علی ططری دبیر انجمن تاریخ شفاهی ایران، سومین سخنران این کارگاه بود. وی با اشاره به تخصصی شدن موضوع تاریخ شفاهی گفت: امروز تاریخ شفاهی به یک تخصص تبدیل شده است و هر مورخی که میخواهد در این حوزه کار کند، باید متخصص این حوزه شود. تاریخ شفاهی نیز انواع گوناگون دارد، از جمله تاریخ شفاهی سازمانی.
ططری، ضمن تاکید بر تخصصی بودن موضوع، یادآور شد به طور مثال وزارت نفت، خود به تنهایی میتواند به یک تخصص تبدیل شود. این وزارتخانه شامل چهار شرکت اصلی و چندین شرکت تابعه است و هر یک از این شرکتها میتوانند موضوع یک تخصص باشد، زیرا در جهان امروز، تاریخ از جزء به کل میرود.
این متخصص تاریخ شفاهی در ادامه به خاستگاه تاریخ شفاهی اشاره کرد و گفت: خاستگاه تاریخ شفاهی از غرب هست و بیشترین تولید محتوا و نظریهپردازی تاریخ شفاهی مولود انگلستان است. چه در آرشیو و چه در موسسات آنجا. بعد از جنگ جهانی دوم دو حوزه در تاریخ شفاهی پررنگ شدند: حوزه اروپا به مرکزیت انگستان و حوزه آمریکا به مرکزیت ایالات متحده.
او با اشاره به تفاوتهای فرهنگی آمریکا و انگلستان یادآور شد نگاه به تاریخ شفاهی همان نگاه سرمایهداری و خلق ثروت است. توسعه متوازنی شکل گرفت و این حتی در تاریخنگاری تاثیر گذاشت. عمده تاریخ شفاهیهای سازمانی را نیز بر تاریخ فردی متمرکز کردند و به سراغ رهبران، مدیران و کسانی رفتند که تولید ثروت کرده بودند.
اما بر خلاف تصور ما در انگلستان، نوعی نگاه سوسیالیستی حاکم شد و معتقد بودند که اگر میخواهید تاریخ شفاهی سازمانی انجام بدهید، باید کل اجزای سازمان را مورد بررسی قرار داد و نمیتوان فقط به سراغ روسا رفت. در تاریخ شفاهیهای سازمانیِ ما هم، همین نگاه انگلیسی غالب است.
اما نکته جالب اینجاست که تاریخ شفاهی در غرب با تاریخ شفاهی سازمانی شروع شد، اما آنجا به سمت و سوی دیگری رفت و به صدای بیصدایان تبدیل شد، مسائلی همچون تاریخ فرهنگی، تاریخ جمعیتهای خاموش، صداهای خاموش و به خصوص تاریخ شفاهی زنان پیوست و این از مقتضیات دنیای جدید بود.
ططری درباره تاریخ شفاهی پس از انقلاب گفت: زمان مصاحبههای تاریخ شفاهی اغلب پس از انقلاب است، مجموعههایی مانند تاریخ شفاهی هاروارد و… این به این دلیل است که پس از انقلاب نهادهای انقلابی متعددی در ایران مثل مرکز اسناد انقلاب اسلامی، سازمان اسناد و کتابخانه ملی و … به تدوین تاریخ شفاهی پرداختند و این روند، خارج از کشور نیز به نوعی در پاسخ این جریان شکل گرفت. اما این تاریخ شفاهیها هیچ کدام تاریخ شفاهی سازمانی نبود، بلکه اغلب رجال محور و رخداد محور بودند.
اهمیت یافتن تاریخ شفاهی سازمانی
ططری با اشاره به اهمیت یافتن تاریخ شفاهی سازمانی طی چند سال اخیر، به برخی بخشنامههای دولتی اشاره کرد که انجام تاریخ شفاهی را در اولویت سازمانها قرار داد. بخشنامههایی مانند بخشنامه سال 95 به امضای معاون اول رئیس جمهور برای انجام کار در عرصه تاریخ شفاهی سازمانی و بخشنامه سال 97 مبنی بر انجام تاریخ شفاهی ایثارگران و پس از آن بود که سازمانها به دنبال تدوین تاریخ شفاهی برآمدند. همین روند در صنعت نفت از زمان تاسیس مدیریت موزهها و مرکز اسناد صنعت نفت در سال 92 آغاز شد.
این استاد دانشگاه ضمن اشاره به اینکه برخی مفاهیم در سازمانها تعریف درستی ندارد، مفاهیمی همچون مدیریت دانش، تاریخ سازمانی، تاریخ شفاهی و حافظه سازمانی که همه اینها باید بازتعریف شوند.
اهداف تاریخ شفاهی سازمانی
ططری در ادامه ضمن اشاره به اهداف تاریخ شفاهی سازمانی، آنها را در چند عنصر خلاصه کرد:
1- آرشیو و بسترسازی برای دسترسی فوری و سریع به اطلاعات و دانش گذشته و ماندن در حافظه رسمی سازمان چرا که برخی از تصمیمات حیاتی، به صورت رسمی و در بخشنامهها ابلاغ نمیشوند و فقط در حافظه افراد باقی میمانند.
2- برجسته کردن نکات و تصمیمات مهم سازمانی در نقاط عطف مدیریتی
3- استفاده از حافظه سازمانی به عنوان بدنه دانش غیررسمی
4- ایجاد ترکیبی از تجربیات، مهارتها، تصمیمها و واکنشهای سازمانی
5- کاربردی کردن دانش گذشته در زمان حال با استفاده از تجربیات گذشته
6- به جریان انداختن دانش در همه سطوح سازمانی
7- ایجاد دیدگاه انتقادی با استفاده از نگرشهای انتقادی به عنوان یک روش مدیریتی
8- مستند شدن تاریخ سازمانها و شرکتهای به ویژه اقتصادی
9- معرفی چهرههای شاخص، نخبه و اثرگذار سازمان که مهجور و مغفول ماندهاند، چرا که برخی از چهرههای تاثیرگذار و خوشنام، به دلایل مختلف گمنام میمانند.
10-عدالت و انصاف در روایت تاریخ.