بررسی و نقد سریال مختارنامه از نظر تاریخی

 

انتقال فضای عصر به مخاطب، برخی از شخصیت های اصلی: مختار، کیان، محمد بن حنفیه، عبدالله بن زبیر، شمر، عمر سعد، رفاعة، نعمان بن بشیر انصاری، واقعه قصاص قاتلان امام حسین(ع).

 

1) انتقال فضای عصر به مخاطب

   سریال در این بخش خوب عمل نموده هر چند بهتر از این هم می شد کار کرد. این جنبه از سریال بسیار تاثیرگذار بود. مخاطب با اندیشه ها، جریان ها، نیروهای سیاسی و مذهبی فعال پس از شهادت امیرالمؤمنین (ع) آشنا می شود. با تفاخر عرب برعجم و نزاع عربی – عجمی، افکار و نوع عمل خوارج (مثلا در قسمت دوم)، با امویان در دوران معاویه و یزید و بحرانی که پس از مرگ یزید با آن مواجه شدند.

با آل زبیر و سوء استفاده ای که از فرصت ایجاد شده نمودند یعنی شهادت امام حسین (ع) و مرگ یزید. شاید مخاطب عمومی سریال نام آل زبیر را هم نشنیده بود چه برسد که ادعای خلافت آنان را بداند و کینه ای که از آل علی (ع) به دل داشتند. با شیعیان که کمی از آنان اعتقادی بودند و باقی سیاسی و یا به قول استاد رسول جعفریان، پیرو تشیع عراقی که علی (ع) را بر عثمان برتری می داد و آل علی (ع) را بر بنی امیه و کوفه را بر دمشق اما خالی از درک مفهوم امامت و ولایت پذیری بود.

 

  مخاطب این سریال، علاوه بر آشنایی با قیام مختار، با قیام توابان نیز آشنا شد و تفاوت اقدام احساسی آنان با قیام مختار برایش آشکار شد.  اما انتقادی که می توان وارد نمود این است که طبیعی است که سریال بیشتر به اوضاع کوفه (مقر توابان و مختار) و مکه (مرکز زبیریان) توجه کند اما می شد به مدینه بیشتر توجه نمود یعنی محل استقرار امام عصر،  امام سجاد (ع) و وقایعی که در آن رخ داد مانند قیام حره (هر چند در قسمت دوازدهم اشاره ای کوتاه به آن می شود). این در انتقال کامل فضای عصر به مخاطب مؤثر بود.

 

به هر حال قرار دادن مخاطب در فضای آن دوران که با فلاش بک هایی مناسب و به جا به واقعه عاشورا همراه بود (مانند نماز ظهر عاشورا، شهادت وهب و شهادت زهیربن قین که مورد اخیر بسیار هوشمندانه و هدفمند انتخاب شده است)، از محاسن ارزشمند سریال است چنان که موفق شد بخش مهمی از تاریخ قرن اول هجری را به میان خانواده ها بیاورد و آنان را در درک بهتر مظلومیت اهل بیت (ع) و حقانیت مکتب شیعه، یاری نماید. حتی گزارشی به دستم رسید که تماشای سریال سبب شیعه شدن فردی شده بود. پخش عربی سریال هم در جهان عرب بسیار اثرگذار بود و خیلی مورد استقبال قرار گرفت زیرا در فضای بسته کشورهای عربی چون عربستان سعودی که حتی نهج البلاغه هم در دسترس نیست، جوان شیعه می توانست تاریخ خود را مرور کند. 

 

2) برخی از شخصیت های اصلی

 

   این که فقط برخی از شخصیت ها انتخاب شده است به جهت مباحثی بوده که ضرورت بیان آن ها از سوی راقم این سطور احساس شده است. دیگر شخصیت های اصلی که درباره آن ها مطلبی نیامده، به جهت این است که این شخصیت ها و وقایع مربوط به آنان، در سریال به خوبی به تصویر کشیده شده است مانند ابراهیم بن اشتر نخعی و ابن زیاد. شایان ذکر است که در تاریخ آمده که صحابی پیامبر (ص)، ابوالطفيل عامربن واثله در قیام مختار شرکت فعال داشت و پرچمدار بود (المعارف، ابن قتیبه، ص 341، 624). اما اثری از این شخصیت مهم که برای آزاد نمودن محمد حنفیه از چنگال آل زبیر به مکه رفت و حتی پس از شهادت مختار تا بعد از سال 100 ﻫ.ق زنده ماند، در سریال ندیدم.

 

– مختار:

 

عدم ارائه تصویری قدسی از مختار از ابتدای سریال و اذعان به اشتباهات او از محاسن کار است. مثلا کشاورزی به جای جهاد و یاری کردن امام مجتبی (ع) که عمویش و کیان او را ملامت می کنند و یا این جمله کلیدی که من وقتی شمشیر می کشم که خودم فرمانده باشم حاکی از علاقه مفرط وی به رهبری و فرماندهی نظامی است چنان که زیر فرمان قیس بن سعد سردار امام مجتبی (ع) هم نمی رود. مختار در ابتدای سریال یک شیعه اعتقادی نیست بلکه علی (ع) و فرزندان و یارانش را بر شامیان ترجیح می دهد اما رفته رفته در او تحول حاصل شده و به یک شیعه اعتقادی تبدیل می شود (مرحوم مامقانی در تنقیح المقال به شیعه امامی بودن مختار تصریح نموده است). هر چند به دلایل مختلف ما در مورد مختار با تاریخی مبهم رو به رو هستیم مثلا این که اخبار او را بیشتر مخالفانش گزارش کرده اند (نک. تاریخ طبری وقایع سال های 66 و 67 که حتی ادعای نبوت و مسائلی چون ساحری به او نسبت داده شده است[1])  اما علامه مجلسی در بحار الانوار فرموده که بیشتر علمای شیعه دیدگاه مثبتی به مختار داشته اند اما من در مورد او توقف [علمی] می کنم. توقف علامه ناشی از همان ابهام ها در تصویر نمودن شخصیت تاریخی مختار است. سوالاتی چون عدم همراهی با امام مجتبی (ع)، حاضر نبودن در کربلا، وصلت نمودن با خانواده دو شخصیت منفور یعنی سمرة بن جندب و نعمان بن بشیر و … . ولی نکته دیگر در بیان علامه، دیدگاه مثبت غالب علمای شیعه به مختار است (مثلا علامه حلی، سید جمال الدین ابن طاوس، ابوعلی حائری، میرزا حبیب الله خویی و …). این دیدگاه اکنون نیز وجود دارد و از معاصران محدث قمی (ره) به رغم اذعان به مختلف بودن اخبار درباره مختار، از او به نیکی یاد نموده است (فیض العلام فی عمل الشهور ووقایع الایام، ذیل 14 رمضان). آیة الله العظمی بهجت (ره) نیز از مختار تجلیل نموده است (نک. در محضر حضرت آیت الله العظمی بهجت، محمد حسین رخشاد، ج 2، ص 9، ج 3، ص 134 – 135). مرحوم آیت الله العظمی خویی نیز از مدافعان جدی مختار است و در جایی می فرماید : « از ظاهر بعضى از روايات، به دست مى آيد كه قيام مختار با اذن و اجازه خاصّ امام سجّاد(ع) بوده است» (نک. پیامدهای عاشورا، سید ابوالفضل اردکانی). در واقع سریال مختارنامه با این رویکرد علمای شیعه منطبق است و در طی ارائه یک سیر صعودی از شخصیت مختار، نقطه ضعف های وی در مراحل پیش از تحول را نیز به تصویر کشیده است.

 

   صفاتی چون جنگ جويى شجاع، باهوش، سخاوتمند، حاضرجواب، باتجربه و بلند همت، عابد، زاهد و باتقوا که درمنابع در مورد مختار ذکر شده (از سوی بزرگانی چون ابن نما حلی و علامه امینی و دیگران) در شخصیت نمایش داده شده در سریال به خوبی نمایان است.

 

– کیان:

 

شخصیت او در سریال خوب تصویر شده و با گزارش های تاریخی همخوانی دارد[2] اما  مشکل جدی در مورد شخصیت وی در سریال همین نام کیان است. در منابع گوناگون از این شخصیت بیشتر با کنیه ابوعمره یاد شده است (بدون اشاره به نام کیسان، مثلا تاریخ مدینة دمشق از ابن عساکر، البدایة والنهایة از ابن کثیر، ذوب النضار از ابن نما حلی و اصدق الاخبار فی قصة الاخذ بالثار از سید محسن امین) اما بعضا نامش را کیسان نوشته اند (مثلا امالی طوسی و لهوف سیدبن طاوس). بحث اینجاست که برخی کیسان را لقب خود مختار می دانند و نه نام ابوعمره. اما کیسان به عنوان نام نیز رایج بوده چنان که نام پدر طاوس یمانی، از کبار تابعان ایرانی نژاد، کیسان بوده است. به هر حال حتی اگر نام ابوعمره را کیسان بدانیم چنان که در قسمت  29 و 30 از زبان خود او می شنویم، موردی که نام او را کیان نوشته باشد و یا مثلا نام دوم او را کیان بداند یافت نشد.

 

   دکتر محمد حسین رجبی دوانی در جایی گفته ­اند: «به نقل از يكي از دست اندركاران ساخت سریال، نام كيسان به جهت راحتي تلفظ براي ايرانيان و ملموس بودن نام كيان، به اين نام تغيير پيدا كرده است». ولی به نظر حقیر، بهتر بود این کار را نمی کردند.

 

– ام ثابت همسر اول مختار (دختر سمرة بن جندب):    او چنان که دیدیم دلش با قیام مختار همراه نبود. بنا بر نقل محدث قمی، در ماجرای منجر به قتل مختار هم حاضر شد برای نجات جانش از مختار تبری کند (فیض العلام فی عمل الشهور ووقایع الایام، عباس قمی، ذیل 14 رمضان). شاید این را از پدرش به ارث برده است زیرا پدرش هم حاضر شد در برابر چهار صد هزار درهم معاویه، حديثي جعل کند که آيه­ي شريفه­ي (ومن الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضات الله …) (بقره / 207) درباره­ي ابن­ملجم نازل شده است زيرا براي کشتن علي علیه السلام خود را به مخاطره انداخت حال آن که این آیه به خاطر فداکاری علی علیه السلام در لیلة المبیت نازل شده است. و  از سوی دیگر  ضمن روایتی به مردم گفت که آیات 204 و 205 سوره ­ی بقره درباره­ی علی علیه السلام نازل شده است (شرح نهج البلاغه، ابن ابی ­الحدید، ج 4، ص 73).

 

– عمره همسر دوم مختار (دختر نعمان بن بشیر انصاری): او واقعا مختار را دوست می داشت و این محبت به شوهر با نیتی الهی بود گواه این ادعا این است که بر خلاف ام ثابت، حاضر به لعن و تبری از مختار نشد و به دست زبیریان کشته شد. تنها نکته این است که محدث قمی کشته شدن عمره  و آزادی ام ثابت را پس از قتل مختار نوشته است اما در سریال قبل از آن بود (نک. فیض العلام فی عمل الشهور ووقایع الایام، ذیل 14 رمضان). 

 

– محمد حنفیه:

 

او در خلافت عمربن خطاب (13 –23 ﻫ.ق) در سال 15 يا 17 ه‍.ق یا بعد از آن در مدينه متولد شد. بنابراین حدود پانزده سال از مختار کوچکتر است. این با تصویر ارائه شده از او در سریال تناسبی ندارد. فردی بسیار پیر و علیل که تناسبی با پرچمدار رشید صفین ندارد. در مناقب آل ابی طالب از او تعبیر به شجاع ترین فرد زمانه اش شده است و من تا کنون با منبع معتبری مواجه نشده­ام که چنین چهره ای از او ترسیم کند هرچند برخی گفته اند شل بود و توان بر جهاد نداشت اما اگر این هم صحیح باشد در نمایش ضعف وی مبالغه شده است. در برخی منابع شرح حال او (مثلا طبقات ابن سعد، ذیل محمد بن الحنفیه و سیر اعلام النبلاء از شمس الدین ذهبی، ذیل ابن الحنفیه) هیچ اشاره ای به علیل بودن وی پس از واقعه عاشورا و هنگام قیام مختار نیافتم. محدث قمی هم در نفس المهموم در بیان توصیه ابن حنفیه به امام حسین (ع)، درباره عدم همراهی او با امام (ع)، روایتی آورده که هیچ اشاره ای به شل بودن یا علیل بودن وی ندارد. شاید به نظر برسد که این تصویر می خواهد بگوید که از غم شهادت برادرش امام حسین (ع)  به این حال افتاده است اما بیشتر به نظر می رسد که می خواهد توجیه گر عدم حضور او در کربلا باشد. به طور کلی نحوه نمایش شخصیت محمد حنفیه از نقاط ضعف سریال است (نک. دانشنامه امیرالمؤمنین (ع)، آیت الله ری شهری، ذیل فرزندان امام علی علیه السلام) .

 

– عبدالله بن زبیر:

 

ابن زبیر شخصیتی بود که از فضای پس از شهادت امام حسین (ع) سوء استفاده نمود و ادعای خلافت کرد. او ابتدا خود را خونخواه حسین (ع) معرفی کرد و خود را عابد و زاهد نشان داد چنان که اهل تسنن او را از عابدترین مردم می دانند. اما پس از قدرت گرفتن کینه خود نسبت به آل علی (ع) را آشکار نمود او در خطبه نماز جمعه صلوات نمی فرستاد و می گفت پیامبر (ص) اهل بیت بدی دارد و می خواست همه اولاد علی (ع) را از بین ببرد. با تمام این ها از آن جا که وی صحابی است و صحابه همه مورد تکریم اهل تسنن هستند بهتر بود همین حقایق گفته می شد نه این که با ارائه تصویری مسخره از او احساسات اهل تسنن را جریحه دار کنیم. هر چند نقش وی از جذابیت های فیلم بود و بازی رضا کیانیان در این نقش به خاطره تبدیل شد اما لزومی به این کار نبود و در ارائه این شخصیت بسیار غلو شده بود. با آن شکم گنده و پرخوری مفرط. همین ابن زبیر یکی از فاتحان شمال آفریقا است و روزی شمشیر می زده است. پدرش هم سیف الاسلام بود. تصویر ارائه شده از او حتی با برادرانش تناسب ندارد مثلا جنگاوری مصعب. نمایش چنین تصویری هم زمان بود با فتوای رهبر معظم انقلاب (دام عزه) در حرمت توهین به نمادهای اهل تسنن. بنابراین بهتر بود شخصیت ابن زبیر همانند شخصیت ابن عمر تصویر می شد. شیخی خانه نشین و عابد که بنا بر نقل ابن سعد در طبقات، حق  را با غالب می دانست یعنی هر کسی زورش بیشتر است. از آن جا که مخاطبان سریال نوع عمل او را محکوم می دانستند (چنان که در مصاحبه های مردم بود) می توان نتیجه گرفت که پیام سریال درباره این شخصیت به مخاطب منتقل شده بدون این که ابن عمر صحابی و خلیفه زاده مسخره شود.

 

 

– شمر:

 

در فیلم به درستی بیماری برص وی تصویر شده است. به این مرض وی در منابع اشاره شده و نیز در روایتی منسوب به پیامبر (ص) : «گویا می بینم که سگی دو رنگ خون اهل بیتم را می خورد» که در منابع اهل تسنن نیز آمده است (الوافی بالوفیات از صفدی). نکته مهم و مثبت تصویر او در سریال این است که او قتل پسر رسول خدا (ص) را توجیه اعتقادی می کند. شمر واقعا چنین بوده است؛ زیرا پدرش صحابی بود و خودش هم راوی حدیث. از ابواسحاق سبیعی نقل است که [روزی در کوفه] شنیدم که شمر بعد از نماز می گفت: «خدایا تو می دانی که من شریفم، پس مرا بیامرز»! به او گفتم: چگونه خدا تو را بیامرزد در حالی که در کشتن پسر رسول خدا (ص) مشارکت نمودی؟ گفت: وای بر تو چگونه مشارکت نمی کردم در حالی که امرایمان ما را به آن امر کردند. اگر با آنان مخالفت می کردیم از خران آبکش کمتر بودیم! (میزان الاعتدال از شمس الدین ذهبی). انتقال این موضوع به مخاطب بسیار مهم و از نکات ارزشمند سریال است چون غالب مخاطبان فکر می کردند شمر یک لات بی سر و پا بوده است. کارگردان بر خلاف سریال امام علی (ع) که به غلط نشان داد ابن ملجم برای قطام، امام (ع) را کشته است، در این مورد صحیح و موفق عمل نمود. به علاوه نشان داد که اعتقاد امثال شمر و یا ابن زیاد (به قسمت هشتم و گفته او به مسلم بن عقیل (ره) که تو را برای رضا خدا می کشم چون ارتدادت محرز است، دقت شود)، ریشه اش در حب دنیا است و واقعی نیست و تظاهر است (به گفت و گوی شمر با دوستش در قسمت 28 دقت شود و نیز به خنده های ابن زیاد در مرگ بوزینه خلیفه در قسمت 12). هر چند برخی چون مسلم بن عقبه سردار یزید که به مدینه حمله کرد و یا گروهی از سپاهیان شامی، فریب خورده بودند و واقعا به حقانیت یزید باور داشتند (نک. قسمت پانزدهم).

 

   – عمر سعد:

 

دنیا خواهی او خوب نمایش داده شده، حتی گرایش اموی او ریشه در حب دنیا و خصوصا ریاست طلبی دارد (به طلب امارت از نعمان به واسطه مختار دقت کنید). این که مختار به او می گوید پدرت را معاویه به زهر کشت (قسمت دوم) حاکی از این است که نه تنها درباره عمر سعد بلکه درباره پدرش و دیگر اطرافیانش مطالعه خوبی صورت گرفته است.

 

– رفاعة:

 

شخصیت او خوب پردازش شده و ماجرای کشته شدنش مثال خوبی از انطباق سریال با تاریخ است. در تاریخ آمده که وقتی شنید می گویند یا لثارات عثمان از عدم همراهی با مختار بازگشت و بعد کشته شد یعنی همان چه در سریال دیدیم.

 

– نعمان بن بشیر انصاری:

 

شخصیت او خوب ارائه شده زیرا هر چند جیره خوار سفره بنی امیه بود اما شخصیتی ملایم داشت و علاقه به خونریزی نداشت. چنان که امارت او بر کوفه تداوم می یافت احتمال پیروزی امام حسین (ع) و تسلطش بر کوفه بسیار بالا بود (نک. عاشوراشناسی، محمد اسفندیاری، ص 241 –253).

 

3) وقایع

 

   به طور کلی وقایع مختلف مثلا ماجراهای مربوط به مسلم بن عقیل (ره)، شورش شمر و یارانش علیه مختار، قیام توابان و … از نظر انطباق با متون تاریخی، خوب و قابل قبول ارائه شده و تاثیر مشاوری آگاه چون حجة الاسلام رسول جعفریان در فیلم محسوس است مثلا نکات ریزی مانند این که ابراهیم اشتر، چهره ابن زیاد را نمی شناخته (قسمت 31) در تاریخ آمده است. حتی در صحنه پردازی بسیار دقت شده مثلا در قسمت دوازدهم مختار به طائف نزد مادرش می رود. او نزد مادرش در تاکستانی آباد نشسته است، انتخاب تاکستان حاکی از مطالعه دقیق است. سابقه شهرت انگور طائف به دوره جاهلیت و صدر اسلام می رسد (نک. احسن التقاسیم از مقدسی)  برای نمونه نقل شده وقتی رسول خدا (ص) به طائف رفت و اهل آن را به اسلام خواند و مردم حضرت را آزار دادند، ایشان به باغی پناه برد و در سایه درخت انگوری نشست. در کنار این همه دقت، نشان دادن پرچم سه رنگ ایران از اشتباهات سریال بود (قسمت 30).

 

– ضربت خوردن امام مجتبی (ع) در ساباط: این واقعه تاریخی در فیلم به خوبی تصویر شده و انتخاب خوبی برای آغاز سریال بوده است. زیرا مخاطب را از همان ابتدا با فضای آن دوران و دو جبهه مخالف اهل بیت (ع) یعنی امویان و خوارج آشنا می کند. در ادامه، شهادت میثم تمار هم کارکردی مناسب دارد و فرق ابن زیاد و نعمان بن بشیر را برای مخاطب تبیین می کند. در قسمت چهاردهم هم مخاطب با واقعه حمله به کعبه و سوختن قبله مسلمانان آشنا می شود که بعد از عاشورا و حمله به مدینه، سومین جنایت بزرگ یزید بود.

 

– خون خدا: این عنوان قسمت دهم سریال است و ترجمه ای غلط برای ثار الله که باید از نوشتن و گفتن آن پرهیز کرد. ثار الله به معنای خون خدا نیست و ثار هم به معنای خون نیست. دم یعنی خون. ثار الله یعنی کسی که خونخواهش خدا است (نک. ثار، علی شریعتی).

 

– شهادت امام حسین (ع): هرچند مشهور نزد عموم مردم آن است که شمر قاتل آن حضرت است اما قاتل امام (ع) به درستی سنان بن انس شناسانده شده و این مطابق با منابع متقدم است.

 

– قصاص قاتلان امام حسین (ع):

 

الف) به نظر می رسد دو گونه روایت در باره کشته شدن شمر وجود دارد روایتی ملایم و روایتی خشن که کارگردان به درستی روایت ملایم را برگزیده است. درست بودن کار کارگردان به دو جهت است یکی رعایت حال مخاطب عمومی این سریال و دیگری این که به نظر می رسد روایت ملایم به حقیقت نزدیک تر است زیرا اگر آن چه در مختار نامه ها آمده که قاتلان سید الشهداء (ع) را کشتند و سوزاندند و جوشاندند و آویزان کردند و پاره پاره کردند صحیح باشد این خلاف سنت رسول خدا (ص) است که فرمود مثله نکنید حتی اگر سگ دیوانه باشد. به نظر می رسد برخی روایات بسیار خشن حاصل مبالغه راویان و نشان دهنده عمق کینه آنان از دشمنان اهل بیت (ع) باشد. در ماجرای قتل شمر بنا بر بعضی از روایات او با ضربت ابوعمره کشته شد شبیه آن چه در سریال به نمایش درآمد اما روایتی در امالی طوسی می گوید که ابوعمره او را نزد مختار فرستاد و مختار گردنش را زد و جسدش را در دیگ روغن انداخت و جوشاند و فردی از یاران مختار سر او را لگد می کرد. البته در منابع متعددی (مانند تاریخ طبری، الفتوح ابن اعثم کوفی و مقتل خوارزمی) آمده است که قاتل شمر، یکی از یاران مختار به نام عبدالرحمن بن عبید همدانی بوده و نه ابوعمره. دیگر آن که، در منابع آمده است که زربی غلام مختار توسط شمر کشته می شود اما در سریال، رستم غلام شمر او را می کشد (قسمت 28).

 

ب) در مورد کشته شدن عمربن سعد نیز تا آن جا که من می دانم بر خلاف آن چه نمایش داده شد، او به دست ابوعمره کشته می شود و نه بن کامل. نوشته اند پسرش نیز به امر مختار کشته می شود (برای نمونه نفس المهموم، محدث قمی) اما چنین چیزی در سریال نبود (قسمت 27).

 

ج) آن چه که در مورد سوزاندن جنازه خولی در سریال دیدیم، منطبق بر منابع است. علت سوزاندن جنازه وی ظاهرا این بوده که او را کافر می دانستند و از این رو احترامی برای بدنش قائل نبودند. نفرت عمومی در چنین اقداماتی بسیار مؤثر بوده است.  من گزارشی ندیدم که ابن ملجم را سوزانده باشند ولی ابن بطوطه در سفرنامه اش می گوید اهل کوفه بر گورش آتش می افروزند.  در مورد حرمله هم نوشته اند که به امر مختار، اول دو دست و سپس دو پای او را قطع کردند و در حالی که نیمه جان بود او راسوزاندند. ممکن است آنچه در سریال دیدیم (قسمت 30) به جهت همان ملاحظاتی باشد که در قسمت الف آمد.

 

پی نوشت مطالب

[1]  کارگردان آگاهانه مسائلی را به تصویر می کشد که مخاطب مطلع و آشنا با تاریخ متوجه شود که کثرت مطالب ضد مختار در منابع تاریخی (مانند تاریخ طبری) مد نظر کارگردان بوده است. وی برای این کار، این مطالب را از زبان دشمنان مختار بیان می کند مطالبی چون کذاب و ساحر دانستن مختار و نسبت غیب دانی و معجزه به او.

 

[2]  برای آشنایی بیشتر با وی نک.  مدخل کیسان ابوعمره در دانشنامه جهان اسلام به قلم زیبا شمسی، قابل دسترسی در:

 

 http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=6829

 

منبع: یادداشتهای سعید طاوسی(وبلاگ).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *