیین شاهی نامید. او که با سرکوب و استبداد، سکوتِ از سر اجبار مردم را به معنای «پذیرش» تعبیر کرده بود، دچار این توهم شد که می‌تواند آیین شاهنشاهی را جایگزین فرهنگ نبوی کند.

شاه در کتاب «پاسخ به تاریخ» صراحتاً اعتراف می‌کند که برای احیای آنچه او «اصالت فرهنگ ایرانی» می‌نامید، باید مبنای تاریخ را به دوران هخامنشی بازمی‌گرداند. این اقدام، در واقع اعلان جنگی نرم علیه هویت اسلامی جامعه‌ای بود که قرن‌ها با تقویم هجری زیسته بود.

*آشفتگی در وقت و ساعت؛ وقتی «زمان» علیه مردم شد

خسرو معتضد، تاریخ‌نگار معاصر، با نگاهی جزئی‌نگر به لایه‌های پنهان این تصمیمات اشاره می‌کند. او معتقد است که رژیم پهلوی نه تنها با تغییر مبدأ تاریخ، بلکه با تغییرات عجیب در ساعت رسمی کشور، زندگی روزمره مردم را به استیصال کشاند.

در دهۀ ۵۰، دولت پهلوی دوم تصمیم گرفت ساعت رسمی کشور را یک ساعت به جلو بکشد؛ تصمیمی که تقلیدی از کشورهای اروپایی بود، جایی که این ایده ابتدا در آلمان سال ۱۹۱۶ و سپس در آمریکا، انگلستان و فرانسه اجرا شد، عمدتاً به دلیل کمبود انرژی پس از جنگ جهانی.

با فوران درآمدهای نفتی و سفرهای بیشتر مردم ایران به اروپا، تغییر ساعت هم در ایران الگو شد، اما بخش‌های سنتی جامعه و لایه‌های مذهبی چندان با آن موافق نبودند و به ناچار تن می‌دادند، هرچند میان ساعت قدیم و جدید تفاوت قائل می‌شدند.

معتضد روایت می‌کند که بازاریان و طبقات متدین فریاد می‌زدند: «نماز ما به هم خورد!»؛ چرا که تفاوت میان ساعت رادیو و ساعت شرعی، اختلالی بزرگ در فرایض دینی ایجاد کرده بود. در حالی که شاه تا ساعت ۸ صبح در استراحت بود، کارگران و کارمندان ناچار بودند سحرگاه راهی کار شوند. این گسست میان حاکمیت و زیست‌جهان مردم، رژیم را در سراشیبی سقوط قرار داد.»

تغییر تقویم، جبهه‌ای واحد علیه شاه ایجاد کرد. «یرواند آبراهامیان» مورخ معاصر در کتاب «ایران بین دو انقلاب» نوشته است: «در دوران معاصر کمتر رژیمی در عالم یافت شده که چنان بی‌پروا تقویم مذهبی کشور را مخدوش کند».

«سیر آنتونی پارسونز» و «ویلیام سالیوان» در خاطرات خود، این اقدام را یکی از نامعقول‌ترین کارهای شاه دانست که خشم و بدگمانی عناصر مذهبی را به اوج رساند.
محمدعلی کاتوزیان، در کتاب «اقتصاد سیاسی ایران»، در این باره می‌گوید که روشنفکران این اقدام را به سخره گرفتند، چرا که شاه را فاقد صلاحیت برای ادعای میراث‌داری از شکوه باستان می‌دیدند. از سوی دیگر، حتی خودِ شاه و کارگزارانش هم در محاسبه این تاریخ جدید ناتوان بودند؛ معتضد می‌گوید: «شاه حتی تاریخ مشروطه را به میلادی اشتباه می‌گفت و در محاسبات تقویم شاهنشاهیِ خودساخته‌اش درمانده بود.»

* «اشتباه کردم»

حتی در میان متحدان منطقه‌ای شاه نیز این اقدام با دیده تردید نگریسته می‌شد. ملک حسن دوم، پادشاه مراکش، در خاطراتش نقل می‌کند که به محمدرضا پهلوی هشدار داده بود: «تو تاریخ اسلام را فراموش کرده‌ای؛ در حالی که ایران با سعدی، حافظ و فلاسفه‌اش به اسلام خدمت کرده است.» شاه بعدها در آوارگی اعتراف کرد که در قبال نادیده گرفتن جایگاه اسلام در ایران اشتباه کرده است، اما برای این بیداری بسیار دیر شده بود.

در نهایت، فشار نارضایتی‌ها و گزارش‌های نگران‌کننده دیپلمات‌های خارجی مانند «استمپل» (رایزن سیاسی آمریکا) مبنی بر شکل‌گیری یک نیروی متشکل از روحانیون و بازاریان، رژیم را به زانو درآورد. دولت شریف‌امامی در سال ۱۳۵۷، در نخستین گام برای بقای خود، تقویم شاهنشاهی را لغو و تقویم هجری شمسی را بازگرداند. پرویز راجی، آخرین سفیر شاه در لندن، در خاطراتش می‌نویسد که خبر بازگشت به تاریخ اسلامی در روزنامه «دیلی تلگراف»، سندی بر شکست پروژه اسلام‌زدایی پهلوی بود.
ماجرای تغییر تقویم، آینه‌ای تمام‌نما از گسست یک حاکم از واقعیت‌های جامعه خویش است. شاه با نادیده گرفتن «هجرت پیامبر» به عنوان مبدأ زمانی یک ملت، در حقیقت پیوند خود را با ریشه‌های آن ملت قطع کرد. پایان تلخ این تقویم جعلی، یادآور این حقیقت است که هویت یک ملت را نمی‌توان با بخشنامه‌های درباری و وهمِ باستان‌گرایی تغییر داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *